اینترلاک های الکتریکی در پست های فشار قوی برق

اينترلاك به معناي قفل دروني و چفت وبست است كه به دو نوع زير ، تقسيم بندي مي شود:  اينترلاك الكتريكي و اينترلاك مكانيكي.در پستهاي فشار قوي ، تعدادي از كليد زني ها به تركيب و حالات تجهيزات پست، بستگي داشته و نياز به يكسري كليد زني هاي ترتيبي دارند . براي ورود يا خروج صحيح تجهيزات در مدار و دسترسي پرسنل تعمير و نگهداري تجهيزات به اينترلاكهاي مناسب، نياز مي باشد تا بدين ترتيب از كليدزني غير مجاز در پست جلوگيري بعمل آمده و ايمني پرسنل براي دسترسي به پست، تضمين گردد.سلامت پرسنل در طول بهره برداري و تعمير و نگهداري تجهيزات و باز و بست كليد و ***يونر بايد تضمين شود. مبحث اينترلاك در ارتباط با كنترل پست و پرسنل تعمير و نگهداري مطرح شده و در طول طراحي پستهاي فشار قوي، در نظر گرفته مي شود. با استفاده از اينترلاكهاي مناسب، مي توان احتمال خطاي ناشي از اشتباه شخصي را به حداقل رسانده و تجهيزات مورد نظر را حفاظت نمود و به عملكرد صحيح كليدها و ***يونرها دست يافت.

 

 اينترلاكهاي الكتريكي، توسط بكارگيري كنتاكتهاي كمكي تجهيزات كه نشاندهندة حالت آنها مي باشند ، انجام مي گيرند . ادغام اين كنتاكتها در مدار فرمان تجهيزات مورد نظر ، از وقوع كليدزني نامناسب جلوگيري مي نمايد.

     اينترلاك مكانيكي ، با قرار دادن ضامن (كه مي تواند دسته يا هندل عمل دهنده باشد) درون مكانيزم مكانيكي دستگاه و قفل كردن آن حاصل مي‌شود.

 روشهاي اينترلاك

       منطق اينترلاك براي ترتيب صحيح كليدزني ***يونرها و كليدها به دو طريق انجام‌مي گيرد. يك روش استفاده از رله ها و روش ديگر بكارگيري كامپيوتر است. انتخاب بين دو روش به پيچيدگي سيستم و قابليتهاي حفاظت و كنترل پست بستگي دارد كه توسط طراح برگزيده مي شود.

 سيستمهاي متكي بر كامپيوتر

      از سيستمهاي كامپيوتري،مي‌توان هم به‌عنوان مونيتورينگ سيستم و هم به‌عنوان اينترلاك عملياتي، استفاده نمود. دراين صورت، كامپيوتر اپراتور را آگاه مي سازد كه آيا بستن يك كليد يا ***يونر صحيح است يا خير و در صورتي‌كه كامپيوتر بصورت عملياتي بكار رود، از عمل كردن نامطلوب كليد يا ***يونر جلوگيري مي كند.

       در سيستمهاي كامپيوتري از دو كامپيوتر بعنوان اصلي و آماده به خدمت،  بهره گرفته مي شود تا از نقطه نظر قابليت اعتماد كامل شده و ميانگين زمان بين خطا(MTBF )،در اين سيستم بيش از چند سال باشد. اين سيستم همچنين اجازه مي دهد كه تعداد كليدهاي تحت نظارت بدون نياز به تغيير نرم افزار،  افزايش يابد.

     دورنماي استفاده از كامپيوتر در اينترلاكهاي پست، ايجاد تركيبهاي اينترلاك كامل و كنترل از راه دور است كه نياز به پانل ميميك كامل همراه با سوئيچ ديسكريپنسي را، بر طرف نمايد.

 استفاده از رله ها در اينترلاك

      اينترلاك بين تجهيزات توسط كنتاكتهاي كمكي و تركيبات آنها در مدار عمل كننده كليد يا ***يونر، انجام مي گيرد. بنابراين يك كليد يا ***يونر، زماني عمل مي كند كه كنتاكتهاي كمكي كليدها يا ***يونرهاي ديگر در شرايطي باشند كه اجازه شروع را بدهند. بدين ترتيب، حالت باز يا بسته بودن يك كليد، از چگونگي وضعيت كنتاكت كمكي آن مشخص مي گردد.

        در پستهاي فشار قوي، اينترلاكهاي مختلفي بكارمي روند كه تعدادي از آنها در اكثر پستها مشترك بوده و در شكل صفحۀ10 نمايش داده شده است. براي فراهم آوردن اينترلاك مناسب در پست بخصوص، تعدادي از اين تركيبهاي پايه در هم ادغام شده و نيازمندي پست را برآورده مي كند.  

       در طراحي تركيبهاي تركيبهاي مختلف اينترلاك ، فرضيات و موارد زيرمورد توجه قرار مي گيرد:

 

-        ***يونرها توانايي وصل يا قطع جريانهاي خازني به جز خطوط هوايي و بانكهاي خازني را دارند.

-        ***يونرها ظرفيت وصل يا قطع ندارند.

-        ***يونرها توانايي وصل يا قطع جريانهاي مغناطيس كنندگي ترانسفورماتورها را ندارند.

-        ***يونرها توانايي دشارژ كردن بانكهاي خازني را ندارند.

-        ***يونر زمين تغيير حالت نمي دهد مگر اينكه مداري كه ***يونر بر روي آن نصب شده است، از تمام منابع تغذيه ايزوله شده باشد.(براي زمين كردن از رله ولتاژ صفر سه فاز بهره گرفته مي شود.)

-        چنانچه ***يونر زمين مربوط به ***يونر خط بسته باشد،***يونر خط نبايد عمل نمايد.

-        بازكردن كليد آزاد است.

-        بستن كليد از اطاق كنترل پس از بسته شدن ***يونرهاي طرفين آن امكان‌پذير است.

-        كليد سمتLV ترانسفورماتور، پس از اطمينان از بسته شدن كليدHV و چك سنكرونيزم بسته مي شود.

-        فرمان دستي باز شدن كليد از اتاق كنترل زماني صادر مي شود كه ***يونرهاي دو طرف كليد بسته باشند.(بجز در شرايط تعمير و نگهداري).

-        كليد فشار قوي از محوطه پست بسته نخواهد شد،مگر اينكه ***يونر هاي مربوطه باز باشند.

-        فرمان بسته شدن كليد قدرت از اتاق كنترل،درصورت بسته بودن ***يونر دو طرف،مجاز مي باشد.(بجز در شرايط تعمير و نگهداري).

-        اينترلاكهاي عملياتي،بسته به شرايط و تركيب تجهيزات پست در نظر گرفته       مي شود.

-        اينترلاكهاي فوق، از طريق كنتاكتهاي كمكي تجهيزات پست مثل كليدها و ***يونرها و... تهيه شده و در مدار فرمان وصل كليدها و قطع و وصل ***يونرها، ادغام مي شوند تا ترتيب كليدزني مناسب فراهم شود.

  اينترلاك تعمير و نگهداري:

       كليه كليدها و ***يونرها و ***يونرهاي زمين بايد داراي اينترلاك صحيح باشند تا از عملكرد غير مطلوب جلوگيري بعمل آيد . اينترلاك كردن، عملياتي متناسب با عملكرد و كليدزني در سيستم است و مجموعه اي از كليدزني هاي مناسب را انتخاب مي نمايد.   در اينترلاك كردن تعمير و نگهداري، تعدادي كليدزني براي امنيت تجهيزات و پرسنل فراهم مي شود.اين نوع اينترلاك با ايمني پرسنل و تجهيزات سر و كار دارد. چنانچه پرسنل تعمير و نگهداري بخواهد بر روي نقطه اي در پست كار كند، شرايط زير بايد فراهم شود:

 -        اين نقطه از تمام منابع تغذيه جدا گردد.

-        چك شود كه از منابع تغذيه ايزوله شده است.

-        تجهيزات تحت بررسي پرسنل، زمين شود.

-        چك شود كه زمين كردن با موفقيت انجام شده است.

-        اجازه كار كردن را صادر نمايد.

      اين سيستم اطمينان مي دهد كه تمام ***يونرها و سوئيچهاي زمين عمل كرده و سپس دسترسي پرسنل به تجهيزات را مجاز مي داند.شرايط فوق، اصول اينترلاك براي تعمير و نگهداري كليه تجهيزات پست را تعيين مي كند.

 * براي تعمير و نگهداري كليد بايد اينترلاكهاي زير برقرار باشد:

 - با انتخاب موقعيت تعمير دركليد (Maintenance)توسط پرسنل، بايد از ارسال فرمان وصل از راه دور جلوگيري گردد.

 -        ***يونرهاي دو طرف كليد بايد باز شده و كليد زمين شود.

 -        ***يونرهاي دو طرف كليد بايد با كنتاكت تعمير و نگهداري كليد اينترلاك داشته و فرمان وصل نگيرند.

 *براي تعمير و نگهداري ***يونر بايد اينترلاكهاي زير در نظر گرفته شود:

 -        ***يونر در زمان تعمير بايد باز شده و ***يونر زمين آن وصل گردد و طرف ديگر ***يونر نيز بايد با روشهاي مختلف، در محل  زمين گردد.

 -        فرمان بستن ***يونر بايد با ***يونر زمين در حالت بسته،علاوه بر اينترلاك مكانيكي،   داراي اينترلاك الكتريكي هم باشد، تا از راه دور نيز عمل نكند.

مثال 

   به نمونه اينترلاك‌‌هاي زير توجه نماييد :

·       اينترلاك‌‌الكتريكي‌‌بين‌***يونرارت‌سركابل‌ورودي ۲۰Kvاز ترانسفورماتور‌ و بريكرهاي۲۰Kvو400Kv همان‌ترانس،به‌اين‌ترتيب است كه تا موقعي كه دو بريكر ياد شده درحالت قطع نباشد , اجازه بستن به ***يونر زمين سركابل ۲۰KV داده نمي شود.ضمناً تازمانيكه سركابل ورودي ۲۰KV زمين باشد بريكرهاي ۲۰KVو KV 400فرمان وصل قبول نمي‌كنند.

·       در پستهايي كه ***يونر باي پاس(Bay Pass) دارند،تازمانيكه كليد باس سكشن(كليدي كه ارتباط بين دو قسمت باسبار را برقرار مي‌كند)،‌وصل نباشد،***يونر  باي‌پاس،اجازۀ باز و بسته شدن ندارد. همچنين كليد باس سكشن نيز با ***يونرهاي‌طرفينش،اينترلاك دارد و بالعكس.

·       در پستهاي kv 20/63 ؛ تا زماني كه بريكرهاي 63 كيلو ولت باسبار،قطع نباشند،اجازه‌بستن‌ويا‌‌‌‌بازكردن‌***يونرباس‌سكشن‌داده‌نمي‌شود.

·   اينترلاك ***يونر زمين باسبار 20 كيلو ولت : در صورتي به ***يونر زمين باسبار20كيلوولت،‌اجازه‌بسته‌شدن‌داده‌مي‌شودكه‌كليه‌بريكرهاي‌همان‌باس(خروجي ‌ها،ورودي‌هاوباس‌كوپلر)قطع‌باشند.

·   اينترلاك‌كليدهاي400ولتAC: اينترلاك الكتريكي بين دو بريكر 400 ولت ترانسهاي كمكي(مصرف داخلي)، بدين ترتيب است كه هميشه فقط يك بريكر مي‌تواند در حالت وصل باشد. اينترلاك‌هاي‌ الكتريكي در پست Kv230/400 چهلستون اصفهان، به شرح زير مي‌باشد؛    الف)قسمت 230 كيلوولت:

v   ***يونرهاي ارت هرخط، با ***يونر سرخط همان خط، بدين صورت كه؛ ***يونر ارت خط، در صورتي بسته و يا  باز مي‌شود كه ***يونر سرخط، باز باشد .

v   ***يونر سرخط با كليد خط و ***يونر ارت خط، بدين صورت كه؛ ***يونر سرخط در صورتي باز مي‌شود كه كليد خط قطع باشد و همچنين در صورتي بسته مي‌شود كه كليد خط قطع بوده و ***يونر ارت خط نيز، باز باشد.

v   كليدخط با‌ ***يونر سرخط و يكي از ***يونرهاي متصل به باس‌بار(***يونري كه كليدو در نتيجه خط را، به يكي از باس‌بار‌ها متصل مي‌كند)، بدين صورت كه؛ زماني كليد از اتاق فرمان، وصل مي‌شودكه ***يونر هاي ياد شده ، بسته باشندو زماني كليد از محوطه بسته مي‌شود(شرايط نت[1][1]) كه ***ونرهاي مذكور باز باشند.                                                                                                                    

* نكته- شرايط عمومي‌همه‌ي ‌‌كليدهاي قدرت :نخست اينكه‌براي باز كردن كليد،اينترلاكي وجود ندارد. دوم اينكه، تمامي كليدهاي 400و230 كيلوولت براي بسته شدن نياز به چك سنكرون دارند ودر صورتي كه اين رله باي‌پاس نشده باشد، اين موضوع را نيز مي‌توان به عنوان يك نوع اينترلاك تلقي نمود.موضوع ديگر اينكه بستن كليد در محوطه فقط با شرط باز بودن ***ونرهاي مربوطه امكان‌پذير است(يكي از دلايل آن عدم امكان چك نمودن شرايط سنكرون بودن در محوطه مي‌باشد) و موضوع آخر اينكه در بعضي از پستها، [مثل پستهاي كژولكس]، امكان قطع نمودن كليد از اتاق فرمان، در شرايطي كه ***يونرهاي مرتبط با آن باز باشد، وجود دارد (مثال: در موقع تعميرات، كليد را قطع و ***يونرهايش را باز مي‌كنيم، حال كليد را از محوطه و در شرايط باز بودن ***يونرهايش،وصل كرده و آنرا در حالت ريموت قرار مي‌دهيم) ولي در برخي ديگر از پستها، مثل پست چهلستون، اين مساله تعريف نشده است.

v كليد ورودي به باس‌بار Kv 230، با يكي از***يونرهاي باس‌بار و ***يونر ترانس، بدين صورت كه؛ اين كليد در صورتي فرمان وصل خواهد گرفت كه ***يونر ترانس و يكي از ***يونرهاي متصل به باس بار Kv230، بسته شده‌باشند. همچنين تا اين كليد قطع نشود ،***يونر متصل به باس بار Kv230،  باز و يا بسته، نخواهد شد.

v كليد كوپلاژ بين باس‌بارهاي Kv230 ، با ***ونرهاي طرفينش،بدين صورت كه تا اين ***ونرها بسته نشوند،كليد فرمان وصل نخواهد گرفت و همچنين تااين‌كليدقطع‌نشود،اين‌***يونرها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌بازويابسته،نخواهندشد.

ب)قسمت 400 كيلوولت: در حال حاضرسيستم پست چهلستون در قسمت 400 كيلوولت،بصورت يك‌ونيم كليدي ناقص مي‌باشد، بطوري‌كه هر خط توسط يك كليد به باس‌بار 91 و بوسيلة كليد ديگري به باس‌بار92، متصل است

v   وضعيت‌اينترلاك ***يونرهاي ارت،همانند‌قسمت 230 كيلوولت پست مي‌باشد.

v   ***يونر سرخط با هردو كليدمربوط به آن(كه ارتباط خط را با باس‌بارها برقرار مي‌كند)و همچنين با ***يونر ارت خط اينترلاك دارد، بدين صورت كه تا اين كليدها قطع نشوند و همچنين ***يونر ارت خط باز نباشد،***يونر سرخط باز يا بسته نخواهد شد.

بررسی تجهیزات پست های 230 به 63 کیلوولت

توليد و مصرف انرژي الكتريكي
بعد از آنكه ويژگيهای انرژی الكتريكی شناخه شد، واحدهای كوچك عهده دار توليد و توزيع انرژی الكتريكی گرديدند. پيشرفت سريع در ساختن دستگاه های الكتريكی احتياجات بشري را مرتفع مي ساخت و مصرف انرژی الكتريكی را با نرخ زيادی روز افزون می نمود. زياد شدن مصرف انرژی الكتريكی، وابستگی زياد احتياجات روزمره را به انرژی الكتريكی موجب گرديد و به همين دليل ضرورت تأمين پايداری شبكه احساس شد.

بدين ترتيب توليد انرژي به صورت كوچك و واحدهاي منفرد مطرود و واحدهاي بزرگ توليد انرژي با يكديگر براي تأمين برق مصرف كنندگان مرتبط گرديدند و از آن رو شبكه هاي به هم پيوسته به وجود آمدند. عامل ديگري كه در تسريع اين امر كمك نمود هم زمان نبودن پيك مصرف نيروگاه هاي مختلف در مكان هاي مختلف و در نتيجه امكان كمك كردن نيروگاه ها به يكديگر در توليد انرژي الكتريكي بود. اين امر باعث كاهش ظرفيت رزرو لازم در شبكه براي مواقع اضطراري خروج نيروگاه از شبكه بود و در نتيجه بازده اقتصادي بالاتر و هزينه توليد انرژي الكتريكي را پايين مي آورد.مساله اي كه ايجاد شبكه هاي انتقال بهم پيوسته قدرت را باعث شد، علاوه بر عوامل فوق متمركز نبودن مناطق مصرف و منابع انرژي بود. البته در اين مورد از انرژي آب آبشارها و سدها مي توان بدون هيچ گونه بحث و توضيح اضافي نام برد ليكن در مورد نيروگاه هاي حرارتي چون انتقال سوخت به خصوص سوخت هاي مايع از طريق لوله ها با انتقال الكتريكي رقابت مي نمايد هميشه يك سري محاسبات اقتصادي براي انتخاب محل قرار دادن مراكز توليد انرژي الكتريكي انجام مي شود كه طي اين محاسبات با توجه به نزديكي به مركز بار هزينه سوخت، هزينه تلفات و مسائل زيست محيطي بهترين محل براي نيروگاه انتخاب مي شود.به طور كلي براي تأمين برق در حال حاضر معمولا از سه رده شبكه استفاده مي شود، رده اول، شبكه هاي انتقال كه داراي ولتاژهاي يبش از 132 كيلوولت و به منظور انتقال قدرت هاي بزرگ در فواصل زياد به كار مي رود. رده دوم، شبكه هاي فوق توزيع كه ارتباط بين پست ها و نيروگاه هاي داخل يك منطقه محدود را از نظر تأمين انرژي بر عهده دارند و داراي ولتاژي بين ولتاژ شبكه انتقال و شبكه توزيع انرژي مي باشند. گاهي موارد به شبكه هاي فوق توزيع، شبكه زير انتقال نيز اطلاق مي شود. رده سوم، شبكه توزيع كه صرفا مصرف كننده ها به آن وصل مي گردند و ولتاژ اين شبكه براي مصرف كننده هاي كوچك در ايران [V]380 و براي مصرف كننده هاي بزرگ [kV]20 مي باشد. به طور كلي استانداردي كه براي ولتاژ در شبكه هاي مختلف درا يران انتخاب شده عبارتست از: [V]380، [kV]20، [kV]63، [kV]132، [kV]230 و [kV]400. وظيفة شبكه الكتريكييك شبكه الكتريكي خود بايد بتواند قدرت مصرفي مورد نياز مصرف كننده را تحت ولتاژ ثابت و فركانس ثابت تحويل دهد. ليكن در عمل ثابت نگهداشتن فركانس عملي نمي گردد و هميشه در عمل فركانس كه مشخص كننده؛ تعادل بين توليد توليد و مصرف شبكه است داراي تغييراتي برابر 5/0%  مي باشد. دليل اين تغييرات مداوم فركانس، وجود تغييرات آني و پيوسته در مصرف كنندگان است كه به طور لحظه اي و به دلخواه از شبكه قطع و يا به آن متصل مي شوند.در مورد ولتاژ هم بايد گفت كه ثابت نگهداشتن ان در اثر تغيير مصرف و در نتيجه تغيير افت ولتاژ غير عملي است و همواره دستگاه هاي الكتريكي بايد به طريقي ساخته شوند كه با تغييرات  5/0%  ولتاز نامي نيز بتوانند به كار خود ادامه دهند.از اين نظر در اين زمينه براي شبكه هايي كه مصرف كننده اي بدان متصل مي گردد، براي ولتاژ تغييراتي تا محدوده فوق را مجاز مي دانند. انتقال و توزيع انرژي الكتريكيصورت هاي مختلف انرژي در زندگي اجتماعي و اقتصادي جوامع بشري نقش مهمي ايفا مي كنند، و اين امر با رشد جمعيت جوامع و بالا رفتن سطح زندگي مردم سالانه افزايش قابل توجهي دارد. و مصرف انرژي به صورت عمده در شكل هاي مكانيكي، نوراني و حرارتي انجام مي پذيرد. معمولا انرژي هاي مصرفي مستقيما از منابع انرژي هاي خام، مانند انرژي حرارتي ناشي از سوختن ذغال سنگ يا نفت بدست نمي آيد، بلكه ابتدا انرژي خام به انرژي واسطي(كه معمولا انرژي الكتريكي است) تبديل شده و سپس به صورت هاي گوناگون مورد مصرف قرار مي گيرد. علت انتخاب انرژي الكتريكي به عنوان واسطه(انرژي ثانوي) به دلايل زير است:1- انرژي الكتريكي را مي توان به صورت كلان با هزينه كم و بازده خوب به وسيله خطوط انتقال انرژي الكتريكي به هر نقطه اي با سرعت زياد منتقل نمود و در آنجا توزيع كرد.2- انرژي الكتريكي را مي توان آسان تر و با بازده بيشتر به انرژي نوراني، مكانيكي و حرارتي تبديل كرد.3-  در محل مصرف ايجاد آلودگي محيطي نمي كند.4- دستگاه هاي تبديل انرژي الكتريكي به صورت هاي ديگر انرژي، داراي قابليت اطمينان بالاتر و ساختمان ساده تري هستند.5-  امكان توسعه توليد، انتقال و توزيع انرژي الكتريكي ميسر مي باشد.عليرغم امتيازاتي كه براي انرژ ي ا لكتريكي ذكر كرديم اين انرژي نقطه ضعف بزرگي دارد و آن اين است كه ذخيره كردن مقادير زياد آن از لحاظ اقتصادي مقرون به صرفه نيست. به همين دليل ظرفيت نيروگاه هاي توليد برق را هميشه با حداكثر مصرف پيش بيني شده و يا حتي بخاطر رعايت قابليت اطمينان چند درصد بيش از حداكثر مصرف پيش بيني شده، در نظر مي گيرند. گرچه ممكن است اين حداكثر مصرف در هر سال بيش از چند سال مورد نياز نباشد.به دليل تغييرات مصرف انرژي الكتريكي در ساعات مختلف شبانه روز و بيان اين نكته كه توليد و مصرف انرژي الكتريكي هم زمان است، طرح سيستم هاي انرژي الكتريكي و تدابير لازم جهت اقتصادي شدن بيشتر آن، بايستي با ضوابط دقيقي صورت گيرد. فصل اول:تجهيزات مورد استفاده در پستتجهيزات مورد استفاده دراين پست عبارتند از: 1-  تله موج LT(Line Trap):از خطوط انتقال نيرو به منظور انتقال سيگنالهاي مختلف جهت اندازه گيري و كنترل از راه دور، مكالمات تلفني و سيگنالهاي حفاظتي جهت ارسال و دريافت فرمان از پستهاي ديگرا ستفاده مي شود. جهت جلوگيري ا ز تداخل اين سيگنالها كه داراي فركانس بالا مي باشند و همچنين به منظور جلوگيري ا ز انتقال سيگنال به قسمتهاي ديگرا ز تله موج يا موج گير استفاده مي شود. موج گيرها بطور سري در انتهاي خطوط نصب مي شوند.موج گير بايد طوري طراحي شود كه جريان نامي را بطور دائم و همچنين جريان اتصال كوتاه را بطور موقت تحمل كند. انتقال سيگنال با استفاده از ترانسفورماتورهاي ولتاژ كه برروي ثانويه آن وسايل كوپلاژ تعبيه شده است صورت مي گيرد لذا موج گيرها بعد از ترانسهاي ولتاژ قرارمي گيرند. سيگنالها معمولا داراي فركانس بالا بوده و در شبكه ايران از 30KHz تا 500KHz تعبيه مي كند.براي هر فيوز خروجي معمولا يك باند محدود كننده كه پهناي آن 100KHz مي باشد تعيين مي كنند و موج گير براي هر تغذيه كننده(feedor) با توجه به باند مسدود كننده طراحي مي شود.ساختمان موج گير معمولا از يك سلف كه هسته آن هوا مي باشد و يك مجموعه خازن و مقاومت بصورت سري تشكيل شده است.جريان خط مستقيما از سلف عبور كرده كه جنس آن از آلومينيوم مي باشد و مقطع آن براي جريان نامي و جريان اتصال كوتاه تعيين مي شود. شكل ظاهري موج گير شبيه، يك استوانه است. مجموعه خازن و مقاومت در داخل سيم پيچ(سلف) نصب شده و براي تغيير فركانس و باند مسدود كننده مشخصات سلف را ثابت نگه داشته و فقط با تعويض خازن و تغيير ظرفيت آن اين عمل صورت مي گيرد. به اين جهت اين قسمت(خازن) را واحد تنظيم كننده موج گير مي نامند. به منظور حفاظت موج گير مقابل اضافه ولتاژها ازبرق گير استفاده مي شود. اين اضافه ولتازها بطور ناگهاني ممكن است در سه موج گير بوقوع بپيوندد. برق گير طوري طراحي مي شود كه در ولتاژهاي نامي و جريانهاي اتصال كوتاه عمل ننمايد. محل نصب موج گيرها در پستهاي فشار قوي:موج گيرها در انتهاي خطوط بعد از ترانس ولتاز نصب مي گردند. موج گيرها فقط در دو انتهاي خطوطي كه سيستم PLC بين دو پست منتهي به خط وجود داشته باشد نصب مي شوند. موج گيرها برروي دو فازبراي خطوط تك مداره و يك فاز براي خطوط دو مداره گاهي اوقات برروي هر سه فاز نصب مي گردند. بطور كلي تعداد موج گيرها بستگي به سيستم كنترل و اندازه گيري حفاظت از راه دور دارد. 2-  برق گيرL.A(Lightning Arrester):مي توان با استفاده از برق گيرها سطح عايقي تجهيزات را تا حدي كاهش داد . نحوه كار برق گير ها به اين صورت است كه برق گيرها در ولتاژ هاي نامي از خود عكس ااعمل نشان نداده و وقتي اضافه ولتاژ از حدي بيشتر شد از خود سريعا عكس العمل نشان مي دهند . 3-  ترانفسورماتورهاي اندازه گيري CT, PT(VT):ترانسفورماتورهاي اندازه گيري دو نوع مي باشند:1- ترانسفورماتورهاي ولتاژ (VT) كه رسما ترانسفورماتورهاي پتانسل (PT) نام گرفته اند و ترانسفورماتورهاي جريان (CT). اوليه ترانسفورماتور به سيستم قدرت متصل است و نسبت به ولتاژ سيستم قدرت عايق بندي شده است. PT ولتاژ اوليه را در ثانويه كاهش داده و CT نيز جريان اوليه را تا سطح استاندارد مناسب براي كار رله ها كاهش مي دهد. ازآنجايي كه هدف حفاظت سيستم است، عموما PT را خيلي دقيق انتخاب مي كنند بنابراين PT به صورت يك ترانسفورماتور ايده ال مدلسازي مي شود كه در آننشانگر ولتاژ كاهش يافته نسبت به V است. همچنين  با V هم فاز مي باشد. ولتاژ نامي استاندارد ثانويه يك ترانسفورماتور ولتاژ 115V (خط به خط) است به طور ايده ال ثانويه PT به دستگاه حس كننده ولتاژ كه داراي امپدانس بي نهايت است، متصل مي شود، به طوري كه كل ولتاژ ثانويه PT روي دستگاه حس كننده قرار مي گيرد. در عمل، ولتاژ ثانويه بين دستگاه حس كننده داراي امپدانس زياد و امپدانس نشتي سري PT تقسيم مي گردد. امپدانس نشتي PT را به منظور حداقل كردن افت ولتاژ و اختلاف زاويه فاز از اوليه به ثانويه كم انتخاب مي كنند.معمولا سيم پيچ اوليه ترانسفورماتور جريان تك حلقه است و توسط عبور هادي اصلي سيستم قدرت از دسته CT به وجود مي آيد. در ايالات متحده جريان نامي عادي ثانويه CT در 5A استفاندارد شده است و در اروپا و بعضي كشورها در 1A استاندارد گرديده است. در خلال اتصال كوتاه، براي چند سيكل از سيم پيچهاي CT جريانهاي 10 تا 20 برابر (يا حتي بزگتر از جريان نامي) عبور مي كند. به طور ايده ال ثانويه CT به دستگاه حس كننده جريان كه داراي امپدانس صفر است متصل مي گردد به طوري كه تمام جريان ثانويه CT از دستگاه حس كننده عبور مي كنند در عمل بيشتر جريان ثانويه از دستگاه حس كننده داراي امپدانس پائين و قسمتي از آن از امپدانس موازي تحريك CT عبور مي كند. امپدانس موازي تحريك CT را به منظور حداقل كردن جريان تحريك آن زياد انتخاب مي كنند.4-  ترانسفورماتور قدرت:در پستهاي نيروگاهي يا توزيع، دستگاههاي اصلي تبديل ولتازها، ترانسفورماتوري قدرت مي باشد. با توجه به اينكه توان الكتريكي متناسب با حاصل ضرب جريان و ولتاژ مي باشد در يك توان مشخص براي پائين نگه داشتن سطح جريان(و بنابراين تلفات I2R و افت ولتاژ IZ كم) مي توان سطح ولتاژ را افزايش داد. ترانسفورماتور قدرت، ولتاژ جريان ac را به سطحي بهينه براي توليد، توزيع و مصرف انرژي الكتريكي تبديل مي كنند. ترانسفورماتورهاي قدرت مدرن امروزي داراي راندمان نزديك به 100% هستند و تا ظرفيت 1300MVA ساخته شده اند.5-  ترانسفورماتور مصرف داخلي:اين ترانسفورماتور براي مصارف داخلي پست از قبيل تأسيسات و غيره استفاده مي شود. اين ترانس مثلث – ستاره زمين شده مي باشد.6-  ترانسفورماتور اتصال زمين:ترانسفورمر زمين كننده در سيستمهايي بكار مي رود كه عملا داراي زمينهاي متفاوتي مي باشند. اين موضوع بستگي به جريان زميني كه در مواقع بروز خطاي فاز به زمين در هر نقطه از سيستم برقرار مي گردد، دارد. در صورتيكه نقطه نوتر ترانسفورمر زمين كننده، بطور مستقيم و يا توسط يك راكتور محدود كننده جريان به زمين متصل گردد در آن صورت جريان زمين نامي(جرياني كه از ترمينال نوتر سيم پيچ اصلي و در فركانس نامي عبور كرده و ترانسفورمر زمين كننده هم براي عبور چنين جرياني در حالت دائم و يا در مدت زمان مشخصي طراحي شده باشد جريان زمين نامي ناميده مي شود). نسبتا بزرگ شده  در عوض مدت زمان آن كوتاه خواهد بود(فقط چند ثانيه) و در صورتيكه نقطه نوتر اين ترانسفورمر به يك راكتور محدود كننده جريان صاعقه متصل گردد در آنصورت جريان زمين نامي از نظر دامنه محدود شده و در عوض مدت زمان آن طولانيتر مي گردد(ساعتها و يا حتي بصورت پيوسته و دائمي) ترانسفورمرهاي زمين كننده عموما بصورت زيگزاگ و يا ستاره – مثلث متصل مي گردند.سيم پيچ با اتصال مثلث ممكن است بصورت يك حلقه باز باشد كه در اينصورت، امكان اضافه كردن مقاومت يا راكتور براي داشتن امپدانس توالي صفر مطلوب وجود خواهد داشت. ترانسفورماتورهاي زمين كننده ممكن است به سيم پيچ ثانويه اي(با ولتاژ پائين) و توان نامي دائمي نيز مجهز بوده كه ازاين سيم پيچ بعنوان منبع تغذيه كمكي پست استفاده مي گردد.توجه: ترانسفورمر زمين كننده همچنين در سيستمهاي فاقد سيم نول، جهت اتصال بار تك فاز بين خط و نوتر، مورد استفاده قرار مي گيرند.7-  خازن:به مجموعه اي از يك يا تعدادي خازن كه در يك محفظه با ترمينالهاي در دسترس واحد خازني مي گويند. به گروهي از واحدهاي خازني كه بصورت الكتريكي بهم متصل شده باشند، بطور مثال مانند يك بانك خازني سه فاز كه از سه واحد خازني تك فاز تشكيل شده است مناسب ترين روش جبران توان راكتيو، استفاده از خازن هاست كه امروزه در شبكه هاي برق بعلت سادگي سيستم و هزينه بري كم بيشتر مورد استفاده قرار مي گيرند. با توجه به اينكه اقتصادي ترين سطح ولتاژ براي توليد خازن، سطوح ولتاژ شش تا پانزده كيلوولت است بنابراين مي توان نتيجه گرفت كه نصب خازن در شبكه هاي 20kv (ولتاژ فاز به زمين حدود 11kv و 33Kv(ولتاژ فاز به زمين حدود 19kv) مناسب ترين روش خواهد بود.8-  كابلكابلها به دو دسته متمايز كابل هاي سيم كشي ثابت و كابل هاي تجهيزات متحرك تقسيم بندي مي شوند و شناسايي كابل ها منطبق بر راهنماي انتخابي كه براساس استاندارد تدوين شده قرار دارد.مشخصات انواع كابلها منطبق با مشخصات VDE و نشريات IEC عبارتند از:VDE 0266  VDE 0265  VDE 0265  VDE 0248  VDE 0293  VDE 0272  VDE 0271(نشريه شماره IEC 502 )علائم شناسايي:برروي پوشش خارجي يك كابل پروتو دور(كابل با عايق PVC) در فاصله هاي كمتر از 50Cm علامت PROTODOR و برروي يك كابل پروتوني(كابل با عايق XLPE پلي اتيلن كراس لينك شده) علامت PROTHOTHEN X حك مي شود و كابل هاي منطبق با مشخصات VDE، با علامت VDE معين مي شوند.به طور مثال:PROTODOR VDE 0271PROTHOTHEN X VDE 02739 – سكسيونر:جهت ايجاد ايمني در بهره برداري و تعميرات وقطع فيزيكي يك پست از قسمتهاي ديگر از سكسيونر استفاده مي گردد. سكسيونرها كار قطع و وصل را در شرايطي كه جريان صفر است انجام مي دهند. به عبارت ديگر سكسيونرها مي توانند جريان خازني خط را قطع نمايند و علاوه بر آن مي توانند در انجام مانور سريعتر و بهتر نمودن ايزولاسيون در پستها به كليدها كمك نمايند. سكسيونرها در حالت باز بايستي بتوانند ولتاژ نامي را بطور دائم و اضافه ولتاژهاي گذرا را بطور موقت تحمل نمايند و ماده عايقي كنتاكت هاي سكسيونرها هوا مي باشد.انواع سكسيونرها1-  سكسيونر تيغه اي يا كاردي:اين نوع براي ولتاژهاي پائين و متوسط تا 63kv كار برد داشته و داراي يك كنتاكت ثابت و يك كنتاكت متحرك است. مسير طي شده توسط كنتاكت متحرك حداكثر يك ربع دايره بوده و قطع و وصل آن ممكن است بصورت دستي يا اتوماتيك باشد.2-  سكسيونر كشويي:اين نوع در ولتازهاي پائين يا متوسط كه در ساختمانها و يا كيوسك قرار گرفته اند مورد استفاده قرار مي گيرد. ميله متحرك اين سكسيونرها بصورت كشويي برروي مدار حركت مي كند و مزيت اين سكسيونرها عدم نياز به اشغال فضا است.3-  سكسيونر افقي:در ولتاژهاي متوسط و بالا استفاده مي شود، هر دو ميله متحرك بوده و سكسيونر از وسط به دو  قسمت تقسيم مي شود. اين نوع در جاهايي از نظر افقي محدوديت نباشد استفاده مي شود.4- سكسيونر افقي – دوراني – داراي سه پايه:داراي سه پايه بود. كه دوتاي آن ثابت و پايه مياني متحرك رابط بين كنتاكت هاي ثابت است. حركت كنتاكت متحرك دوراني است.5- سكسيونر عموديدر ولتاژها و جريانهاي بالا مورد استفاده قرار مي گيرد. داراي دو پايه بوده كه برروي يكي از آنها كنتاكت ساده و متحرك در انتهاي يك لولة هادي كه انتهاي ديگر آن برروي پايه ديگري قرار گرفته تشكيل شده است. در جاهايي كه از نظر عمودي محدوديت نباشد مورد استفاده قرار مي گيرد.6- سكسيونر قيچي يا پانتوگراف:در پستهايي كه داراي دو اختلاف سطح ارتفاع روي دو باس بار باشند استفاده مي شود و در ولتاژهاي بالاي 13kv مشاهده مي شود. داراي يك پايه بوده كه قسمت عمل كننده و بازوي سكسيونر برروي آن قرار گرفته و كنتاكت ثابت به باس بار متصل است.سكسيونر زمين:پس از قطع دو طرف يك خط توسط كليدها و باز نمودن سكسيونرهاي مربوط خط، جهت ايمني به منظور كار كردن روي خط از سكسيونر زمين استفاده مي شود. 10- كليدهاي قدرتانواع كليدهاي قدرت:1- كليدهاي مغناطيسي            Magnetic Type2- كليدهاي خلأ         Vacume Type3- كليدهاي روغني          Bulk oil Type4- كليدهاي كم روغن             Minimum oil vawe5- كليدهاي هوايي          Air blast Type6- كليدهاي گازي           SF6 Typeكليدهاي قدرت نقش اصلي را در قطع و وصل نمودن، وارد يا خارج نمودن نيروگاه و مصرف كننده ها در شبكه را دارند.كليدهاي قدرت در يك پست بايستي داراي مشخصات عمده زير باشند.1- زماني كه كليد بسته است بايستي بتواند جريان نامي پست را بطور دائم تحمل كند.2- امكان مانور در وارد يا خارج كردن فيوزها را در شبكه براحتي داشته باشد و جريان نامي را در شبكه بدون اشكال قطع كند.3- در موقع اتصال كوتاه بايستي پس از دريافت فرمان قطع در سريعترين زمان ممكن جريان اتصال كوتاه را قطع و قسمت عيب ديده را از شبكه جدا كند.4- در حالتي كه كليد باز است بايستي بتواند ولتاز را در كنتاكت كليد بطور دائم تحمل نموده و در موقع باز شدن كليد، اضافه ولتاژهاي گذرا را نيز بطور غيرموقت تحمل نماييد.مشخصات كابلهاي ورودي به پست :در اين پست سه فيدر ورودي وجود دارد كه از پستهاي سيدخندان، از گل – صنايع دفاع و از گل به پست وارد مي شود كه مشخصات هر يك از آنها به قرار زير است: مشخصات ترانسهاي قدرت پست :در اين پست دو ترانس قدرت با قدرت نامي 30MVA بكا برده شده است. اين ترانسها ساخت كارخانه TUR بوده و نسبت تبديل آنها 63/21 مي باشد. سيستم خنك ننده اين ترانسها ONAF مي باشد. وزن روغن در اين ترانسها 11800kg مي باشد و داراي جريان نامي اولية 275A و جريان نامي ثانويه 825A مي باشند.امپدانس درصد T1=13.9 و T2=14 مي باشد و هر دو داراي گروه برداري YND11 و داراي 19 تپ مي باشند. ترانسفورماتورهاي قدرت شماره T1 و T2كارخانه سازنده:TURسال ساخت:1986قدرت نامي MVA:30نسبت تبديل (ولتاژ نامي) kv:63/21سيستم خنك كننده:ONAFگروه برداري:YND11تعداد تپ:19وزن روغن11800kgامپدانس درصد:T1=13.9 T2=14جريان ناميه اوليه:275Aجريان نامي ثانويه:825A مشخصات بوبينهاي نوترپست:درا ين پست دو بوبين با گروه برداري ZN ساخت كارخانه VOLTA-VERK بكار رفته . آمپر لحظه اي اين بوبينها 1000A مي باشد. همچنين امپدانس صفر اين بوبينها 29Ω مي باشد. بوبين هاي نوتر شماره 1 و 2كارخانه سازنده:VOLTA-WERKسال ساخت:1986آمپر لحظه اي:1000Aگروه برداري:ZNامپدانس صفر:29Ω مشخصات ترانسفورماتورهاي مصرف داخلي پست :در اين پست دو ترانس مصرف داخلي با قدرت نامي 200KVA ساخت كارخانه VEM(GDR) با گروه برداري DYN11 وجود دارد كه مشخصات آن عبارتند از:ترانسفورماتورهاي مصرف داخلي شماره 1 و 2كارخانه سازنده:VEM(GDR)سال ساخت:1986قدرت نامي KVA:200گروه برداري:DYN11نسبت تبديل(ولتاژ نامي) KV:20/0.4نسبت تبديل(جريان نامي)A:5.77/289 مشخصات ترانسفورماتورهاي ولتاژ 63KV (PT) خطوط:در سمت 63kv، سه ترانس ولتاژ ساخت كارخانه VEM(GDR) با قدرت 300VA و نسبت تبديل 120/3 و كلاس 0.5 وجود دارد. تيپ اين ترانسها ET66N مي باشد.ترانسفورماتورهاي ولتاژ 63kv(PT) خطوطكارخانه سازنده:VEM(GDR)تيپ:ET66Nقدرت VA:120/3,300كلاس(CLASS):0.5نسبت تبديل هرفاز:6300/ 2*100/ 2*100/ مشخصات ترانسفورماتورهاي جريان (CT)63kv خطوط:در سمت 63kv روي خطوط، سه ترانس جريان ساخت كارخانه VEM(GDR) وجود دارد كه مشخصات آن عبارتند از:ترانسفورماتورهاي جريان 63kv (CT) خطوطكارخانه سازنده:VEM(GDR)تيپ:IT66N نسبت تبديل(2*400)/5(2*400)/5(2*400)/5ترمينال321قدرت(VA)6030-6030كلاس(CLASS)5P80.5-5P80.5 مشخصات ترانسفورماتورهاي جريان (CT) 63kv: T1 و T2قبل از ترانسهاي قدرت دو CT ساخت كارخانه VEM(GDR) وجود دارد كه مشخصات آنها عبارتند از:ترانسفورماتورهاي جريان T2,T1(CT)63kvكارخانه سازنده:VEM(GDR)تيپ:IT66N نسبت تبديل(2*150)/5(2*150)/5(2*150)/5ترمينال321قدرت(VA)6030-6030كلاس(CLASS)5P80.5-5P80.5 مشخصات برقگيرهاي 63kv خطوط:برقگيرهاي موجود ساخت كارخانه AEG با ولتاژ نامي 72kv مي باشند.كارخانه سازنده:AEGتيپ:SB72/105ولتاژ نامي kv:72جريان نامي KA:10 مشخصات بريكرهاي 63kv خطوط و ترانسها:در اين پست 5 بريكر در سمت 63kv ساخت كارخانه VEM(GDR) با ولتاژ نامي 72.5kv وجود دارد. نوع بريكر روغني و وزن روغن آن 120kg مي باشد. بريكر 63kv خطوط و ترانسهاكارخانه سازنده:VEM(GDR)تيپ:HPFC409Cنوع بريكر:رونيولتاژ نامي KV:72.5جريان نامي A:2000جريان يا قدرت قطع:31.5kAوزن روغن kg:120  مشخصات سكسيونرهاي 63kv خطوط و ترانسها و زمين:در اين پست 12 سكسيونر در سمت 63kv، ساخت كارخانه VEM(GDR) وجود دارد. سكسيونرهاي 63kv خطوط ترانسها و زمينكارخانه سازنده:VEM(GDR)تيپ:(KH3AF)جريان نامي A:800جريان يا قدرت اتصال كوتاه KA:22 مشخصات ترانسفورماتور ولتاژ T2 , T1(PT) 20kv:بعد از ترانسهاي قدرت دو ترانس ولتاژ در سمت 20kv ساخت كارخانه TUR وجود دارد كه مشخصات آنها عبارتند از:ترانسفورماتور ولتاژ T2 , T1(PT) 20kvكارخانه سازنده:TURتيپ:GE24قدرت VA:100كلاس (CLASS):1نسبت تبديل هر فاز:20000/ 100/ 100/3 مشخصات ترانسفورماتورهاي ولتاژ (PT)20kv فيدرها:در اين پست 4 فيدرخازني وجود دارد كه برروي هر كدام يك PT ساخت كارخانه TUR وجود دارد.ترانسفورماتورهاي ولتاژ (PT)20kv فيدرهاكارخانه سازنده:TURتيپ:GE24قدرت VA:100كلاس(CLASS):0.5نسبت تبديل هر فاز:20000/ 100/ 100/3 مشخصات ترانسفورماتورهاي جريان 20kv ورودي T2,T1(CT):بعد از هر ترانس قدرت يك CT ساخت كارخانه TUR وجود دارد كه مشخصات آنها به قرار زير مي باشد:ترانسفورماتورهاي جريان 20kv ورودي T2,T1(CT)كارخانه سازنده:TURتيپ:GS24CMOD نسبت تبديل1000/51000/5قدرت(VA)2010كلاس(CLASS)10P0.5 مشخصات ترانسفورماتورهاي جريان 20kv خروجي (CT) فيدرها:درا ين پست 14 فيدر خروجي وجود دارد كه برروي هر كدام يك CT وجود دارد كه مشخصات آنها عبارتست از:ترانسفورماتورهاي جريان 20kv خروجي (CT) فيدرهاترانسفورماتورهاي جريان 20kv ورودي T2,T1(CT)كارخانه سازنده:TURتيپ:GS24CMOD نسبت تبديل200/5400/5قدرت(VA)2010كلاس(CLASS)10P0.5 مشخصات بريكرهاي 20kv ورودي T1 و T2:بريكر هاي 20kv ورودي T1 و T2 ساخت كارخانه VEM(GDR) و از نوع روغني مي باشند.مشخصات بريكرهاي 20kv ورودي T1 و T2كارخانه سازنده:VEM(GDR)تيپ:SC14-24/120/1250-275/B/4نوع بريكر:روغنيولتاژ نامي KV:24جريان نامي A:1250جريان يا قدرت قطع KA:16وزن روغن kg:12 مشخصات بريكرهاي 20kv خروجي(كليد فيدرها):14 بريكر به ازاي 14 فيدر خروجي براي اين پست در نظر گرفته شده است كه ساخت كارخانه VEM(GDR) مي باشد.بريكرهاي 20kv خروجي(كليد فيدرها)كارخانه سازنده:VEM(GDR)تيپ:SC14-24/120/800-275/B/4نوع بريكر:روغنيولتاژ نامي KV:24جريان نامي A:800جريان يا قدرت قطع KA:16وزن روغن kg:12 مشخصات بريكر 20KV ارتباط 1-2:بريكر 20kv ارتباطي 1-2 ساخت كارخانه VEM(GDR) است و نوع آن روغني مي باشد.بريكر 20kv ارتباط 1-2كارخانه سازنده:VEM(GDR)تيپ:SC14-24/120/1250-275/B/4نوع بريكر:روغنيولتاژ نامي KV:24جريان نامي A:1250جريان يا قدرت قطع KA:16وزن روغن kg:12     فصل دوم  بانكهاي خازنيراهنماي نصب و بهره برداري خازنمقدمه:همچون اغلب ابزارهاي الكتريكي، خازنهاي شنت نيز، بعد از شارژ شدن، در بار كامل عمل مي كنند و اگر انحرافي هم در بار خازن رخ بدهد ناشي از تغييرات ولتاژ خواهد بود.فشار اضافي برخازن و يا دماي اضافي، عمر خازن را كم مي كند و لذا شرايط كار خازن (مانند دما، ولتاژ و جريان) مي بايست دقيقا كنترل شوند.البته بايستي به اين موضوع هم توجه گردد كه نصب خازنهاي متمركز در يك سيستم، مي تواند شرايط كاري نامطلوبي ايجاد نمايد(مانند تقويت هارمونيكها، خودتحريكي ماشينهاي الكتريكي، اضافه ولتاژ ناشي از كليد زني و همچنين كاركرد نامطلوب دستگاههائي كه توسط امواج با فركانس صوتي كنترل مي گردند).بدليل انواع مختلف خازنها و همچنين پارامترهاي مربوط به آن، امكان تدوين يك قانون ساده براي نصب و بهره برداري از خازن در تمام حالتها وجود ندارد. اطلاعات ذيل اكثر پارامترهاي مهم در اينباره را تحت پوشش خود قرار مي دهد. علاوه برا ينها، مي بايست به اطلاعات سازنده و توانائي منبع تغذيه، مخصوصا در مواقع كليد زني و قطع خازن از مدار(در هنگام بار روشنائي)، توجه گردد.   نحوه انتخاب خازن براي نصب در شبكه:مباني و معيارهاي انتخابانتخاب محل، ظرفيت واحدها(Units) و ظرفيت راكتيو بانكهاي خازني، تابع يك بررسي فني و اقتصادي براساس ارزش مزاياي حاصل از نصب اين خازنها در مقايسه با هزينه سرمايه گذاري مورد نياز براي تهيه، نصب و راه اندازي و تعميرات و نگهداري خازنها و فيدرهاي مربوط به آن بوده و تا زماني كه ارزش مزاياي حاصل از نصب خازنها برابر و يا بيشتر از هزينه آن باشد، استفاده از خازنهاي موازي مقرون بصرفه مي باشد.با توجه به اين مطلب استفاده از خازنهاي موازي در سيستمهاي توزيع بسيار معمول و متداول بوده و از اهميت خاصي برخوردار است. انتخاب محل نصب خازن در سيستم:از نظر فني خازنها در طول شبكه و يا سيستم فوق توزيع و توزيع تقريبا در هر سطح ولتاژي مي توانند مورد استفاده قرار گيرند چون با سري كردن يونيت هاي خازن مي توان به سطح ولتاژ مورد نياز رسيد و با موازي كردن يونيتها با ظرفيت مگاوار لازم دست يافت. با اينحال عوامل زير باعث محدود كردن محل نصب و سطح ولتاز مورد استفاده براي خازنها مي گردد.1) مزاياي حاصل از نصب خازنها با نزديكتر شدن محل نصب خازنها به محل مصرف و مصرف كننده افزايش مي يابد، چون باعث كاهش تلفات و آزاد شدن ظرفيت سيستم از محل نصب بسمت منبع مي گردد و سطح ولتاز را نيز بنحو مؤثرتري بهبود مي بخشد.2) سطح ولتاژ كار خازنها در تعيين قيمت آنها نقش مؤثر و تعيين كننده اي داشته و يونيتهاي خازني با ولتاژ كار زير 6 كيلوولت و يا بالاتر از 15 كيلوولت گرانتر بوده و بهترين ولتاژ كارخازنهاي موازي از نظر اقتصادي فاصله ولتاژ 6 الي 15 كيلوولت است، به اين ترتيب با توجه به نحوه اتصال خازنها به شبكه بصورت ستاره و يا مثلث، عملا بهترين سطح ولتاژ شبكه براي نصب خازنها از نقطه نظر قيمت آنها، ولتاژهاي توزيع (11 و 20 و 33 كيلوولت، مي باشند. در اينجا بعنوان نمونه از جدول زير، كه نشاندهنده ارقام تقريبي مربوط به قيمت بانكها و فيدرهاي خازني يك سيستم توزيع 20 كيلوولت بوده، استفاده گردد و مشاهده مي گردد كه با صرفه ترين ولتاژ نصب براي خازن، ولتاژ شبكه توزيع مي باشد.ولتاژ كار خازن(كيلو ولت)ولتاژ شبكه(كيلوولت)قيمت تقريبي هر كيلووار خازن(دلار)قيمت تقريبي هر كيلووار خازن(دلار)قيمت تقريبي هر كيلووار فيدر – خازن(دلار)توضيحات0.40.46612 11.55203.547.5 18.1963459در صورت استفاده از دو واحد سري براي رسيدن به ولتاژ هر فاز12.12633.558.5در صورت استفاده از 3 واحد سري براي رسيدن به ولتاژ هر فاز3) از نظر فني بهترين محل نصب خازن، در انتهاي فيدرهاي توزيع (11 و 20 و 33 كيلوولت) بوده ولي با توجه به نحوه كليد زني و كنترل خازنها، محل نصب بصورت زير تعيين مي گردد:a) براي خازنهاي ثابت، با توجه به اينكه كليد زني خودكار در آنها صروت نمي گيرد لذا تجهيزات چنداني مورد نياز نبوده و در نتيجه مي توانند در پستهاي توزيع(11 و 20 و 33 كيلوولت) نصب گردند.b) براي خازنهاي متغير، با توجه به اينكه، چنين بانكهاي خازني نيازمند تجهيزات كليدزني، حفاظت و كنترلي كاملي بوده، بنابراين مانند ساير تجهيزات پستها بايستي تحت نگهداري و مراقبت مداوم قرار گيرند. لذا بهمين دليل تجمع و نصب آنها در محل پستهاي فوق توزيع(مانند پست 20/63 كيلوولت) متداول بوده و توصيه مي گردد. نحوه اتصال فازها در بانكهاي خازنيبا توجه به محدوده ولتاژ اقتصادي و همچنين رعايت مسائل حفاظتي، اتصال فازها در بانكهاي خازني با ولتاژ توزيع (11 و 20 و 33 كيلوولت)، مي بايستي بصورت يك اتصال ستاره بوده و تجهيزات لازم جهت حفاظت از نامتقارني فازها نيز در آن نصب شده باشد. انتخاب ولتاز نامي خازناصولا، ولتاژ نامي يك خازن مي بايست برابر با ولتاژ شبكه اي باشد كه خازن به آن متصل مي گردد و البته تأثير حضور خازن نيز بايد در نظر گرفته شود.در بعضي شبكه ها، تفاوتي بين ولتاژ نامي و ولتاژ كار شبكه وجود دارد، جزئيات اين تفاوت توسط خريدار تعيين شده و سازنده خازن با توجه به حدود مشخص شده، اقدام به ساخت مي كند.فقط مطلب مهمي كه مي بايست به آن توجه شود اينستكه افزايش بي مورد در فشار وارد به دي الكتريك خازن، تاثير معكوس در نحوه كار و عمر خازن مي گذارد.بعنوان مثال در جاهائيكه، مدارهائي براي كاهش اثر هارمونيكها و يا به منظورهاي ديگري، بصورت سري به خازن متصل شده باشند، در اينصورت ولتاژ قرار گرفته در ترمينالهاي خازن، بالاتر از ولتاژ كار شبكه بوده و در نتيجه افزايش معادلي نيز بايد در ولتاژ نامي خازن در نظر گرفته شود. اگر چنين اطلاعات اضافي موجود نباشد، در آنصورت ولتاژ كار عملي خازن، برابر با ولتاژ نامي شبكه فرض مي گردد.براي بانكهاي خازني سه فاز، كه بصورت ستاره به شبكه متصل مي شوند، ولتاژ نامي خازن برابر با ولتاژ نامي شبكه تقسيم بر  انتخاب مي گردد.توجه: ضريب اطمينان بيش از حد، در موقع انتخاب ولتاژ نامي vn، نبايد در نظر گرفته شود زيرا كه اين كار باعث مي گردد تا در عمل، توان خروجي خازن در مقايسه با توان نامي آن، كوچك گردد.در موقع تعيين ولتاژي ك همي بايست به ترمينالهاي خازن متصل گردد، ملاحظات زير نيز بايد در نظر گرفته شوند.a) خازنها سبب افزايش ولتاژ در نقطه اتصال خود مي گردند و اين افزايش ولتاژ ممكن است حتي براي همه هارمونيكهاي موجود پيش بيايد. در اينحالت خازنها مي بايست در ولتاژي بالاتر از ولتاژ پيش بيني شده كار بكنند.b) ولتاژ ترمينالهاي خازن، مخصوصا در مواقعي كه فقط بار روشنائي وجود دارد، ممكن است بزرگ گردد. در چنين حالاتي، بمنظور جلوگيري از وارد شدن فشار زياد برروي خازن و همچنين افزايش بي رويه ولتاژ در شبكه، مي بايست تعدادي يا همه خازنها از مدار قطع گردند.c) فقط در حالات اضطراري و براي مدت زمان كوتاهي خازنها مي توانند در حداكثر ولتاژ قابل قبول و همچنين حداكثر دماي محيط كار بكنند.انتخاب ظرفيت هر واحدنصب خازنها در پستها نياز به فضاي كافي براي استقرار بانكهاي خازني در داخل و يا خارج ساختمان دارد. اين نياز در هنگام اضافه كردن خازنهاي جديد به پستهاي موجود با مشكلاتي نيز روبرو مي باشد و در بعضي موارد محدوديتهاي ناشي از كمبود فضاي مورد نياز باعث عدم امكان نصب خازنها مي گردد. بنابراين بديهي است كه هر چه فضاي مورد نياز براي نصب بانكهاي خازني كوچكتر باشد، مطلوبتر است. حال در صورت ثابت نگهداشتن ابعاد سطح قاعده يونيتهاي خازني، از نظر تكنولوژي ساخت، افزايش ظرفيت هر واحد باعث كاهش ارتفاع نسبي آن در مقابله با ظرفيت مربوطه گرديده و بهمين ترتيب قيمت ساخت هر كيلووار از ظرفيت خازني در واحدهاي با ظرفيت بيشتر، ارزانتر بوده و در نتيجه واحدهاي خازني بهينه از نظر ابعاد و قيمت تمام شده(هر كيلووار) در محدوده ظرفيت 200 الي 250 كيلووار مي باشد.جهت انتخاب ظرفيت مناسب براي هر واحد خازني، علاوه بر مطلب بالا، مي بايست محدوديتهاي دما و ولتاز كار خازن نيز در نظر گرفته شده، و با توجه به بخش 5، از بين سه مقدار 100، 150 و 200 كيلووار، انتخاب نهائي صورت بگيرد. انتخاب ظرفيت بانكهاي خازني فشار قويانتخاب ظرفيت راكتور بانكهاي خازني مورد نياز يك پست براساس استفاده از ظرفيت قطعي[1] آن طبق رابطه زير محاسبه مي گردد:كه در اين رابطه:QC=(MVAR)ظرفيت راكتيو بانكهاي خازني مورد نياز S=(MVA) ظرفيت قطعي پستPFC= ضريب قدرت باريست پس از نصب خازنPF= ضريب قدرت بار پست قبل از نصب خازنهمچنين، ظرفيت قطعي پستها براي سيستم توزيع 20 كيلوولت نيز طبق جدول زير استاندارد گرديده است:جدول ظرفيتهاي انتخاب شده براي پستهاي فوق توزيع 30/63 كيلوولترديفظرفيت نامي(MVA)ظرفيت قطعي(MVA)قابل توسعه به ظرفيت نامي(MVA)130*2(78)4230*3215*2(30 يا 42)15 يا 2130*235/7*2(15)5/715*2* اعداد داخل پرانتز نشاندهنده مقادير توسعه يافته ظرفيت پست مي باشد. براي سيستمهاي توزيع 11 و 33 كيلوولت نيز ظرفيت قطعي پستهاي فوق توزيع مي بايست مشخص گردند.سپس براي تعيين ظرفيت راكتيو بانكهاي خازني، علاوه بر ظرفيت قطعي پست، مي بايست ضريب قدرت نهائي مورد نياز و ضريب قدرت قطعي بار پست نيز مشخص شده و آنگاه با استفاده از فرمول بالا، مقدار ظرفيت بانك خازني تعيين گردد.البته جهت انتخاب نهائي ظرفيت بانك خازني، مي بايست در مقدار بدست آمده، تغييرات مناسبي اعمال نمود بطوريكه، نكات زير نيز منظور شده باشند:a)  استفاده از واحدهاي خازني انتخاب شده در بخشb) قابليت تقسيم متعادل كل ظرفيت خازني برروي سه فاز و انتخاب حداقل 2 مرحله براي وارد و خارج كردن خازنها به مدارc) طبق آمار موجود، ظرفيت بانكهاي خازني در پستهاي 20/63 كيلوولت عمدتا داراي مقادير 4/2 و 7/2 مگاوار مي باشد. لذا اين اعداد مي توانند بعنوان مبنائي جهت تعيين ظرفيت تيپ بانكهاي خازني مورد استفاده قرار گيرند.بعنوان مثال، براي سيستم 20 كيلوولت، در صورتيكه واحدهاي خازني 100 كيلوواري با ولتاژ كار 55/11 كيلوولت انتخاب گردد در آنحالت ظرفيت تيپ بانكهاي خازني بشرح جدول زير انتخاب و توصيه مي گردد. جدول ظرفيت راكتيو بانكهاي خازني براي سيستم 20 كيلوولتظرفيت نامي پست(مگا ولت آمپر)ظرفيت قطعي پست(مگا ولت آمپر)ظرفيت راكتيو هر بانك(مگا وار)كل ظرفيت راكتيو بانكها(30*3)30*2(78)424/2(4/2*6)5/2*4(30*2)15*2(30 يا 42) 15 يا 21(4/2)2/1(4/2*4)2/1*4(15*2)5/7*2(15)5/72/1(2/1*4)2/1*2·  اعداد داخل پرانتز نشاندهنده مقادير توسعه ظرفيت پست يا ظرفيت راكتيو بانكهاي بانكهاي خازن مي باشد.در صورت انتخاب واحدهاي خازني با توان و ولتاژ كار متفاوت، با در نظر گرفتن مطالب بيان شده، ظرفيت تيپ بانكهاي خازني مشابه با جدول بالا تعيين مي گردد. اضافه ولتاژها1- اضافه ولتاژ زياد در حالات گذرا، موقعي پيش مي آيد كه خازنها با استفاده از كليدهايي از شبكه قطع گردند كه امكان ايجاد جرقه مجدد(restriking) در آن كليدها وجود داشته باشد. توصيه اي كه مي گردد، استفاده از كليدهايي است كه در موقع ايجاد جرقه، اضافه ولتاژ بيش از حدي را ايجاد نكنند.2- خازنهايي كه در معرض اضافه ولتاژهاي بالا ناشي از صاعقه قرار دارند، مي بايستي بحد كافي حفاظت شوند. اگر از برق گير استفاده مي گردد بايد يكسري مسائل حفاظتي خاص نيز در نظر گرفته شود. بعنوان مثال ممكن است اين برقگيرها نيازمند حفاظت از جريان تخليه خازن باشند كه در اينحالت مي بايست تمهيدات لازم صورت گيرد.3- وقتي يك خازن بطور ثابت به يك موتور وصل گردد، ممكن است مشكلاتي بعد از قطع موتور از منبع تغذيه پيش آيد. بطور مثال، زمانيكه موتور هنوز داراي حركت چرخشي است، ممكن است با استفاده از خود تحريكي، بصورت ژنراتور عمل نموده و در نتيجه ولتاژ سيستم را بطور قابل ملاحظه اي افزايش دهد. ازا ين مسئله معمولا مي توان به اينصورت جلوگيري كرد كه جريان خازن كمتر از جريان مغناطيس كننده موتور انتخاب گردد و ميزان پيشنهادي، 90% مي باشد.بعنوان يك جنبه احتياطي مي بايستي در نظر داشت كه قسمتهاي برقدار موتوري كه به آن، خازن ثابت وصل شده باشد. نبايستي قبل از توقف موتور، لمس گردد.4- وقتي يك خازن، به موتوري كه داراي استارتر ستاره – مثلث مي باشد وصل گردد در آن صورت بايد نحوه قرار گرفتن خازن طوري باشد كه هنگام كار استارتر هيچ اضافه ولتاژي ايجاد نگردد.5- هنگام تشكيل يك بانك خازني، با استفاده از تعدادي از واحدهاي خازني كه بصورت تصادفيا نتخاب شده باشند، بعلت اختلاف بين كاپاسيتانس واحدها، اضافه ولتاژي ناشي مي شود كه مي بايست از آن اجتناب گردد. اين اختلاف بين كاپاسيتانس خازنها ممكن است حتي بيشتر از 15% باشد.لذا مي بايست در انتخاب هر واحد دقت لازم معمول گردد تا بهترين تركيب ممكن حاصل شده و از اختلاف ولتاژ بين واحدها جلوگيري گردد و يا اينكه، براي واحدها، ولتاژ نامي انتخاب گردد كه در آن، مقدار اضافه اي نيز براي افزايش ولتاژ منظور شده باشد. همچنين مي بايست اثر شكست يك واحد خازني در بانك خازني،  مورد مطالعه قرار گيرد.در موقعي كه بايد از اختلاف ولتاژ بين واحدها جلوگيري گردد، مي بايست واحدهاي خازني(يا گروهي از واحدها) كه بصورت سري بهم وصل مي گردند، طوري انتخاب شوند كه كاپاسيتانس آنها در محدوده مجاز تعيين شده، داراي بيشترين مقدار باشد.درجاهائيكه بانكهاي خازني بصورت ستاره متصل بوده و مركز ستاره هم عايق شده باشد در آنصورت اختلاف كاپاسيتانس بين فازها، منجر به افزايش ولتاژ روي خازنهائي در هر فاز مي گردد كه كمترين مقدار كاپاسيتانس را داشته باشند. بنابراين در جاهائيكه اختلاف كاپاسيتانس بزرگ باشد(مثلا بزرگتر از 5%)، در آنصورت اين افزايش ولتاژ مي بايست كنترل گردد.جريانهاي اضافه بار1-  خازنها هرگز نبايد بطور مداوم با جريانهائي كار بكنند كه مقدار آن از حداكثر تعريف شده تجاوز بكند.2- جريانهاي اضافه باري ممكن است توسط اضافه ولتاژها در فركانس اصلي و يا توسط هارمونيكها و يا هر دو، ايجاد شوند. منبع عمده هارمونيكها، يكسوكننده ها و هسته هاي اشباع شده ترانسفورماتورها مي باشند.3- در زمانهائي كه بار روشنائي وجود دارد، ولتاژ توسط خازنها افزايش يافته و در آنصورت اشباع هسته هاي ترانسفورماتورها نيز قابل ملاحظه خواهد بود.در چنين حالتي، هارمونيكهائي با دامنه هاي غيرعادي توليد شده و در اين ميان يكي از آنها مي تواند با تشديد بين ترانسفورماتور و خازن، تقويت گردد.اين موضوع، دليل ديگري است براي توصيه اين مطلب كه در مواقع بار روشنائي، خازنها از مدار قطع گردند.4- اگر جريان خازن از مقداري كه تعريف شده تجاوز نمايد، در حاليكه ولتاژ، در محدوده قابل قبول 1.10vn باقي مانده باشد، در آنصورت مي تواند هارمونيك مسلط تعيين گشته و با استفاده از آن، بهترين روش جبران اين وضع مشخص گردد.روشهاي جبران سازي زير مي تواند مورد استفاده قرارگيرد:a)  انتقال همه يا تعدادي از خازنها به ديگر قسمتهاي سيستم .b) اتصال يك راكتور سري با خازن، براي داشتن فركانس تشديد پائينتر از هارمونيك مزاحم در مدار.c) افزايش ميزان كاپاسيتانس در جائيكه خازن نزديك به يكسو كننده نصب شده باشد.5- شكل موج ولتاژ و همچنين مشخصات مدار مي بايست قبل و بعد از نصب خازن مشخص گردند و در حالاتيكه، منابع هارمونيك، مانند يكسوكننده هاي بزرگ وجود داشته باشند مي بايست حفاظت هاي لازم معمول گردد.6- اضافه جريانهاي گذرا با دامنه و فركانس بالا ممكن است در موقع وصل خازن به مدار رخ بدهد. عموما چنين جريانهاي گذرائي وقتي پيش مي آيد كه يك بخش از بانك خازني، بصورت موازي با بخش ديگري از بانك خازني كه قبلا شارژ گرديده، كليد زني شود.7- البته ممكن است لازم گردد كه اين اضافه جريانهاي گذرا به مقادير قابل قبولي كاهش يابند. مقدار اين كاهش بستگي دارد به خود خازن و تجهيزات اضافي براي كليد زني خازن، همچون مقاومت (در كليد زني مقاومتي) و يا راكتورهايي كه در مدار تغذيه براي هر بخش خازن وارد مي گردند. توصيه مي گردد كه ميزان اين اضافه جريانهاي گذرا، از 10 برابر جريان نامي خازن تجاوز نكند.انتخاب سطح عايقيسطح عايقي يك بانك خازني، مي بايست با توجه به سيستمي كه آن بانك خازني به آن متصل مي گردد و همچنين ارتفاع محل نصب خازن و با اعمال ضريب تصحيح ارتفاع انتخاب گردد.همچنين مي بايست تفاوت ما بين سطح عايقي بانك خازني و واحد خازني مشخص گردد. بهمين منظور، امكان وجود حالتهاي زير بايد مورد توجه قرار گيرد:a) حالتي كه سطح عايقي واحدهاي خازني برابر با سطح عايقي بانك خازني باشد. براي مثال، اين حالت زماني پيش مي آيد كه اتصال سري واحدهاي خازني مورد استفاده قرار نگرفته باشد. در اينحالت براي واحدهاي خازني عايقكاري خارجي خيلي بزرگي لزوم ندارد.b) حالتي كه سطح عايقي واحدهاي خازني كوچكتر از بانكهاي خازني باشد. عموما، اين حالت زماني پيش مي آيد كه اتصال سري خازنها بكار برده شود و در اينصورت عايقكاري خارجي بزرگي مورد لزوم خواهد بود. اگر نحوه پخش ولتاژ بين واحدهاي خازني و عايقكاري خارجي نامشخص باشد، در آنصورت مي بايست عايقكاري خارجي از سطح عايقي بانك خازني پيروي نمايد.ابزارهاي كليد زني و حفاظتي و كنترلي و نحوه اتصال آنهامقدمه1- ابزارهاي كليد زني و حفاظتي و نحوه اتصال آنها بايد طوري باشد تا بتوانند بطور پيوسته جرياني را تحمل بكنند كه اين جريان، معادل با 3/1 برابر جرياني باشد كه با اتصال ولتاژ سينوسي، برابر با ولتاژ نامي(مقدار r.m.s آن) و فركانس نامي، از مدار كشيده مي شود. چنانكه خازن كاپاسيتاني برابر با، 1/1 برابر ميزان كاپاسيتاني كه توان نامي را توليد بكند، داشته باشد در آنصورت اين جريان مي تواند حداكثر تا 1/1*3/1 برابر جريان نامي مقدار داشته باشد.بعلاوه مي بايست در نظر گرفت كه اگر هارمونيكي وجود داشته باشد در آنصورت، حرارت توليد شده، مي تواند بزرگتر از حرارت ايجاد شده بواسطه اثر پوستي در جريان هارمونيك اصلي باشد.2- ابزارهاي كليد زني و حفاظتي و نحوه اتصال آنها. بايد طوري باشد تا بتوانند فشار حرارتي و الكتروديناميكي ناشي از اضافه جريانهاي گذرا با دامنه و فركانس بالا را كه در مواقع وصل كليد رخ مي دهد، تحمل كنند.چنين حالتهاي گذرائي موقعي رخ مي دهد كه يك بخش از بانك خازني بصورت موازي با بخشهاي ديگري كه قبلا شارژ شده اند، كليدزني گردد.زماني كه ميزان فشار حرارتي و الكتروديناميكي زياد باشد در آنصورت مي بايست احتياطهاي خاصي در مورد محافظت از اضافه جريان صورت بگيرد.توجه 1- در صورت استفاده از فيوز، مي بايست طوري انتخاب گردند كه ظرفيت حرارتي كافي و مناسبي داشته باشند.توجه 2- در بعضي حالات، مثلا وقتي خازنها بطور اتوماتيك كنترل مي گردند، ممكن است عمليات كليد زني در فاصله زماني هاي كوتاهي تكرار گردند. در چنين حالتي ابزارهاي كليدزني و فيوزها بايد طوري انتخاب گردند كه بتواند در اين شرايط كار بكنند.3- ابزارهاي كليد زني كه استفاده مي گردند بايد مخصوصا براي كليدزني خازن مناسبت داشته باشند. براي مثال، در چنين ابزاري تشكيل مجدد قوس و ايجاد جرقه، كه مي تواند باعث اضافه ولتاژهاي بالايي گردد، نبايستي رخ دهد.اگر كليدهاي مورد استفاده، توسط اپراتور باز و بسته شوند در آنصورت بايد آموزش لازم به اپراتور داده شود تا بتواند كليدها را هر چه كه ممكن است، سريعتر باز و بسته كند.توصيه مي گردد كه قبل ازا نتخاب نوع وسايل كنترلي كه در نصب خازن بكار مي رود، هم با سازنده خازن و هم با سازنده كليدها مشورت گردد.4- اگر راكتورهائي با هسته آهني مورد استفاده است، مي بايستي به امكان اشباع و افزايش حرارت هسته، در اثر وجود هارمونيكها، توجه گردد.5- استفاده از هر كنتاكت نامناسب در مدار خازن، مي تواند باعث افزايش جرقه هاي كوچك، كه ناشي از نوسانات فركانس بالا هستند، شده و در نتيجه مي تواند باعث افزايش حرارت و فشار در خازن گردد.بنابراين توصيه مي گردد كه بازديدهاي منظمي از كليه كنتاكتهاي مربوط به تجهيزات خازن بعمل آيد.وسيله تخليه خازن1- هر دستگاه خازن بايستي مجهز به ابزاري جهت تخليه بوده و اين وسيله تخليه بايد مستقيم و بدون واسطه به خازن متصل گردد مگر آنكه خازن مزبور مستقيما به المانهاي الكتريكي ديگري متصل بوده و در نتيجه اين اتصال، يك مسير تخليه مستقيم(بدون وجود كليد، فيوز و خازنهاي سري) ايجاد شده باشد.2-وسيله تخليه بايستي طوري باشد كه ولتاژ خازن را پس از قطع اتصال از منبع تغذهي، در مدت زمان تعيين شده اي از مقدار نامي ولتاژ(vn) به 50 ولت يا كمتر از آن برساند. اين زمان براي خازنهاي با ولتاژ نامي 660 ولت و كمتر يك دقيقه و براي خازنهاي با ولتاژ نامي بيشتر از 660 ولت، 5 دقيقه مي باشد.3- در وصرتيكه خازنها در فاصل هزمانيهاي كم كليد زني گردند، در آنصورت وسايل حفاظتي بايد طوري انتخاب شوند كه در موقع وصل مجدد خازن به ولتاژ، ولتاژ ترمينالهاي خازن، از 10% ولتاژ نامي بيشتر نباشد.وسيله تخليه، نبايستي جهت اتصال كوتاه ترمينالهاي خازن به هم يا به زمين، كه در موقع سرويس و قبل از تماس دست با آن صورت مي گيرد، مورد استفاده قرار گيرد. زيرا بعضي مواقع ممكن است بعلت قطع اتصالات داخلي بين واحدهاي خازني سري شده و با قطع فيوز آن، بار الكتريكي انبار شده، در آن واحدهاي خازني باقي مانده باشد. بنابراين قبل از تماس دست با خازن، بايد اتصالات داخلي بين واحدهاي خازني سري شده، اتصال كوتاه گردند.

مهندسی برق یعنی؟

بهترين تعريف هايي كه از مهندسي برق شده است، اين است كه محور اصلي فعاليت هاي مهندسي برق، تبديل يك سيگنال به سيگنال ديگر است. كه البته اين سيگنال ممكن است شكل موج ولتاژ يا شكل موج جريان و يا تركيب ديجيتالي يك بخش از اطلاعات باشد.
مهندسي برق داراي 4 گرايش است كه در زير بطور اجمالي به بررسي آنها مي پردازيم و در قسمت معرفي گرايشها به تفصيل در مورد هر كدام صحبت خواهم كرد:


1) مهندسي برق- الكترونيك: الكترونيك علمي است كه به بررسي حركت الكترون در دوره گاز، خلاء و يا نيمه رسانا و اثرات و كاربردهاي آن مي پردازد. با توجه به اين تعريف، مهندس الكترونيك در زمينه ساخت قطعات الكترونيك و كاربرد آن در مدارها، فعاليت مي كند. به عبارت ديگر، زمينه فعاليت مهندسي الكترونيك را مي توان به دو شاخه اصلي "ساخت قطعه و كاربرد مداري قطعه" و "طراحي مدار" تقسيم كرد

.
2) مهندسي برق- مخابرات: مخابرات، گرايشي از مهندسي برق است كه در حوزه ارسال و دريافت اطلاعات فعاليت مي كند. مهندسي مخابرات با ارائه نظريه ها و مباني لازم جهت ايجاد ارتباط بين دو يا چند كاربر، انجام عملي فرايندها را به طور بهينه ممكن مي سازد. پس هدف از مهندسي مخابرات، پرورش متخصصان در چهار زمينه اصلي اين گرايش است شامل فرستنده، مرحله مياني، گيرنده و گسترش شبكه كه گسترده هر كدام عبارتند از:

فرستنده: شامل آنتن، نحوه ارسال و ...
مرحله مياني: شامل خط انتقال و محاسبات مربوط و ...
گيرنده: شامل آنتن، نحوه دريافت، تشخيص و ...
گسترش شبكه: مشتمل بر تعميم خط ارتباطي ساده، ادوات سويچينگ ، ارتباط بين مجموعه كاربرها و ...

3) مهندسي برق- قدرت: مهندسي قدرت را مي توان "توليد نيروي الكتريكي" به روشهاي گوناگون و انتقال و توزيع اين نيروها با بازده و قابليت اطمينان بالا، تعريف كرد. پس هدف از مهندسي قدرت، پرورش افرادي كارا در بخشهاي توليد، انتقال و توزيع است كه گستره اين بخش عبارت است از:
توليد: طراحي شبكه هاي توليد با كمترين هزينه و بيشترين بازده.
انتقال: طراحي شبكه هاي انتقال، خطوط انتقال، پخش بار بر روي شبكه، قابليت اطمينان و پايداري شبكه قدرت، طراحي رله ها و حفاظت شبكه، پخش بار اقتصادي (dispaich economic).

توزيع: طراحي شبكه هاي توزيع حفاظت و مديريت آن.
4) مهندسي برق- كنترل: كنترل، در پيشرفت علم نقش ارزنده اي را ايفا مي كند و علاوه بر نقش كليدي در فضاپيماها و هدايت موشكها و هواپيما، به صورت بخش اصلي و مهمي از فرايندهاي صنعتي و توليدي نيز درآمده است. به كمك اين علم مي توان به عملكرد بهينه سيستمهاي پويا، بهبود كيفيت و ارزانتر شدن فرآورده ها، گسترش ميزان توليد، ماشيني كردن بسياري از عمليات تكراري و خسته كننده دستي و نظاير آن دست يافت. هدف سيستم كنترل عبارت است از كنترل خروجيها به روش معين به كمك وروديها از طريق اجزاي سيستم كنترل كه مي تواند شامل اجزاي الكتريكي، مكانيك و شيميايي به تناسب نوع سيستم كنترل باشد.ماهيت:
انرژي اگر بنيادي ترين ركن اقتصاد نباشد، يكي از اركان اصلي آن به شمار مي آيد و در اين ميان برق به عنوان عالي ترين نوع انرژي جايگاه ويژه اي دارد. تا جايي كه در دنياي امروز ميزان توليد و مصرف اين انرژي در شاخه توليد، شاخص رشد اقتصادي جوامع و در شاخه خانگي و عمومي يكي از معيارهاي سنجش رفاه محسوب مي شود.
دانش آموختگان اين رشته مي توانند در زمينه هاي طراحي، ساخت، بهره برداري، نظارت، نگهداري، مديريت و هدايت عمليات سيستم ها عمل نمايند.


گرايش هاي مقطع ليسانس:
رشته مهندسي برق در مقطع كارشناسي داراي 4 گرايش الكترونيك، مخابرات، كنترل و قدرت(1) است. البته گرايش هاي فوق در مقطع ليسانس تفاوت چنداني با يكديگر ندارند و هر گرايش با گرايش ديگر تنها در 30 واحد يا كمتر متفاوت است. و حتي تعدادي از فارغ التحصيلان مهندسي برق در بازار كار جذب گرايشهاي ديگر اين رشته مي شوند. با اين وجود ما براي آشنايي هر چه بيشتر شما گرايشهاي فوق را به اجمال معرفي مي كنيم.

گرايش الكترونيك
دكتر كمره اي استاد مهندسي برق دانشگاه تهران در معرفي اين گرايش مي گويد:
"گرايش الكترونيك به دو زير بخش عمده تقسيم مي شود. بخش اول ميكروالكترونيك است كه شامل علم مواد، فيزيك الكترونيك، طراحي و ساخت قطعات از ساده ترين آنها تا پيچيده ترين آنها است و بخش دوم نيز مدار و سيستم ناميده مي شود و هدف آن طراحي و ساخت سيستم ها و تجهيزات الكترونيكي با استفاده از قطعات ساخته شده توسط متخصصان ميكروالكترونيك است.

دكتر جبه دار نيز در معرفي اين گرايش مي گويد:
"گرايش الكترونيك يكي از گرايشهاي جالب مهندسي برق است كه محور اصلي آن آشنايي با قطعات نيمه هادي، توصيف فيزيكي اين قطعات، عملكرد آنها و در نهايت استفاده از اين قطعات، براي طراحي و ساخت مدارها و دستگاههاي است كه كاربردهاي فني و روزمره زيادي دارند."


گرايش مخابرات
هدف از مخابرات ارسال و انتقال اطلاعات از نقطه اي به نقطه ديگر است كه اين اطلاعات مي تواند صوت، تصوير يا داده هاي كامپيوتري باشد.
دكتر جبه دار در مورد شاخه هاي مختلف اين گرايش مي گويد:
"مخابرات از دو گرايش ميدان و سيستم تشكيل مي شود. كه در گرايش ميدان، دانشجويان با مفاهيم ميدان هاي مغناطيسي، امواج، ماكروويو، آنتن و ... آشنا مي شوند تا بتوانند مناسبترين وسيله را براي انتقال موجي از نقطه اي به نقطه ديگر پيدا كنند.
همچنين يكي از فعاليت هاي عمده مهندسي مخابرات گرايش سيستم، طراحي فليترهاي مختلفي است كه مي توانند امواج مزاحم شامل صوت يا پارازيت را از امواج اصلي تشخيص و آنها را حذف كرده و تنها امواج اصلي را از آنتن دريافت كنند.
گفتني است كه امروزه با توسعه مخابرات بي سيم، ارتباط نزديكتري بين دو گرايش ميدان و سيستم ايجاد شده است. براي نمونه در گوشي تلفن همراه ما هم تجهيزات مربوط به مدارهاي مخابراتي و هم تجهيزات مربوط به فرستنده و هم آنتن گيرنده را داريم. از همين رو يك مهندس مخابرات امروزه بايد از هر دو گرايش بخوبي اطلاع داشته باشد تا بتواند يك دستگاه بي سيم را طراحي كند."
استفاده قرار نمي گيرد. بلكه در شاخه هاي ديگري از علوم مهندسي و حتي علوم انساني كاربرد دارد. به عنوان نمونه كنترل فرآيند تصفيه نفت در يك پالايشگاه، كنترل عملكرد يك نيروگاه برق، سيستم كنترل ناوبري يك كشتي و يا كنترل تحولات و تغييرات جمعيتي نمونه هاي متنوعي از كاربرد علم كنترل مي باشد.
گفتني است كه گرايش كنترل داراي زير بخش هاي متنوعي مانند كنترل خطي، غيرخطي، مقاوم، تطبيقي، ديجيتالي، فازي و غيره است."
دكتر جبه دار نيز با اشاره به اينكه گرايش كنترل منحصر به مهندسي برق نمي شود، مي گويد:
"در رشته هاي مهندسي مكانيك، مهندسي شيمي، مهندسي هوافضا، مهندسي سازه و مهندسي هاي ديگر نيز ما شاهد علم كنترل هستيم اما نوع سيستم كنترلي در هر رشته مهندسي متفاوت است. براي مثال در مهندسي مكانيك نوع كنترل، مكانيكي و در مهندسي شيمي براساس فرآيندهاي شيميايي است. اما در كل هدف مهندسي كنترل، طراحي سيستمي است كه بتواند عملكرد يك دستگاه را در حد مطلوب حفظ كند.
دكتر جبه دار در ادامه درباره فعاليت هاي ديگر مهندسي كنترل مي گويد:
"خودكار كردن يا اتوماتيك كردن خط توليد، يكي ديگر از فعاليت هاي مهندسي كنترل است. يعني مهندس كنترل مي تواند به گونه اي خط توليد را هماهنگ و كنترل كند كه محصول توليد شده طبق برنامه تعيين شده و با بهترين كيفيت به دست آيد."


گرايش قدرت

دكتر جبه دار در معرفي اين گرايش مي گويد:
"هدف اصلي مهندسين اين گرايش، توليد برق در نيروگاهها، انتقال برق از طريق خطوط انتقال و توزيع آن در شبكه هاي شهري و در نهايت توزيع آن براي مصارف خانگي و كارخانجات است. بنابراين يك مهندس قدرت بايد به روشهاي مختلف توليد برق، خطوط انتقال نيرو و سيستم هاي توزيع آشنا باشد."
دكتر كمره اي نيز در معرفي اين گرايش مي گويد:
"گرايش قدرت به آموزش و پژوهش در زمينه طراحي و ساخت سيستم هاي مورد استفاده در توليد، توزيع، مصرف و حفاظت از برق مي پردازد.
به عبارت ديگر دانشجويان اين رشته در شاخه توليد با انواع نيروگاههاي آبي، گازي، سيكل تركيبي و ... آشنا مي شوند. و در بخش انتقال و توزيع، روشهاي مختلف انتقال برق اعم از كابلهاي هوايي و زيرزميني را مطالعه مي كنند و در شاخه حفاظت نيز انواع وسايل و تجهيزات حفاظتي كه در مراحل مختلف توليد، توزيع، انتقال و مصرف انرژي، انسانها و تاسيسات را در برابر حوادث مختلف محافظت مي كنند، مورد بررسي قرار مي دهند كه از آن ميان مي توان به انواع رله ها، فيوزها، كليدها و در نهايت سيستم هاي كنترل اشاره كرد.
يكي ديگر از شاخه هاي قدرت نيز ماشين هاي الكتريكي است كه شامل ژنراتورها، ترانسفورماتورها و موتورهاي الكتريكي مي شود كه اين شاخه از زمينه هاي مهم صنعتي و پژوهشي گرايش قدرت است."

آينده شغلي، بازار كار، درآمد:
"امروزه با توسعه صنايع كوچك و بزرگ در كشور، فرصت هاي شغلي زيادي براي مهندسين برق فراهم شده است و اگر مي بينيم كه با اين وجود بعضي از فارغ التحصيلان اين رشته بيكار هستند، به دليل اين است كه اين افراد يا فقط در تهران دنبال كار مي گردند و يا در دوران تحصيل به جاي يادگيري عميق دروس و در نتيجه كسب توانايي هاي لازم، تنها واحدهاي درسي خود را گذرانده اند.
همچنين يك مهندس خوب بايد، كارآفرين باشد يعني به دنبال استخدام در موسسه يا وزارتخانه اي نباشد بلكه به ياري آگاهي هاي خود، نيازهاي فني و صنعتي كشور را يافته و با طراحي سيستم ها و مدارهاي خاصي اين نيازها را برطرف سازد. كاري كه بعضي از فارغ التحصيلان ما انجام داده و خوشبختانه موفق نيز بوده اند."
دكتر كمره اي نيز در اين زمينه مي گويد:
"اگر يك فارغ التحصيل برق داراي توانايي هاي لازم باشد، با مشكل بيكاري روبرو نخواهد شد. در حقيقت امروزه مشكل اصلي اين است كه بيشتر فارغ التحصيلان توانمند و با استعداد اين رشته به خارج از كشور مهاجرت مي كنند و ما اكنون با كمبود نيروهاي كارآمد در اين رشته روبرو هستيم."
يكي از اساتيد مهندسي برق دانشگاه علم و صنعت ايران نيز در مورد فرصت هاي شغلي فارغ التحصيلان اين رشته مي گويد:
"طبق نظر كارشناسان و متخصصان انرژي در كشور، با توجه به نياز فزاينده به انرژي در جهان كنوني و همچنين نرخ رشد انرژي الكتريكي در كشور، سالانه بايد حدود 1500 مگاوات به ظرفيت توليد كشور افزوده شود كه اين نياز به احداث نيروگاههاي جديد و همچنين فارغ التحصيلان متخصص برق و قدرت دارد.
فرصت هاي شغلي يك مهندس كنترل نيز بسيار گسترده است چون در هر جا كه يك مجموعه عظيمي از صنعت مهندسي مثل كارخانه سيمان، خودروسازي، ذوب آهن و ... وجود داشته باشد، حضور يك مهندسي كنترل ضروري است.
و بالاخره يك مهندس مخابرات يا الكترونيك مي تواند جذب وزارتخانه هاي پست و تلگراف و تلفن، صنايع، دفاع و سازمانهاي مختلف خصوصي و دولتي شود."


توانايي هاي مورد نياز و قابل توصيه
الف) توانايي علمي: "مهندسي برق نيز مانند مابقي رشته هاي مهندسي بر مفاهيم فيزيكي و اصول رياضيات استوار است و هر چه دانشجويان بهتر اين مفاهيم را درك كنند، مي توانند مهندس بهتري باشند. در اين ميان گرايش الكترونيك وابستگي شديدي به فيزيك بخصوص فيزيك الكترونيك و فيزيك نيمه هادي ها دارد. در گرايش مخابرات نيز درس فيزيك اهميت بسياري دارد زيرا دروس اصلي اين رشته بخصوص در شاخه ميدان شامل الكترومغناطيس و امواج مي شود."
داشتن ضريب هوشي بالا و تسلط كافي بر رياضيات، فيزيك و زبان خارجي از ضرورتهاي ورود به اين رشته است.

ب) علاقمنديها: دانشجوي برق بايد ذهني خلاق و تحليل گر داشته باشد. همچنين به كار با وسايل برقي علاقه داشته باشد چون گاهي اوقات با دانشجوياني روبرو مي شويم كه در رياضي و فيزيك قوي هستند اما در كارهاي عملي ضعيف اند. چنين دانشجوياني براي رشته هاي مهندسي مناسب نيستند و بهتر است رشته هاي ذهني و انتزاعي مثل رياضي يا فيزيك را انتخاب كنند.


وضعيت ادامه تحصيل در مقاطع بالاتر: (كارشناسي ارشد و ...)
فارغ التحصيل در مقطع كارشناسي برق كه مدرك خود را در يكي از چهار گرايش الكترونيك، مخابرات، قدرت و كنترل مي گيرد، مي تواند در يكي از اين گرايشها (اختياري) يا رشته اي كه برق زير مجموعه اي براي آن تعريف شده، ادامه تحصيل نمايد. اين رشته به صورت: مهندسي برق- الكترونيك، برق- قدرت، برق- مخابرات (شامل گرايش هاي: ميدان، سيستم، موج، رمز، مايكرونوري) برق- كنترل، مهندسي پزشكي (گرايش بيوالكتريك)، مهندسي هسته اي (دو گرايش مهندسي راكتور و مهندسي پرتو پزشكي، مهندسي كامپيوتر (معماري كامپيوتر، هوش مصنوعي و رباتيك) است. براي تحصيل در مقطع دكتراي تخصصي، مي توان، در هر يك از زيرشاخه هاي تخصصي‌تر گرايشهاي ياد شده ميزان مورد نياز واحدها را اخذ كرد و رساله دكتري را در همان موضوع خاص ارائه داد. مسلم است اين زير شاخه ها، گرايشهاي تخصصي تر اين چهار گرايش است. امكان ادامه تحصيل در كليه گرايشهاي ياد شده در مقطعهاي كارشناسي ارشد و تا حد زيادي در دوره دكتري، در داخل كشور وجود خواهد داشت. رشته برق به دليل كاربردي بودن آن در بسياري از علوم مهندسي ديگر، براي فارغ التحصيلان امكان تحصيل در بسياري گرايشها و دانشها را فراهم مي كند

درسهاي تخصصي مهندسي برق الكترونيك
از درسهاي پايه و اصلي موثر در مهندسي الكترونيك مي توان به درسهاي مدارهاي الكتريكي، الكترونيك 2 و 1، مدارهاي منطقي و مخابرات اشاره كرد. بعضي از درسهاي تخصصي اين گرايش عبارتند از:
الكترونيك 3: مبحث اول اين درس مربوط به پاسخ فركانسي است كه به طور اجمال عوامل مربوط به كاهش بهره در فركانسهاي بالا و پايين (در واقع بالاتر و پايين تر از پهناي باند مياني) و روشهاي به دست آوردن فركانسهاي قطع بالا و پايين را در تقويت كننده هاي ترانزيستوري مورد بررسي قرار مي دهد. در مبحث دوم پايداري تقويت كننده هاي فيدبك مورد توجه قرار مي گيرد.
تكنيك پالس: در درسهاي مدار و الكترونيك، دانشجويان با سيگنالهاي سينوسي و پاسخ مدارهاي خطي و يا غيرخطي به آنها آشنا مي شوند، امروزه و با توجه به رشد روزافزون فن آوري ديجيتال، كمتر مدار الكترونيكي يافت مي شود كه در آن فقط سيگنالهاي سينوسي به كار رفته باشد. پالس در حالت كلي به سيگنالهايي گفته مي شود كه تغييرات جهش داشته باشند. از مهمترين اين سيگنالها كه در درس تكنيك پالس هم مورد بررسي قرار مي گيرد، سيگنالهاي پله، مربعي، مورب و نمايي هستند.
ميكروپروسسور: پس از پيدايش الكترونيك ديجيتال و جنبه هاي جذاب و ساده طراحيهاي ديجيتال و كاربردهاي فراوان اين نوآوري، با تكنولوژيهاي
SSI , MSI ، ادوات الكترونيك ديجيتال، مانند قطعات منطقي به بازار ارائه شد. شركت تگزاس اولين ميكروپروسسور 4 بيتي را با فن آوري 2SI طراحي و عرضه نمود كه بعنوان بخش اصلي ماشين حساب مورد استفاده قرار گرفت و اين گام اول در پيدايش و ظهور ميكروپروسسورها بود.
معماري كامپيوتر: در اين درس معماري داخل 8 بيتي ها و نحوه اجراي دستورالعملها در اين پردازنده ها، بررسي حافظه ها و روش دستيابي ميكروپروسسورها به اطلاعات حافظه، معرفي زبان اسمبلي پردازنده هاي 8 بيتي و ايجاد توانايي جهت نوشتن برنامه اي براي عملكردي خاص به كمك ميكروپروسسورها و معرفي قطعات جانبي مورد استفاده توسط ريزپردازنده ها، مورد مطالعه قرار مي گيرد.
مدارهاي مخابراتي: درس مدار مخابراتي به بررسي ساختار و يا طراحي مدارهايي مي پردازد كه در فركانسهاي بالا كار كرده و يا به نوعي در ارسال پيام در گيرنده و فرستنده نقش دارند. در اين درس ابتدا با نويزهاي حرارتي، ترقه اي و ... آشنا شده و راههايي براي محدود كردن نويز پيشنهاد مي شود، سپس مدارهاي تشديد و تبديل امپدانس كه به منظور انتقال حداكثر توان به كار مي روند مورد بحث قرار مي گيرد.
فيزيك مدرن: در فصل اول اين درس با پرداختن به نسبيت خاص دانسته هاي علمي ما كاملاً اشتباه از آب درآمده و با پرداختن به اصولي نظير اتساع زمان، پديده دوپلر، انقباض طول، نسبيت جرم، جرم و انرژي و ...، همه دانسته هاي ما را (حداقل در حيطه دانستن) نابود مي كند.
فصلهاي ديگر درس به موضوعاتي نظير خواص ذره اي امواج، پديده فتوالكتريك، نظريه كوانتومي نور، پرتوايكس، پراش ذره، ساختار اتمي، مكانيك كوانتومي و ... مي پردازد.
فيزيك الكترونيك: شامل مطالعه خواص سيليكون، بلورشناسي، روشهاي ساخت قطعات و مدارهاي نيمه هادي، تحليل و طراحي اين مدارها، به دست آوردن مشخصات قطعات و يكي از مهمترين زمينه هاي كاري و تحقيقاتي در رشته الكترونيك است. پيش نياز اين قسمت تسلط بر درس درياضي مهندسي و معادلات ديفرانسيل و مختصري در فيزيك كوانتوم و فيزيك مدرن مي باشد.

درسهاي تخصصي مهندسي برق- مخابرات
از درسهاي پايه و اصلي موثر در مهندسي مخابرات مي توان به درسهاي رياضي مهندسي تجزيه و تحليل سيستمها، مدارهاي الكتريكي، الكترونيك و الكترومغناطيس اشاره كرد. بعضي از درسهاي تخصصي عبارتند از:
مخابرات 2: شامل تجزيه و تحليل و طراحي شبكه هاي مخابراتي ديجيتالي است. مطالب درسي با مروري بر تجزيه و تحليل سيگنالها و سپس فرآيندهاي تصادفي شروع شده و به دنبال آن به بررسي اجزاي يك سيستم (مجموعه) مخابراتي ديجيتال در حالت كلي مي پردازد و چگونگي بهينه سازي سيستم براي انتقال پيام با حداقل خطاي ممكن را بررسي مي كند.
ميدان و امواج: درس ميدان و امواج به بررسي رفتار امواج الكترومغناطيس در محيطهاي مختلف طبيعت مي پردازد. محيطها به قسمت هاي هادي و نيمه هادي و عايق تقسيم بندي شده و عوامل رفتاري امواج در اين محيطها از قبيل اتلاف نيرو انعكاسي كلي يا شكست بررسي مي شود.
الكترونيك 3: در گرايش الكترونيك توضيح داده شد.


مدارهاي مخابراتي: در گرايش الكترونيك توضيح داده شد.
آنتن ها و انتشار امواج: اين درس به بحث در مورد نحوه انتشار امواج الكترومغناطيسي مي پردازد. مباحث مطرح شده در اين درس به صورت نظري و عملي است، به عبارتي از نحوه تشعشع يك منبع الكترومغناطيسي ساده شروع كرده و با توسعه آن به مطالعه ساده ترين آنتن عملي مي پردازد.
مايكروويو: اين درس در ابتدا پس از تعريف محدود مايكروويو از نظر فركانس 1 و تقسيم بندي امواج مايكروويو به بررسي انتقال امواج با فركانس بالا با حداقل تلفات در محيطهاي مختلف مي پردازد. سپس عناصر غيرفعال مايكروويو شامل نضعيف كننده ها، تغيير فازدهنده ها و كوپلرهاي جهت دار معرفي مي شود.
اصول ميكروكامپيوتر: اين درس را به جرات مي توان از جذابترين و پركاربردترين درسهاي برق دانست زير در دنياي امروز كه تمامي وسايل مكانيكي آنالوگ جاي خود را به وسايل ديجيتالي مي دهند، داشتن اطلاعات كافي در مورد نحوه كارپروسسورها از اولين نيازهاي يك مهندس برق مي باشد. با تركيب مطالب اين درس با هر كدام از درسهاي ديگر مي توان طرحهاي بسيار جالب و پركاربردي را طرح ريزي كرد.

درسهاي تخصصي مهندسي برق- قدرت
از درسهاي پايه و اصلي موثر در مهندسي قدرت مي توان به دروس مدار، الكترومغناطيس، الكترونيك، ماشين و بررسي اشاره كرد. بعضي از درسهاي تخصصي اين گرايش عبارتند از:
ماشينهاي الكتريكي 3: اين درس از جمله درسهايي است كه ديدي صنعتي به دانشجو مي دهد. مبحث اين درس را مي توان به دو فصل مهم ترانفسورمرهاي سه فاز و ماشينهاي سنكرون تقسيم بندي نمود.
ترانسفورهاي سه فاز و ماشينهاي سنكرون، وسايلي الكتريكي هستند كه بيشتر جنبه صنعتي دارند و كاربردهاي بسيار زياد ترانسهاي سه فاز در انتقال و توزيع انرژي الكتريكي، تبديل ولتاژ در ابتداي همه كارخانه ها و كارگاههاي بزرگ صنعتي و ... بر هيچ كس پوشيده نيست. در اين درس در مورد انواع آرايشهاي اين تراسنها، كليه گروههاي موجود و كاربرد هر نوع، بحث جامعي مي شود.


ماشينهاي مخصوص(ويژه): به تعبيري مي توان اين درس را نقطه عطف درسهاي تخصصي اين گرايش دانست. زيرا اين درس به بررسي در مورد ماشينهاي ويژه مي پردازد كه اين ماشينها در وسايل خانگي كاربرد فراوان دارند.
الكترونيك قدرت: الكترونيك قدرت در عمل بين الكترونيك و قدرت، آشتي برقرار كرده است. به طور مثال مي توان با فرمان يك ريزپردازنده كه حدود 5 ولت و 200 ميلي آمپر است يك كارخانه را راه اندازي كنيم. در زمينه الكترونيك قدرت المانهايي نظير تريستور، ترانزيستور و ... كاربردهاي فوق العاده زيادي دارند. از مزاياي اين قطعات تحمل توانهاي بالا مي باشد.
بررسي سيستمهاي قدرت 2: اين درس بيشتر در مورد انتقال انرژي و مشكلات موجود در اين راه صحبت مي كند. از جمله مطالب ارائه شده در اين درس مي توان به پخش بار اقتصادي در شبكه هاي قدرت، اتصال كوتاههاي متقارن و نامتقارن روي شبكه قدرت و پايداري سيستمهاي قدرت اشاره نمود.


توليد و نيروگاه: اين درس يكي از درسهاي بسيار جذاب اين گرايش است، زيرا برخلاف ديگر درسها، زياد به مسائل نظري، نمي پردازد و جنبه بسيار عملي دارد. آشنايي با انواع نيروگاهها (آبي، اتمي، بادي، بخار، ...) و همچنين بحث كلي در مورد اين نيروگاهها و روشهاي كاري آنها از مباحث اين درس است.


رله و حفاظت: يك شبكه قدرت را بايد در مقابل خطرات احتمالي (اتصال كوتاهها) محافظت كرد. از وسائلي كه در اين مورد استفاده مي شود ميتوان به رله ها اشاره كرد كه بسته به نوع رله به محض ايجاد يك حالت خطا و يا خرابي در شبكه وارد عمل شده، قسمتي از شبكه را جدا كرد. 

عايق و فشار قوي: با توجه به تفاوتهاي ولتاژهاي فشار قوي با ولتاژهاي فشار ضعيف، به طور حتم توليد، اندازه گيري و بهره برداري از اين ولتاژها تفاوتهاي عمده اي با ولتاژهاي فشار ضعيف دارد و براي عايق بندي شبكه فشار قوي بايد از عايقهاي مخصوصي استفاده كرد. فصل نخست اين درس به بررسي اين مقوله مي پردازد.
در بخش دوم اين درس انواع تخليله الكتريكي، مراحل مختلف آن در عايقها و اثرات مختلف شكست بر عايق مورد بررسي قرار مي گيرد.

ترموديناميك: شايد اولين سوالي كه در مرحله اول به ذهن برسد ارتباط اين درس با درسهاي برق باشد. كاربرد اصلي مطالب اين درس مبحث توليد نيروگاه است. زيرا هنگام آشنايي با انواع نيروگاهها (نيروگاه بخار، گازي، اتمي و ...) بايد اطلاعاتي در مورد سيكل كاري آنها داشته باشيم، پس داشتن اطلاعاتي در مورد ترموديناميك ضروري است.
اصول ميكروكامپيوتر: درگرايش مخابرات توضيح داده شد.


درسهاي تخصصي مهندسي برق- كنترل
از درسهاي پايه و اصلي موثر در مهندسي كنترل مي توان به درسهاي مدار، الكترونيك، رياضي مهندسي، تجزيه و تحليل سيستم و كنترل خطي اشاره كرد. بعضي از درسهاي تخصصي اين گرايش عبارتند از:
كنترل ديجيتال و غيرخطي: كنترل ديجيتال از سال 1960 در پيشرفتهاي مربوط به قابليت توليد و كيفيت محصولات و صرفه جويي در هزينه ها، نقش مهمي داشته است. به خصوص با پيشرفتهايي كه در زمينه ميكروپروسسور صورت گرفته، اين رشته توانسته است در بعضي موارد از كنترل آنالوگ پيشي گرفته، دقت كار را بالا ببرد.

كنترل مدرن: اين درس برخلاف ساير درسها (مانند كنترل صنعتي و ...) تا حدي جنبه نظري دارد و ديدي تقريبا رياضي به يك مهندس كنترل مي دهد. آشنايي كلي با مفاهيم كنترل پذيري و مشاهده پذيري سيستمهاي كنترل و مطالعه فيدبكهاي حالت از مباحث اين درس است.


كنترل صنعتي: اين درس از درسهاي تخصصي و مهم گرايش كنترل مي باشد كه به بررسي نحوه به كارگيري روابط رياضي و فرمولهايي كه در هر نوع پروسه اي وجود دارد مي پردازد و شامل آشنايي با سيستمهاي كنترل غلظت، سطح، ارتفاع و يا ئبي ورودي، خروجي مخازن حاوي مايعات صنعتي و شيميايي (مانند مخازن موجود در صنايع، پالايشگاهها و ...)، مطالعه سيستمهاي كنترل دما و رطوبت يك محفظه و يا اتاق، آشنايي با انواع كنترل كننده هاي صنعتي، مطالعه انواع سيستمهاي نورد موجود در كارخانه ها(مانند نورد فولاد، كاغذ و...) و ديگر سيستمهاي موجود در صنعت است.


ابزار دقيق: اصطلاح ابزار دقيق به ابزاري اطلاق مي شود كه سيگنالها را ثبت و نشان داده و يا باعث انتقال سيگنالي بين اجزاي مختلف سيستم مي شوند. اين درس به معرفي سيستمهاي كنترل و ابزار دقيق و همچنين معرفي اجزاي اين سيستمها مي پردازد.
اصول ميكروكامپيوتر: در گرايش مخابرات توضيح داده شد

.
ترموديناميك: در گرايش قدرت توضيح داده شد.


مباني تحقيق در عمليات: اين درس به طور كلي براي تمام دانشجويان مهندسي مفيد است. چون مهندسي ارتباط مستقيم با هزينه و سود اقتصادي دارد. آگاهي به برنامه ريزي خطي كه بحث اصلي اين درس است براي هر مهندسي جنبه هاي مثبت زيادي دارد. با اين درس مي توان هزينه ها را به حداقل و سود و صرفه اقتصادي را با كمترين امكانات به حداكثر رساند. بنابراين آگاهي به اين درس براي تمام كساني كه مي خواهند يك طرح صنعتي انجام دهند مزاياي زيادي دارد.


رشته هاي مشابه و نزديك به اين رشته:
در برخي از دانشگاهها رشته مهندسي پزشكي را يكي از گرايش هاي مهندسي برق به شمار مي آورند.
رشته هايي از قبيل مهندسي علمي
– كاربردي برق، كارداني فني برق، دبير فني برق – قدرت و ...
پيوند عميقي بين اين رشته و دانش كامپيوتر وجود دارد كه غيرقابل انكار است.
زمين شناسي- علوم سياسي –
جامعه شناسي و علوم اجتماعي
با توجه به حجم بازار الكترونيك و بازار صنعت نيمه رسانا در دنيا و نيز كشور ما كه رشد 7% و 15% دارد، لذا آينده روشني براي اين رشته پيش بيني مي كنند چه از لحاظ بازار كار بر صنعت هاي شغلي و چه از نظر تحققات علمي.


نكات تكميلي:
"مانع رشد صنعت الكترونيك و ميكروالكترونيك در دنيا نه سرمايه است و نه فن آوري و نه بازار. البته همه اينها محدوديت ايجاد مي كند ولي فعالاً محدوديت اصلي كه اجازه نمي دهد كار از حدي جلوتر برود عبارت است از نيروي كار كيفي."

آنچه خوانديد نظر قائم مقام فني يكي از بزرگترين مجموعه هاي ميكروالكترونيك بلژيك است و بيانگر آن است كه امروزه براي موفقيت در مهندسي برق گرايش الكترونيك بايد از سطح علمي و مهارت فني خوبي برخوردار بود.

دكتر فتوت احمدي استاد مهندسي برق دانشگاه صنعتي شريف نيز در تاييد همين سخن مي گويد:

"براي مثال در طراحي “IC” احتياج به سرمايه گذاري عمده اي نيست، بلكه هوشمندي طراح و دانش فني خوب، بسيار اهميت دارد.

قوس الکتریکی چیست؟

تاریخچه
در سال 1802 پتروف (V.P.Petrof) کشف کرد که اگر دو تکه زغال چوب را به قطب های باتری بزرگی وصل کنیم و آنها را به هم تماس دهیم و سپس کمی از هم جدا کنیم شعله روشنی بین دو تکه زغال دیده می شود. و انتهای آنها که از شدت گرما سفید شده است نور خیره کننده ای گسیل می دارد. قوس الکتریکی هفت سال بعد دیوی (H.Davy) فیزیکدان انگلیسی این پدیده را مشاهده نمود و پیشنهاد کرد که این پدیده به احترام ولتا قوس ولتا نامیده شود.

آزمایش ساده

اگر بخواهیم در یک روش ساده ای ایجاد قوس الکتریکی را نشان دهیم باید دو تکه کربن را روی گیره قابل تنظیم سوار نمود (بهتر است که به جای زغال چوب معمولی میله خاصی که از کربن قوس ساخته می شود و با فشار دادن مخلوط گرافیت ، کربن سیاه و مواد چسبنده به وجود می آیند، استفاده شود).

چشمه جریان می تواند برق شهر هم باشد برای اجتناب ازاینکه در لحظه تماس تکه های کربن مدار کوتاه ایجاد شود باید رئوستایی به طور متوالی به قوس وصل شود.

معمولا برق شهر با جریان متناوب تغذیه می شود. ولی در صورتی که جریان مستقیم از آن عبور کند قوس پایدارتر است به طوری که یکی از الکترودها همیشه مثبت «آند)و دیگری همواره منفی «کاتد)است.

ماهیت قوس الکتریکی

در قوس الکتریکی الکترودها در اثر حرارت سفید رنگ می شود. ستونی از گاز ملتهب رسانای خوب الکتریکی بین الکترودها وجود دارد. در قوس معمولی این ستون نوری بسیار کمتر از نور تکه های کربن سفید شده از آزمایش‌های مربوط به گرما گسیل می کنند. چون الکترود مثبت دمایش از الکترود منفی بیشتر است زود تر از بین می رود. در نتیجه تصعید شدید کربن صورت گرفته و در آن الکترود (الکترود مثبت) فرورفتگی به وجود می آید که به دهانه مثبت معروف است و داغ ترین نقطه الکترودهاست.

دمای دهانه در هوا و در فشار جو به 4000 درجه سانتیگراد می رسد. در لامپ های قوسی سازوکارهای منظم و خود کار خاصی برای نزدیک کردن تکه های کربن با سرعت یکنواخت وقتی با سوختن از بین می روند، مورد استفاده قرار می گیرند. برای اینکه سایش و خوردگی الکترود مثبت به خاطر دمای بالایش بیشتر است،برای همین همیشه الکترود کربن مثبت کلفت تر از الکترود منفی اختیار می شود.

دماهای بالا در قوس الکتریکی

قوس الکتریکی می تواند بین الکترودهای فلزی ساخته شده از آهن ، مس و غیره نیز بگیرد. در این حالت الکترودها به میزان زیادی ذوب و تبخیر می شوند و این عمل به مقدار زیادی آزمایش‌های مربوط به گرما احتیاج دارد. به این دلیل دمای مرکز الکترود فلزی معمولا کمتر از دمای الکترود کربنی است (2000 تا 2500 درجه سانتیگراد).

قوسی که بین الکترودهای کربن در گاز فشرده ای قرار می گیرد (حدود 20atm) بالا رفتن دمای مرکز مثبت تا 5900 درجه سانتیگراد یعنی دما روی سطح خورشید را ممکن ساخته است. معلوم شده است که کربن در این حالت ذوب می شود. دمای باز هم بالاتری را می توان در ستونی از گاز و بخاری که از آن تخلیه الکتریکی می گذرد، به دست آورد.

بمباران شدید این گاز و بخار با الکترون ها و یون هایی که با میدان الکتریکی قوس شتاب گرفته اند دمای ستون گاز را 6000 تا 7000 درجه سانتیگراد می رساند. به این دلیل تقریبا تمام مواد شناخته شده در ستون قوس الکتریکی ذوب و تبخیر می شوند. و بسیاری از واکنش های شیمیایی که در دماهای پایین انجام شدنی نیستند، با قوس الکتریکی امکان پذیر می شوند. مثلا میله های چینی دیر گداز در شعله قوس به سهولت ذوب می شود.

چگونگی ایجاد تخلیه قوس الکتریکی

برای ایجاد تخلیه قوس الکتریکی به ولتاژ زیادی احتیاج نیست با ولتاژ 40 تا 45 ولت بین الکترود ها می توان قوس را به وجود آورد. از طرف دیگر جریان داخل قوس زیاد است. مثلا حتی در قوس کوچک جریان به 5 آمپر می رسد، در حالیکه در قوس های بزرگ که در مقیاس صنعتی به کار می روند جریان به صدها آمپر بالغ می شود. این به این معنا ست که مقاومت قوس پایین است و از این رو ستون گاز تابان رسانای الکتریکی خوبی است.

یونیزاسیون گاز با انرژی قوس الکتریکی

یونش شدید گاز با قوس الکتریکی به آن دلیل امکان پذیر است که کاتد قوس الکتریکی تعداد زیادی الکترون گسیل می داد. این الکترون ها با برخورد با گاز داخل شکاف تخلیه گازی آن را یونیزه می کنند. گسیل الکترونی شدید از کاتد از آنجا ممکن می شود که خود کاتد تا دمای بسیار بالایی گرم می شود (بسته به ماده از 2200 تا 3500). وقتی که الکترودهای قوس در ابتدا تماس داده شوند تقریباً تمام گرمای ژول که از الکترود ها می گذرد در ناحیه تماس که مقاومت بسیار دارد آزاد می شود.

به این دلیل انتهای الکترودها به شدت گرم می شوند که برای گیراندن قوس به هنگام جداکردن آنها کافی است آن وقت کاتد قوس توسط جریانی که از قوس می گذرد، در حالت التهاب می ماند. در این فرایند بمباران کاتد توسط یون هایی که به آن برخورد می کند نقش اصلی را ایفا می کند.

مشخصه جریان ولتاژ قوس الکتریکی

یعنی بستگی جریان الکتریکی در قوس الکتریکی به ولتاژ بین الکترودها ، ویژگی خاصی دارد. در فلزات و الکترولیت ها جریان متناوب با ولتاژ افزایش می یابد «قانون اهم). در صورتیکه برای رسانش القایی گازها جریان ابتدا با ولتاژ زیاد می شود، سپس اشباع شده و مستقل از ولتاژ است.

بنابر این افزایش جریان در تخلیه قوسی به اندازه مقاومت در شکاف بین الکترودها و ولتاژ بین آنها منجر می شود. برای اینکه تابانی قوس پایدار بماند رئوستا یا مقاومت الکتریکی قوی دیگری را باید به طور متوالی به آن بست.

آیین نامه ایمنی کار روی خطوط و تجهیزات برق دار

مقدمه‌

نظریه‌ اینکه‌ احتیاج‌ صنایع‌ و تأسیسات‌ دیگر (مانند بیمارستانها و غیره‌) به‌ استفاده‌ از نیروی‌ برق مط‌مئن‌ و مداوم‌ روزافزون‌ بوده‌ و قطع‌ برق‌ ممکن‌ است‌ باعث‌ ایجاد خسارات‌ مالی‌ و خطرات‌ جانی‌ شود، لذا اصلاحات‌ و تغییرات‌ باید الزاماً بر روی‌ خطوط‌ و تجهیزات‌ برق‌دار نیز عملی‌ گردد هدف‌ از تدوین‌ این‌ آیین‌نامه‌ بیان‌ مقررات‌ و شرایطی‌ است‌ که‌ در صورت‌ پیروی‌ از آن‌ انجام‌ عملیات‌ مربوط‌ به‌ تغییر و تبدیل‌ و اصلاح‌وتعمیر برروی‌ خطوط‌ و تجهیزات‌ برق‌دار توأم‌ با ایمنی‌ افراد امکان‌پذیر باشد.

فصل‌ اول‌ – کلیات‌

ماده‌ 1: انجام‌ هرگونه‌-تبدیل‌-اصلاح‌ و تغییر بر روی‌ خطوط‌ با تجهیزات‌ برق‌دار هنگامی‌ مجاز خواهدبود که آن‌ خطوط‌وتجهیزات‌ برای‌انجام‌ کار به‌ صورت‌ برق‌دار مناسب‌ باشند.

ماده‌ 2: انجام‌ تغییرات‌ در خطوط‌ و تجهیزات‌ موجود برای‌ مطابقت‌ آنها با مفاد این‌ آیین‌نامه‌ به‌ منظور کار به‌ صورت‌ برق‌دار فقط‌ در مواردی‌ لازم‌ خواهد بود که‌ انجام‌ کارهای‌ ذکر شده‌ در ماده‌ 1 به‌ جز تعمیرات‌ ضروری‌ تشخیص‌ داده‌ شود.

ماده‌ 3: مقررات‌ ذکر شده‌ در این‌ آیین‌نامه‌ حداقل‌ شرایط‌ لازم‌ برای‌ تأمین‌ حفاظت‌ و ایمنی‌ کار می‌باشد. لذا ممکن‌ است‌ لازم‌ باشد کارکنان‌ مقررات‌ دیگری‌ را علاوه‌ بر مقررات‌ ذکر شده‌ در این‌ آیین‌نامه‌ (به‌ شرطی‌ با آن‌ مغایرت‌ نداشته‌ باشد) جهت‌ تأمین‌ ایمنی‌ بیشتر مراعات‌ نمایند.

انجام‌ بازرسی‌ها و آزمونهای‌ اولیه‌ و تعیین‌ شرایط‌ موجود

ماده‌ 4: قبل‌ از انجام‌ هر نوع‌ کار باید شرایط‌ موجود از طریق‌ انجام‌ بازرسی‌ها یا آزمونهای‌ لازم‌ تعیین‌ گردد.

تعیین‌ شرایط‌ موجود ذکر شده‌ در بالا شامل‌ تعیین‌ مشخصات‌ خطوط‌ و تجهیزات‌ برق‌دار و وضعیت‌ پایه‌ها – محل‌ استقرار و مدارها و تجهیزات‌ مربوط‌ به‌ خطوط‌ نیرو و کلیه‌ سرویسهای‌ ارتباطات‌ و سایر عوامل‌ می‌باشد.

ماده‌ 5: خطوط‌ و تجهیزات‌ نیرو تا هنگامی‌ که‌ از طریق‌ آزمونهای‌ لازم‌ یا طریق‌ مناسب‌ دیگری‌ بی‌برق‌ تشخیص‌ داده‌ نشوند برق‌دار تلقی‌ خواهند شد.

ماده‌ 6: قبل‌ از انجام‌ هر نوع‌ کاری‌ بر روی‌ خطوط‌ و تجهیزات‌ یا در مجاورت‌ آنها ولتاژ کار باید مشخص‌ شود.

فواصل‌ مجاز

ماده‌ 7: هیچکس‌ مجاز نخواهد بود بدون‌ استفاده‌ از ابزار عایق‌ مناسب‌ با قسمت‌های‌ برق‌دار تماس‌ حاصل‌ نموده‌ و یا از اندازه‌ ذکر شده‌ در جدول‌ شماره‌ 1 به‌ قسمت‌های‌ برق‌دار نزدیک‌تر شود مگر در یکی‌ از موارد زیر:

الف‌ – افراد نسبت‌ به‌ قسمت‌های‌ برق‌دار عایق‌ شده‌ یا در برابر آنها محافظت‌ شده‌ باشند.

تبصره‌: دستکش‌ یا دستکش‌ آستین‌ دار یا وسایل‌ حفاظتی‌ دیگر که‌ مناسب‌ ولتاژ مورد نظر باشد به‌ عنوان‌ وسیله‌ عایق‌ کردن‌ مورد قبول‌ می‌باشد.

ب‌ – قسمت‌ برق‌دار نسبت‌ به‌ افراد یا هر نوع‌ جسم‌ هادی‌ دیگری‌ که‌ ولتاژ آن‌ با ولتاژ قسمت‌ برق‌دار مورد بحث‌ فرق‌ دارد عایق‌ و یا محافظت‌ شده‌ باشد.

ج‌ – افراد نظیر مواقعی‌ که‌ برای‌ کار کردن‌ با دست‌ لخت‌ آماده‌ شده‌اند نسبت‌ به‌ دیگر اجسام‌ هادی‌ عایق‌ شده‌ یا از آنها جدا بوده‌ یا نسبت‌ به‌ آنها حفاظت‌ شده‌ باشند.

ماده‌ 8: حداقل‌ فواصل‌ مجاز کار با حداقل‌ فواصل‌ مجاز کار با پرش‌که‌ در جدول‌ شماره‌ 1 ذکر شده‌ است‌ باید دقیقاً رعایت‌ شود. حداقل‌ فاصله‌ کار با پرش‌ عایق‌ فاصله‌ ایست‌ که‌ افراد در موقع‌ در دست‌ داشتن‌ پرش‌ و یا لوازم‌ عایق‌ مشابه‌ و انجام‌ کاری‌ روی‌ خط‌ یا تجهیزات‌ برق‌دار با آن‌ پیدا می‌کنند.

ماده‌ 9: از ابزار تکیه‌گاه‌ و نگهدار هادی‌ها مانند پرشهای‌ گیره‌ای‌ و کشش و تکیه‌گاه‌ مقره‌های‌ کششی‌بشرطی‌ می‌توان‌ استفاده‌ نموده‌ که‌ فاصله‌ مجاز حداقل‌ به‌ اندازه‌ طول‌ زنجیر مقره‌ یا طولهای‌ داده‌ شده‌ در جدول‌ شماره‌ 1 برای‌ ولتاژهای‌ کار مربوط‌ باشد.

جدول‌ شماره‌ 1 – حداقل‌ فواصل‌ مجاز برای‌ جریان‌ متناوب‌

ولتاژ بین‌ فازها به‌ کیلوولت‌

حداقل‌ فاصله‌ مجاز کار یا فاصله‌ مجاز کار با پرش‌های‌ عایق‌ به‌ متر

11 و کمتر

بالاتر از 11 تا 33

63

132

230

400

6/0

7/0

9/0

0/1

5/1

5/3 *

ðاین‌ فاصله‌ را می‌توان‌ کمتر گرفت‌ به‌ شرطی‌ که‌ فاصله‌ انتخاب‌ شده‌ از فاصله‌ قسمت‌های‌ برق‌دار خط‌ تا قسمت‌های‌ زمین‌ شده‌ کمتر نباشد.

اقدامات‌ اضطراری‌ و کمک‌های‌ اولیه‌

ماده‌ 10: کارفرما باید آموزش‌ لازم‌ در زمینه‌های‌ زیر را برای‌ کارکنان‌ خود فراهم‌ نموده‌ و یا اطمینان‌ حاصل‌نماید که‌ افراد نسبت‌ به‌این‌ مسائل‌ اطلاع‌وتخصص‌ کافی‌ داشته‌ باشند:

الف‌ – روش‌های‌ مربوط‌ به‌ موارد اضطراری‌

ب‌ – اصول‌ کمک‌های‌ اولیه‌ و نجات‌ شخص‌ برق‌ گرفته‌

کار شبانه‌

ماده‌ 11: موقع‌ کار در شب‌ باید چراغهای‌ پروژکتوری‌ یا چراغهای‌ قابل‌ حمل‌ بر حسب‌ مورد برای‌ انجام‌ کار آماده‌ و در اختیار کارکنان‌ گذارده‌ شود.

کار در نزدیکی‌ یا بر فراز آب‌

ماده‌ 12: در موقع‌ کار بر فراز یا در نزدیکی‌ آب‌ و در موقعی‌ که‌ خطر غرق‌ شده‌ وجود دارد باید اقدامات‌ حفاظتی‌ برای‌ جلوگیری‌ از غرق‌ شدن‌ به‌ عمل‌ آید.

مایعات‌ دستگاه‌های‌ هیدورلیک‌

ماده‌ 13: کلیه‌ مایعات‌ مورد استفاده‌ در قسمت‌های‌ عایق‌ کامیون‌های‌ بالابر یا لوازم‌ هیدرولیک‌ که‌ در حوالی‌ یا بر روی‌ خطوط‌ یا تجهیزات‌ برق‌دار مورد استفاده‌ قرار می‌گیرند باید از نوع‌ عایق‌ باشد.

فصل‌ دوم‌ – ابزار و لوازم‌ ایمنی‌

وسایل‌ ایمنی‌

ماده‌ 14: وسایل‌ ایمنی‌ لاستیکی‌ باید با استاندارد مطابقت‌ داشته‌ و نکات‌ زیر در مورد آنها رعایت‌ شود:

الف‌ – وسایل‌ ایمنی‌ لاستیکی‌ باید قبل‌ و بعد از استفاده‌ مورد بازرسی‌ قرار گیرد.

ب‌ – دستکشهای‌ لاستیک‌ باید برای‌ حصول‌ اطمینان‌ از سالم‌ بودن‌ آنها قبل‌ و بعد از استفاده‌ با هوای‌ فشرده‌ مورد آزمون‌ قرار گیرند.

ج‌ – تجهیزات‌ ایمنی‌ میز لاستیکی‌ باید از نظر الکتریکی‌ و مکانیک‌ معادل‌ تجهیزات‌ مشابه‌ لاستیکی‌ یا بهتر از آن‌ باشد.

ماده15:کلاه‌ حفاظتی‌ باید بااستاندارد مطابقت‌ داشته‌ و درموقع‌ کار در کارگاه‌هایی‌ که‌ خطر سقوط‌ اجسام‌ برق‌گرفتگی‌ یا سوختگی‌ وجوددارد توسط‌ کارگران‌ مورد استفاده‌ قرار گیرد.

لوازم‌ انفرادی‌ بالا رفتن‌

ماده‌ 16: هنگام‌ کار در بالای‌ تیرها، برجها و دیگر تأسیسات‌ باید از کمربندهای‌ مجهز به‌ طناب‌ و تسمه‌ حفاظتی‌ استفاده‌ شود مگر اینکه‌ استفاده‌ از کمربند تولید خطر بیشتری‌ از نظر ایمنی‌ افراد در برابر سقوط‌ اجسام‌، برق‌ گرفتگی‌ یا سوختگی‌ نماید.

ماده‌ 17: کمربندها و طناب‌های‌ حفاظتی‌ باید با استاندارد مطابقت‌ داشته‌ باشد. از کمربند می‌توان‌ به‌ عنوان‌ نگهدارنده‌ ابزار کار علاوه‌ بر مورد استفاده‌ اصلی‌ آن‌ که‌ تأمین‌ حفاظت‌ کارگر می‌باشد نیز استفاده‌ نمود، کمربندها باید فاقد هر نوع‌ حلقه‌ و قلاب‌ فلزی‌ اضافی‌ جز آنچه‌ در استاندارد ذکر شده‌ است‌ باشد.

ماده‌ 18: قبل‌ و بعد از استفاده‌ از کمربندها و طناب‌های‌ ایمنی‌ باید برای‌ حصول‌ اطمینان‌ از بی‎عیب‌ بودن‌، آنها را مورد بازدید قرار داد.

به‌ طناب‌های‌ ایمنی‌ نباید نیروی‌ ضربه‌ای‌ وارد ساخت‌ و از آن‌ باید فقط‌ برای‌ عملیات‌ نجات‌ اضطراری‌ مانند پایین‌ آوردن‌ افراد استفاده‌ نموده‌ چنین‌ طناب‌هایی‌ باید حداقل‌ به‌ قطر 17 میلیمتر بوده‌ و از 3 یا 4 رشته‌ کنف‌ درجه‌ یک‌ یا معادل‌ آن‌ از نظر دوام‌ و استقامت‌ (1770 نیوتن‌ یا 1300 کیلوگرم‌ نیرو) تهیه‌ شده‌ باشد.

ماده‌ 19: طناب‌های‌ معیوب‌ باید تعویض‌ شود.

نردبان‌

ماده‌ 20: نردبان‌های‌ قابل‌ حمل‌ فلزی‌ یا از جنس‌ هادی‌ دیگر نباید در مجاورت‌ خطوط‌ یا تجهیزات‌ برق‌دار مورد استفاده‌ قرار گیرد مگر در مورد کارهای‌ اختصاصی‌ نظیر کار در پستهای‌ فشار قوی‌ که‌ در آنها نردبان‌های‌ عایق‌ ممکن‌ است‌ از نردبان‌های‌ هادی‌ خطر بیشتری‌ را به‌ وجود آورند.

نردبان‌های‌ هادی‌ باید بطور وضوح‌ علامت‌ گذاری‌ شده‌ و کلیه‌ احتیاط‌های‌ لازم‌ در موقع‌ استفاده‌ اختصاصی‌ از آنها بعمل‌ آید.

ماده‌ 21: نردبان‌های‌ قلابدار و نظائر آن‌ که‌ در بهره‌برداری‌ از تأسیسات‌ مورد استفاده‌ قرار می‌گیرد باید به‎طرز مطمئنی‌ محکم‌ شود تا از تغییر مکان‌ تصادفی‌ آن‌ جلوگیری‌ به‎عمل‌ آید.

ابزار کار روی‌ خطوط‌ برق‌دار

ماده‌ 22: برای‌ کار روی‌ خطوط‌ برق‌دار باید فقط‌ از پرشهایی‌ که‌ دارای‌ گواهی‌ کارخانه‌ سازنده‌ برای‌ ایستادگی‌ در شرایط‌ زیر می‌باشد استفاده‌ شود.

الف‌ – 100000 ولت‌ برای‌ هر 3/0 متر طول‌ به‌ مدت‌ 5 دقیقه‌ در مورد ابزار ساخته‌ شده‌ از پشم‌ شیشه‌ یا

ب-75000 ولت‌ برای‌هر3/0مترطول‌ به‌مدت‌3 دقیقه‌ در مورد ابزار ساخت‌ شده‌ از چوب‌.

تبصره‌ – پرشهای‌ فاقد گواهی‌ کارخانه‌ سازنده‌ که‌ مشخصات‌ آن‌ به‌ موجب‌ آزمون‌ طبق‌ پرشهای‌ بالا باشد نیز می‌تواند مورد استفاده‌ قرار گیرد.

ماده‌ 23: کلیه‌ لوازم‌ خطوط‌ برق‌دار باید روزانه‌ قبل‌ از استفاده‌ مورد بازرسی‌ قرار گیرد. بلافاصله‌ قبل‌ از استفاده‌ از ابزار باید آن‌ را با پارچه‌ یا مواد مشابه‌ تمیز کرده‌ و در صورت‌ مشاهده‌ هر نوع‌ عیب‌ آنرا از کار خارج‌ نمود.

مترها یا نوارهای‌ اندازه‌گیری‌

ماده‌ 24: مترها یا نوارهای‌ اندازه‌گیری‌ فلزی‌ یا دارای‌ الیاف‌ هادی‌ نباید در موقع‌ کار در روی‌ خطوط‌ برق‌دار یا در مجاورت‌ آنها مورد استفاده‌ قرار گیرد.

ابزارهای‌ دستی‌

ماده‌ 25: کلیه‌ ابزارهای‌ هیدرولیکی‌ که‌ بر روی‌ خطوط‌ یا تجهیزات‌ برقداری‌ که‌ در حوالی‌ آنها مورد استفاده‌ قرار می‌گیرد باید مجهز به‌ لوله‌هایی‌ از جنس‌ عایق‌ بوده‌ و تحمل‌ فشار آن‌ کافی‌ برای‌ کار عادی‌ دستگاه‌ باشد.

مقررات‌ مخصوص‌ این‌ نوع‌ دستگاه‌ها نیز باید رعایت‌ شود.

ماده‌ 26: کلیه‌ ابزارهای‌ بادی‌ که‌ بر روی‌ خطوط‌ و تجهیزات‌ برق‌دار یا در اطراف‌ آنها مورد استفاده‌ قرار می‌گیرد باید:

الف‌ – مجهز به‌ لوله‌هایی‌ از جنس‌ عایق‌ بوده‌ و تحمل‌ فشار آن‌ کافی‌ برای‌ کار عادی‌ دستگاه‌ باشد.

ب‌ – دارای‌ دستگاه‌ جمع‌آوری‌ رطوبت‌ بر روی‌ کمپرسور باشد.

فصل‌ سوم‌ – تجهیزات‌ مکانیک‌

کلیات‌

ماده‌ 27: قبل‌ از استفاده‌ از تجهیزات‌ مکانیکی‌ لازم‌ است‌ آنها را برای‌ حصول‌ اطمینان‌ از کارآیی‌ مورد بازرسی‌ قرار داد.

ماده‌ 28: در شروع‌ هر نوبت‌ کار برای‌ اطمینان‌ از اینکه‌ تجهیزات‌ در وضعی‌ مناسب‌ کار می‌باشد لازمست‌ کار ترمزها و سیستم‌های‌ عملیاتی‌ مورد آزمون‌ قرار گیرد.

ماده‌ 29: هیچیک‌ از کارکنان‌ حق‌ استفاده‌ از تجهیزات‌ موتوری‌ خودرو را که‌ دید عقب‌ آن‌ مسدود شده‌ باشد نخواهد داشت‌ مگر اینکه‌:

الف‌ – خودرو دارای‌ وسیله‌ خبر سمعی‌ برای‌ حرکت‌ به‌طرف‌ عقب‌ بوده‌ و صدای‌ آن‌ نسبت‌ به‌ صدای‌ محیط‌ اطراف‌ قابل‌ استماع‌ باشد یا

ب‌ – خودرو فقط‌ با راهنمایی‌ فرد دیگری‌ به‌طرف‌ عقب‌ حرکت‌ نماید.

دیرک‌ بالابر

ماده‌ 30: در موقع‌ کار در حوالی‌ خطوط‌ یا تجهیزات‌ برق‌دار، خودروهای‌ مجهز به‌ دیرک‌ بالابر باید از نظر الکتریکی‌ به‌ زمین‌ وصل‌ شده‌ یا در اطراف‌ آن‌ حصار و مانع‌ به‌منظور جلوگیری‌ از تماس‌ افراد بوجود آید(که‌ در این‌ صورت‌ برق‌دار تلقی‌ شده‌) و یا به‌ منظور کار مورد نظر از زمین‌ عایق‌ شود.

ماده‌ 31: اگر فرد یا افرادی‌ که‌ در سبد قرار دارند در وضعی‌ باشند که‌ خط‌ یا تجهیزات‌ برق‌دار در دسترس‌ آنها بوده‌ و با وسایل‌ عایقی‌ محفوظ‌ نشده‌ باشد نباید هیچ‌ نوع‌ مصالح‌ یا تجهیزات‌ دیگری‌ بین‌ تیر یا برج‌ یا تأسیسات‌ مشابه‌ و سبد دیرک‌ رد و بدل‌ شود.

ماده‌ 32: سایر مقررات‌ مربوط‌ به‌ دیرک‌های‌ بالابر نیز باید رعایت‌ شود.

خودروهای‌ دیرک‌ دار و جراثقال‌ و تجهیزات‌ بالابر دیگر

ماده‌ 33: به‌ جز لوازم‌ و ابزارهای‌ مخصوص‌ کار روی‌ خطوط‌ و تجهیزات‌ برق‌دار سایر لوازم‌ و ابزارها نباید از مقادیر داده‌ شده‌ در جدول‌ شماره‌ 1 فصل‌ اول‌ این‌ مقررات‌ به‌ قسمت‌های‌ برق‌دار نزدیک‌تر شود مگر در موارد زیر:

الف‌ – حصار عایقی‌ بین‌ قسمت‌ برق‌دار و تجهیزات‌ مکانیکی‌ نصب‌ شده‌ باشد.

ب‌ – تجهیزات‌ مکانیکی‌ زمین‌ شده‌ باشد، یا

ج‌ – تجهیزات‌ مکانیکی‌ عایق‌ شده‌ باشد، یا

د – تجهیزات‌ مکانیکی‌ برق‌دار تلقی‌ گردد که‌ در آن‌ صورت‌ نکات‌ ایمنی‌ مربوط‌ لازم‌الاجرا خواهد بود.

ماده‌ 34: سایر مقررات‌ مربوط‌ به‌ خودروهای‌ دیرک‌دار جراثقالها و تجهیزات‌ بالابر دیگر نیز باید رعایت‌ شود.

فصل‌ چهارم‌ – برقراری‌ اتصال‌ زمین‌ تجهیزات‌ و خطوط‌ برای‌ حفاظت‌ افراد

نصب‌ اتصال‌ زمین‌

ماده‌ 35: در موقع‌ برقراری‌ اتصال‌ زمین‌ (در مورد کار روی‌ خطوط‌ برق‌دار و بی‌برق‌)انتهای‌ مربوط‌ به‌ زمین‌ باید اول‌ وصل‌ شده‌ و سپس‌ انتهای‌ دیگر با استفاده‌ از وسایل‌ عایقی‌ یا سایر وسایل‌ مناسب‌ وصل‌ و یا قطع‌ گردد.

ماده‌ 36: در موقع‌ برچیدن‌ اتصال‌ زمین‌ باید اول‌ وسیله‌ اتصال‌ زمین‌ با استفاده‌ از وسایل‌ کار عایقی‌ یا سایر وسایل‌ مناسب‌ از خطوط‌ یا تجهیزات‌ باز شود.

الکترود زمین‌

ماده‌ 37: به‌ منظور رفع‌ خطر از کارکنان‌ و حصول‌ اطمینان‌ از سرعت‌ عمل‌ وسایل‌ حفاظتی‌ باید در موقع‌ استفاده‌ از الکترودهای‌ زمین‌ مقاومت‌ زمین‌ آنها به‌ حد کافی‌ پایین‌ باشد.

اتصال‌ زمین‌ از طریق‌ برج‌

ماده‌ 38: اتصال‌ زمین‌ از طریق‌ برجها باید با استفاده‌ از بست‌ مخصوص‌ برج‌ که‌ قادر به‌ هدایت‌ جریان‌های‌ اتصالی‌ پیش‌بینی‌ شده‌ باش‌ عملی‌ گردد.

هادی‌ اتصال‌ زمین‌

ماده‌ 39: یک‌ هادی‌ اتصال‌ زمین‌ که‌ به‌ زمین‌ برج‌ یا الکترود زمین‌ دفن‌ شده‌ یا کوبیده‌ شده‌ وصل‌ می‌گردد باید قادر به‌ هدایت‌ جریانهای‌ اتصالی‌ پیش‌بینی‌ شده‌ بوده‌ و حداقل‌ قابلیت‌ هدایت‌ آن‌ معادل‌ یک‌ هادی‌ از جنس‌ مس‌ به‌ مقطع‌ 35 میلیمتر مربع‌ باشد.

فصل‌ پنجم‌ – خطوط‌ هوایی‌

کلیات‌

ماده‌ 40: قبل‌ از اقدام‌ به‌ صعود از تیرها – نردبان‌ها – داربست‌ها و سایر تأسیسات‌ مرتفع‌ مشابه‌ باید بررسی‌ لازم‌ از نظر تعیین‌ مقاومت‌ آنها در برابر نیروهای‌ اضافی‌ یا اهرمی‌ که‌ بر آنها وارد خواهد شد به‌ عمل‌ آید.

ماده‌ 41: در مواردی‌ که‌ ممکن‌ است‌ صعود از تیرها یا تأسیسات‌ مشابه‌ ایمن‌ نباشد قبل‌ از اقدام‌ بعمل‌ باید آنها را به‌ وسیله‌ مهار کردن‌، حائل‌ کردن‌ یا روش‌های‌ قابل‌ قبول‌ دیگری‌ ایمن‌ نمود.

ماده‌ 42: قبل‌ از نصب‌ یا برچیدن‌ هادی‌ یا کابل،‌ نیرویی‌ که‌ بعداً بر تیرها یا تأسیسات‌ مشابه‌ وارد خواهد شد باید مورد توجه‌ قرار گرفته‌ و اقدام‌ لازم‌ جهت‌ جلوگیری‌ از انهدام‌ اجزاء یا اشیاء حامل‌ نیرو بعمل‌ آید.

الف‌ – در مواقع‌ کاشتن‌ – حمل‌ یا کندن‌ تیرها از زمین‌ در نزدیکی‌ خطوط‌ یا تجهیزات‌ برق‌دار به‌ کمک‌ جرثقیل‌ دیرک‌، سه‌ پایه‌ یا سایر وسایل‌ مکانیکی‌ باید احتیاط‌ لازم‌ برای‌ جلوگیری‌ از تماس‌ این‌ وسایل‌ یا خطوط‌ یا تجهیزات‌ به‌ عمل‌ آید مگر در مواردی‌ که‌ کار بر روی‌ خطوط‎برق‌دار با دست‌ لخت‌ انجام‌شده‌ و یا از حصارها یا سایرلوازم‎حفاظتی‎استفاده‌ شود.

ب‌ – تجهیزات‌ و ماشین‌ آلات‌ به‌ کار رفته‌ در جوار خطوط‌ یا تجهیزات‌ برق‌دار باید با مفاد فصل‌ سوم‌ مطابقت‌ داشته‌ باشد.

ج‌ – جز در مواردی‌ که‌ از تجهیزات‌ حفاظتی‌ متناسب‌ با ولتاژ مورد عمل‌ استفاده‌ شود، کارکنانی‌ که‌ روی‌ زمین‌ قرار دارند باید از تماس‌ با ماشین‌ آلات‌ و تجهیزاتی‌ که‌ در نزدیکی‌ خطوط‌ یا تجهیزات‌ برق‌دار قرار دارند خودداری‌ نمایند.

د – تجهیزات‌ بالابر باید به‌ نحو مطمئن‌ و مؤثری‌ به‌ زمین‌ وصل‌ شود در غیر این‌ صورت‌ این‌ تجهیزات‌ برق‌دار تلقی‌ شده‌ و باید در موقع‌ استفاده‌ از آنها در نزدیکی‌ خطوط‌ یا تجهیزات‌ برق‌دار در اطراف‌ آن‌ حصارها و موانعی‌ به‌ وجود آورد.

ماده‌ 43: طناب‌هایی‌ که‌ در نزدیکی‌ خطوط‌ برق‌دار مورد استفاده‌ قرار می‌گیرند باید از جنس‌ غیر هادی‌ باشند.

ماده‌ 44: در موقع‌ سوار کردن‌ برجها به‌ کمک‌ تجهیزات‌ بالابر در نزدیکی‌ خطوط‌ انتقال‌ برق‌دار، در صورتی‌ که‌ ممکن‌ باشد باید خطوط‌ را بی‌ برق‌ نمود چنانچه‌ انجام‌ این‌ کار عملی‌ نباشد باید مواظبت‌ شدیدی‌ در حفظ‌ حداقل‌ فواصل‌ مجاز لازم‌ طرق‌ جدول‌ شماره‌ 1 فصل‌ اول‌ به‌ عمل‌ آید.

ماده‌ 45: هنگام‌ وزیدن‌ بادهای‌ شدید با تأثیر سایر عوامل‌ طبیعی‌ غیر عادی‌ که‌ سبب‌ ایجاد خطرات‌ بیشتری‌ می‌شود باید عملیات‌ را جز در موارد تعمیرات‌ اضطراری‌ متوقف‌ نمود.

ماده‌ 46: جهت‌ حصول‌ اطمینان‌ نسبت‌ به‌ رعایت‌ فواصل‌ مجاز در موقع‌ حرکت‌ دادن‌ تجهیزات‌ در زیر یا نزدیکی‌ خطوط‌ برق‌دار لازمست‌ فرد مسئول‌ تعیین‌ شود.

کار بر روی‌ خطوط‌ برق‌دار با دست‌ لخت‌

ماده‌ 47: علاوه‌ بر رعایت‌ دستورالعملهایی‌ که‌ در فصول‌ دیگر این‌ آیین‌نامه‌ ذکر شده‌ است‌ باید هنگام‌ کار با دست‌ لخت‌ بر روی‌ خطوط‌ برق‌دار مواد 48 لغایت‌ 68 نیز رعایت‌ شود.

ماده‌ 48: کلیه‌ کارکنان‌ قبل‌ از اینکه‌ به‌ آنها اجازه‌ کار بر روی‌ خطوط‌ برق‌دار با روش‌ دست‌ لخت‌ داده‌ شود، باید در زمینه‌ کار با دست‌ لخت‌ و رعایت‌ مقررات‌ ایمنی‌ مربوطه‌ تعلیم‌ دیده‌ و تمرین‌ کرده‌ باشند.

ماده‌ 49: قبل‌ از استفاده‌ از روش‌ کار با دست‌ لخت‌ بر روی‌ خطوط‌ یا اجزاء برق‌دار فشار قوی‌ باید مراتب‌ زیر مورد بررسی‌ قرار گیرد:

الف‌ – ولتاژ کار مداری‌ که‌ باید عملیات‌ بر روی‌ آن‌ انجام‌ شود.

ب‌ – فواصل‌ آزاد مجاز خطوط‌ و دیگر قسمت‌های‌ برق‌دار که‌ کار بر روی‌ آن‌ از زمین‌ انجام‌ خواهد شد.

ج‌ – حدود ولتاژ مجاز کار تأسیسات‌ بالابر

ماده‌ 50: فقط‌ از تجهیزاتی‌ که‌ به‌ منظور کار با دست‌ لخت‌ بر روی‌ خطوط‌ برق‌دار طرح‌، ساخته‌ و آزمایش‌ شده‌ باشد باید استفاده‌ شود.

ماده‌ 51: کلیه‌ عملیات‌ باید به‌ وسیله‌ فردی‌ که‌ به‌ منظور کار با دست‌ لخت‌ تعلیم‌ دیده‌ و برای‌ انجام‌ این‌ کار مهارت‌ لازم‌ را کسب‌ کرده‌ باشد حضوراً نظارت‌ گردد.

ماده‌ 52: وسایل‌ خودکار وصل‌ مجدد کلیدهای‌ قطع‌ مدارها را در مواردی‌ که‌ عملی‌ باشد باید قبل‌ از شروع‌ کار بر روی‌ خطوط‌ یا تجهیزات‌ برق‌دار از کار انداخت‌.

ماده‌ 53: چنانچه‌ احتمال‌ وقوع‌ رعد و برق‌ در محل‌ کار وجود داشته‌ باشد عملیات‌ مربوطه‌ باید متوقف‌ شود.

ماده‌ 54: در سبد وسیله‌ بالابر برای‌ اتصال‌ قسمت‌ عایق‌ شده‌ به‌ خط‌ یا تجهیزات‌ برق‌دار باید پوسته‌ای‌ از جنس‌ هادی‌ یا وسیله‌ هادی‌ مناسب‌ دیگری‌ تعبیه‌ گردد:

الف‌ – کارکنان‌ باید با استفاده‌ از کفش‌هایی‌ از جنس‌ هادی‌ با بستهای‌ ساق‌ پا یا طریقه‌ مناسب‌ دیگری‌ به‌ پوسته‌ سبد وصل‌ گردند.

ب‌ – در موارد لزوم‌ با توجه‌ به‌ ولتاژکار باید از پرده‌ الکترواستاتیک‌ مناسب‌ با لباس‌ هادی‌ استفاده‌ شود.

ماده‌ 55: قبل‌ از اینکه‌ کارکنان‌ با قسمت‌ برق‌ داری‌ که‌ بر روی‌ آن‌ کار خواهد شد تماس‌ حاصل‌ نمایند پوسته‌ هادی‌ سبد باید بطور مطمئنی‌ به‌ قسمت‌ برق‌دار متصل‌ شده‌ و تا خاتمه‌ کار بر روی‌ آن‌ قسمت‌ باقی‌ بماند.

ماده‌ 56: فقط‌ از ابزار و تجهیزاتی‌ که‌ به‌منظور کار با دست‌ لخت‌ بر روی‌ خطوط‌ برق‌دار پیش‌بینی‌ شده‌ باید استفاده‌ گردد و این‌ ابزار و تجهیزات‌ باید به‌ صورتی‌ تمیز و خشک‌ نگهداری‌ شود.

ماده‌ 57: قبل‌ از بلند کردن‌ دیرک‌ وسیله‌ بالابر، پایه‌های‌ حایل‌ خودروی‌ مربوطه‌ باید به‌ منظور حفظ‌ تعادل‌ و تحکیم‌ آن‌ تنظیم‌ شده‌ و بدنه‌ خودرو به‌ نحو مطمئن‌ و مؤثری‌ به‌ زمین‌ وصل‌ شود در صورتی‌ که‌ برقداری‌ اتصال‌ زمین‌ عملی‌ نشود باید در اطراف‌ خودرو موانع‌ حفاظتی‌ احداث‌ شود و خودرو جزء تجهیزات‌ برق‌دار تلقی‌ گردد.

ماده‌ 58: قبل‌ از قرار دادن‌ دیرک‌ بالابر در وضع‌ کار باید کلیه‌ کنترل‌ها (چه‌ در خودرو و چه‌ در سبد) مورد بازدید و آزمون‌ قرار گیرند تا بی‌ نقص‌ بودن‌ آنها محرز شده‌ و اطمینان‌ حاصل‌ شود که‌ آماده‌ به‌ کار می‌باشند.

ماده‌ 59: هر روز قبل‌ از شروع‌ کار یا در هر بار در طول‌ روز که‌ قرار است‌ بر روی‌ ولتاژ بالاتری‌ کار شود یا تغییر شرایط‌ کار انجام‌ آزمون‌ اضافی‌ را لازم‌ سازد باید آزمون‌ تعیین‌ جریان‌ نشت‌ دیرک‌ به‌ عمل‌ آید، سبدهای‌ هوایی‌ که‌ برای‌ کار با دست‌ لخت‌ بر روی‌ خطوط‌ برق‌دار مورد استفاده‌ قرار می‌گیرند باید تحت‌ آزمون‌ جریان‌ نشت‌ قرار گیرند. آزمون‌ به‌ این‌ ترتیب‌ اجرا می‌شود که‌ سبد را به‌ مدت‌ حداقل‌ 3 دقیقه‌ در تماس‌ با منبعی‌ که‌ ولتاژ آن‌ مساوی‌ ولتاژی‌ است‌ که‌ بر روی‌ آن‌ کار خواهد شد قرار می‌دهند جریان‌ نشت‌ نباید از 1 میکروآمپر بازاء هر کیلو ولت‌ (ولتاژ اسمی‌ فاز به‌ فاز) تجاوز نماید. در صورت‌ مشاهده‌ هر نوع‌ ایرادی‌ در کار تجهیزات‌، عملیات‌ مربوطه‌ باید فوراً متوقف‌ گردد.

ماده‌ 60: کلیه‌ وسایل‌ بالابری‌ که‌ در عملیات‌ مربوط‌ بکار با دست‌ لخت‌ بر روی‌ خطوط‌ با تجهیزات‌ برق‌دار مورد استفاده‌ قرار می‌گیرند باید دارای‌ فرمانهای‌ مضاعف‌ (در پایین‌ و بالا) طبق‌ مقررات‌ بندهای‌ الف‌ و ب‌ این‌ ماده‌ باشد.

الف‌ – دسترسی‌ به‌ فرمانهای‌ بالایی‌ باید برای‌ کارکنان‌ واقع‌ در سبد به‌ سادگی‌ عملی‌ باشد اگر از دستگاه‌ بالابری‌ که‌ مجهز به‌ دو سبد است‌ استفاده‌ شود فرمانها باید به‌ سادگی‌ از هر دو سبد قابل‌ دسترسی‌ باشند.

ب‌ – فرمانهای‌ پایین‌ باید در نزدیکی‌ ته‌ دیرک‌ قرار گرفته‌ و از نظر صدور فرمان‌ نسبت‌ به‌ فرمانهای‌ بالایی‌ اولویت‌ داشته‌ باشند. به‌طوری‌که‌ بتوان‌ در هر موقع‌ حتی‌ وقتی‌ که‌ فرمانهای‌ بالا در حال‌ عمل‌ کردن‌ می‌باشند از پایین‌ دستورات‌ آنها را لغو و به‌ دلخواه‌ عمل‌ نمود.

ماده‌ 61: استفاده‌ از فرمانهای‌ پایین‌ دیرک‌ جز در موقعی‌ که‌ فرد واقع‌ در سبد اجازه‌ این‌ کار را داده‌ باشد یا در مواقع‌ اضطراری‌ ممنوع‌ می‌باشد.

ماده‌ 62: حداقل‌ فواصل‌ مجاز هوایی‌ برای‌ کار روی‌ خطوط‌ و تجهیزات‌ برق‌دار با دست‌ لخت‌ باید با جدول‌ شماره‌ 2 مطابقت‌ نماید. حداقل‌ فواصل‌ فوق‌الذکر باید بین‌ وسیله‌ هوایی‌ (سبد) و وسایل‌ زمین‌ شده‌ و همچنین‌ بین‌ وسیله‌ هوایی‌ و خطوط‌ و تجهیزاتی‌ که‌ ولتاژ آنها با ولتاژ وصل‌ شده‌ به‌ سبد فرق‌ دارد حفظ‌ شود مگر آنکه‌ اجسام‌ زمین‌ شده‌ یا خطوط‌ و تجهیزاتی‌ که‌ در فوق‌ ذکر شده‌ است‌ با حفاظ‌های‌ عایق‌ پوشیده‌ شده‌ باشد.

حداقل‌ فواصل‌ مجاز هوایی‌ مورد نظر را باید در موقع‌ نزدیک‌ شدن‌، دور شدن‌ و در موقع‌ وصل‌ بودن‌ سبد به‌ خط‌ برق‌دار نیز مراعات‌ نمود.

ماده‌ 63: در موقع‌ نزدیک‌ شدن‌ به‌ یک‌ مدار برق‌دار یا دور شدن‌ از آن‌ یا انجام‌ اتصال‌ بین‌ سبد و مدار، فواصل‌ داده‌ شده‌ در جدول‌ شماره‌ 2 باید بین‌ کلیه‌ قسمت‌های‌ عایق‌ شده‌ دیرک‌ بالابر و هر نوع‌ قسمت‌های‌ زمین‌ شده‌ دیگر (شامل‌ قسمت‌ زیرین‌ دیرک‌ و خودرو) رعایت‌ شود.

ماده‌ 64: در موقع‌ استقرار سبد دیرک‌ بالابر در نزدیکی‌ یک‌ مقره‌ میخی‌ برق‌دار یا یک‌ زنجیره‌ از مقره‌های‌ بشقابی‌ برق‌دار حداقل‌ فاصله‌ بین‌ کلیه‌ قسمت‌های‌ سبد و انتهای‌ زمین‌ شده‌ مقره‌ یا زنجیره‌ باید بر طبق‌ جدول‌ شماره‌ 2 رعایت‌ شود.

ماده‌ 65: استفاده‌ از هر نوع‌ وسیله‌ای‌ (مانند طناب‌ و غیره‌) برای‌ بالا کشیدن‌ لوازم‌ از زمین‌ به‌ سبد یا دیرک‌ ممنوع‌ می‌باشد.

 

 

جدول‌ شماره‌ 2 – حداقل‌ فواصل‌ هوایی‌ مجاز کار بر روی‌ خطوط‌ برق‌دار با دست‌ لخت‌ برای‌ جریان‌ متناوب‌


فاصله‌ به‌ متر برای‌ ولتاژ حداکثر

ولتاژ بین‌ فازها به‌ کیلوولت‌

فاز به‌ زمین‌

فاز به‌ فاز

11 وکمتر

بالاتر از 11 تا 33

63

132

230

400

6/0

7/0

9/0

0/1

5/1

5/3 *

6/0

7/0

9/0

5/1

50/2

0/6 *

ð این‌ فاصله‌ را می‌توان‌ کمتر گرفت‌ به‌ شرطی‌ که‌ فاصله‌ انتخاب‌ شده‌ از فاصله‌ قسمت‌های‌ برق‌دار تا قسمت‌های‌ زمین‌ شده‌ کمتر نباشد

ماده‌ 66: در سبد وسیله‌ بالابر جز سیم‌های‌ اتصال‌ (جامپر) یا مفتول‌های‌ تسلیح‌ یا ابزار کار نباید هیچ‎شیئی‌ دیگری‌ از جنس‎هادی‌ که‌ طول‌ آن‌ بیش‌ از92/0متر است‌ وجودداشته‌ باشد.

ماده‌ 67: طناب‌هایی‌ از جنس‌ غیر هادی‌ را می‌توان‌ بین‌ خط‌ و زمین‌ بشرطی‌ که‌ کمک‌ سبد نگهداری‌ نشوند، مورد استفاده‌ قرار داد.

ماده‌ 68: سبد و قسمت‌ بالایی‌ دیرک‌ عایق‌ نباید به‌ منظور بلند کردن‌ یا نگهداشتن‌ بار تحت‌ نیروهایی‌ بیش‌ از نیروی‌ توصیه‌ شده‌ به‌ وسیله‌ سازنده‌ قرار گیرد.

الف‌ – جدول‌ حداقل‌ فواصل‌ هوایی‌ مجاز کار بر روی‌ خطوط‌ برق‌دار با دست‌ لخت‌ (جدول‌ شماره‌ 2) باید بر روی‌ صفحه‌ای‌ از ماده‌ غیر هادی‌ و با دوام‌ چاپ‌ و در داخل‌ سبد یا حوالی‌ آن‌ به‌ نحوی‌ که‌ به‌ وسیله‌ اپراتور دیرک‌ قابل‌ دیدن‌ باشد نصب‌ گردد.

ب‌ – توصیه‌ می‌شود برای‌ کنترل‌ حداقل‌ فواصل‌ هوایی‌ مجاز کار بر روی‌ خطوط‌ برق‌دار از میله‌های‌ اندازه‌گیری‌ از جنس‌ عایق‌ استفاده‌ شود.

این‌ آیین‌نامه‌ مشتمل‌ بر 68 ماده‌ و 2 تبصره‌ به‌ استناد ماده‌ 47 قانون‌ کار تدوین‌ و در چهارصد و پنجاه‌ و یکمین‌ جلسه‌ شورایعالی‌ حفاظت‌ فنی‌ مورخ‌ سه‌شنبه‌ 6/12/53 به‌ تصویب‌ نهایی‌ رسیده‌ است‌ و قابل‌ اجرا است‌.

اطلاعات عمومی برق

1- هرگاه اتمی الکترون از دست دهد  دارای بار مثبت  است.

2- کدام یک از اجسام نیمه هادی است  سیلیکون

3- بارهای همنام همدیگر را دفع و بارهای غیرهمنام همدیگر را جذب می کنند.

4- اگر ولتاژ را دو برابر کنیم و مقاومت را نصف توان هشت برابر می شود.

5- اگر جریان را هشت برابر کنیم و ولتاژ را نصف کنیم توان چهار برابر می شود.

6- در پیل ها انرژی شیمیایی به انرژی الکتریکی تبدیل می شود.

7- واحد هدایت الکتریکی زیمنس است .


8- آیا جریان مجاز یک سیم مسی با آلومینیومی برابر است مسی بیشتر آلومینیومی کمتر است.

9- مقاومت سلفی با ضریب خود القا و فرکانس به ترتیب نسبت مستقیم و مستقیم دارد.

10- در لحظه شارژ خازن جریان ماکزیمم می باشد.

11- فرکانس جریان DC برابر است با صفر .

12- توان در مدار صافی خالص برابر است با صفر.

13- هنگام وصل خازن در مدار کدام یک از خازن هایی را باید از نظر قطب بندی اتصال داد خازن الکترولیتی .

14- جریان متناوب از مقاومت اُهمی می گذرد توان الکتریکی که در مقاومت به حرارت تبدیل می شود توان حقیقی نام دارد.

15- اگر سطح صفحات خازن بیشتر شود ظرفیت آن بیشتر می شود.

16- هدف از راه اندازی شماره – مثلث الکتروموتور سه فاز القایی محدود کردن جریان راه اندازی .

17- واحد شدت میدان مغناطیسی (H ) آمپردور بر متر

18- شدت میدان مغناطیسی با تعداد حلقه های یک پیچک مستقیم و طول پیچک عکس نسبت دارد.

19- در یک سیم پیچ اگر ضریب خود القا را دو برابر کنیم فلوی مغناطیسی دو برابر می شود.

20- رئوستا در یک مدار الکتریکی جریان را کنترل می کند.

21- رکتیفایرهمان خازن می باشد.

22- خازنی باردار شده و از مولد جدا می گردد اگر این صفحات بوسیله عایقی از هم دور شوند بار خازن کم می شود.

23- ولتاژ خروجی یک منبع ایده آل ثابت است.

24- عناصری می توانند هادی برای جریان الکتریسته باشند که دارای الکترون های آزاد زیادی باشند.

25- جهت ساختن آهنربای دائمی از آلیاژ فولاد و تنگستن ، کرم یا نیکل استفاده می شود.

26- در آهنربا قطب شمال را با حرف N و قطب جنوب را با حرف S نمایش می دهند.

27- مقاومت القایی در جریان مستقیم صفر است مقاومت القایی XL=L .W28- تکاثف جریان عبارت است از نسبت جریان به سطح مقطع .

29- اگر طول هادی دو برابر کنیم و سطح مقطع آن را نصف ، مقاومت هادی چهاربرابر می شود.

30- مقاومت یک هادی به طول هادی، جنس هادی، دما بستگی دارد.

31- هر اسب بخار معادل 736 وات است.

32- مقاومت R=3/3KΩ با تلرانس 10% دارای رنگهای نارنجی، نارنجی، قرمز، نقره ای است.

33- منظور از توان کور همان توان راکتیو است .

34- برای از بین بردن پس ماند مغناطیسی به ورق ها مقدار سیلس اضافه نماید.

35- مقدار مقاومت الکتریکی بدن انسان 1300 تا 3000 اُهم است.

36- اختلاف تعداد الکترونها در دو نقطه را اختلاف سطح الکتریکی می نامند.

37- عامل ایجاد نیروی محرکه القایی در یک سیم پیچ تغییر شارمغناطیس در سیم پیچ است.

38- در یک مدار RL سری ضریب توان زمانی صفر است که R=0 باشد.

39- رله برای تعیین محل اتصال کوتاه و یا محل اتصال زمین و رله جریان زیاد به کار می رود.

40- رله زمان که قطعش بستگی به محل اتصال دارد دیستانس .

فصل دوم

1- کنتور بر اساس اندوکسیونی و وات متر بر اساس سیستم الکترودینامیکی کار می کنند.

2- فیوزها براساس مقرارت VDE و IED فیوزها باید در جایی نصب شوند که به راحتی قابل دسترسی باشند.

3- علت اصلی کاربرد فنر در دستگاه اندازه گیری عبارتست از کنترل حرکت عقربه .

4- دستگاه اندازه گیری الکترودینامیکی برای اندازه گیری توان به کار می رود.

5- در حفاظت موتور آسنکرون روتور قفسه ای راه اندازی به طریقه ستاره مثلت در صورتی که دله حرارتی در مسیر جریان فاز می باشد ، بی متال باید برای 58/0 جریان نامی تنظیم شود.

6- در شرایط وقوع خطای اتصال کوتاه مقدار مقاومت حدود صفر و شدت جریان بسیار زیاد است.

7- رله ها دستگاههایی هستندکه برای حفاظت ماشین ها و مدارات الکتریکی در مقابل اتصال کوتاه و اضافه بار به کار می روند.

8- زمین کردن برای محاظت در مقابل خطر ضربه الکتریکی (شوک) لازم است.

9- اگر ولت متر مثل آمپر به طور سری با بار وصل شود تقریباً در مدار جریان عبور نمی کند.

10- کلید فیوز مینیاتوری نمونه ای از دله های حرارتی – مغناطیسی می باشد.

11- سیم ارت به رنگ سبز و زرد است.

12- مورد استفاده فیوز تأخیری راه اندازی الکتروموتورهای القایی است.

13- فرکانس متر دوبل در هنگام موازی کردن دو ژانراتور فرکانس ژانراتورها را با هم مقایسه می کند.

14- دستگاه اندازه گیری فرکانس دارای یک مدار ولتاژ می باشد.

15-واتمتر یک فاز دارای یک مدار ولتاژ و یک مدار جریان می باشد.

16- سیستم آهن نرم گردان و سیستم مغناطیس دائم و قاب گردان برای ساخت آمپرمتر و ولت متر ac ،آمپرمتر و ولت متر dc مورد استفاده قرار می گیرد.

17- دراندازه گیری الکتریکی به روش انحرافی جریان،ولتاژ ،فرکانس ،توان ،مقاومت ،ظرفیت خازن ،اندوکتانس سلف اندازه گیری می شود.

18- اولین وسیله حفاظت در مدارات الکتریکی و الکتروموتورها فیوز فشنگی تأخیری .

19- سیم ارت به منظور حفاظت دستگاه ، حفاظت اشخاص به کار می رود.

20- وظیفه دستگاه جوش ترانسفورماتور زیاد کردن جریان و پایین آوردن ولتاژ است.

21- فیوز وقتی قادر به حفاظت مدار است که در مسیر فاز و ابتدای مدار نصب شود.

22- در کنتور تکفاز 2 بوبین جریان وجود دارد.

23- برای توسعه حدود اندازه گیری یک آمپرمتر می توان یک مقاومت با آمپرمتر به صورت موازی قرار داد.

24- ساده ترین روش اندازه گیری توان در یک مدار سه فاز متعادل عبارت است از روش یک واتمتری .

25- اگر جریان عبوری از رله حرارتی 50% بیشتر از جریان تنظیم شده باشد رله باید در مدت کمتر از 2 دقیقه مدار را قطع کند.

26- وارمتر دستگاهی است که توان غیرمفید در جریان متناوب را اندازه گیری می کند. .

27- فیوز نصب شده در کلید فیوزهای چاقویی معمولاً از نوع فیوز کاردی می گویند.

28- جهت حفاظت ترانسفورماتور جریان یک سر سیم پیچ ثانویه ترانسفورماتور جریان را به زمین وصل می کند.

فصل سوم

1- گشتاور یک الکتروموتور به طور کلی با توان مکانیکی نسبت مستقیم و سرعت نسبت مستقیم دارد.

2- در اتو ترانسفورماتور سیم پیچ اولیه و سیم پیچ ثانویه رابطه ی مغناطیسی و مکانیکی باهم دارد.

3- معمولاً روی مشخصات آلترناتور توان الکتریکی و الکتروموتور ها توان مکانیکی ثبت می شود.

4- کلید محافظ یک موتور یک فاز بر اساس جریان نامی تنظیم می شود.

5- اصول کار ترانسفورماتور براساس القاء متقابل .

6- یکی از شرایط پارلل کردن ژانراتور به شبکه این است که فرکانس شبکه و ژانراتور باید مساوی باشد.

7- موتورهای اینورسال به پارازیت گیر احتیاج دارد.

8- مورد استفاده ترانس یک به یک برای حفاظت است.

9- لغزش در موتورهای آسنکرون اختلاف بین سرعت استاتور و رتور است.

10- در الکتروموتور حوزه دوار در استاتور موتور تشکیل می شود.

11- در ترانسفورماتورهای توزیع انرژی (2Οkv/400v) سه فاز معمولاً اتصال طرف فشار قوی مثلت و اتصال طرف فشار ضعیف ستاره است.

12-هنگام کار با هسته آهنی را بتدریج از سیم پیچ ها دور می کنیم جریان عبوری از سیم پیچ اولیه بستگی به نوع بار دارد.

13- منظور از موتورهای اینورسال همان موتور سری است.

14- برای ایجاد ژانراتور (تولید نیروی محرکه ) میدان مغناطیسی – هادی – حرکت نسبی باید وجود داشته باشد.

15- برای سنکرون کردن ژنراتورها با شبکه توالی فازها ، تساوی فرکانس و ولتاژ باید رعایت شود.

16- توان ثبت شده و همچنین دور الکتروموتورها که روی پلاک مشخص است: مکانیکی دور در دقیقه می باشد.

17- ترانسفورماتور جریان در واحد جوشکاری مورد استفاده قرار می گیرد.

18- می خواهیم جریان راه اندازی الکتروموتور سه فازه 380 ولت را کاهش دهیم قرار دادن مقاومت اُهمی سر راه رتور، قرار دادن مقاومت اُهمی سر راه استاتور .

19- دو ژانراتور را با هم سری می بندند که به منظور ازدیاد ولتاژ.

20- سرعت آسنکرون به فرکانس و جفت قطبها بستگی دارد.

21- تلفات انرژی در ماشین های الکتریکی عبارتند از تلفات آهنی، تلفات مسی

22- در الکتروموتورهای سه فاز از سیم پیچی دو طبقه استفاده می کنند که افزایش راندمان شد .

25- معمولاً در الکتروموتورها سرعت بر حسب دو در دقیقه است.

26- برای محاسبه توان الکتریکی موتورهای سه فاز نوع اتصال، ولتاژ، جریان، ترتیب قدرت معلوم باشند.

27- جریان راه اندازی موتور 7-3 برابر جریان نامی است.

28- زیاد کردن مسیرهای موازی در تولید جریان بیشتر یک آرمیچر نقش دارد.

29-خازن الکترولیتی در الکتروموتورهای تک فاز به منظور راه اندازی با گشتاور قوی استفاده می شود.

30- در موتورهای سه فاز اگر یکی از فازها جریان بیشتر از جریان نامی خود بکشد اتصال بدنه رخ داده است.

31- دو ژنراتور با هم موازی می بندند به منظور ازدیا دجریان .

فصل چهارم

1- عموماً در شبکه های محلی کابل از نوع کابل NYY استفاده می شود.

2-جهت جلوگیری از ورود رطوبت به داخل کابل از عایق های سرب یا آلومینیوم استفاده می شود.

3- عمده ترین دلیل برای ساختمان کابل ها به صورت مارپیچ کم کردن خاصیت خازنی کابل می باشد.

4- از مزایای کابل پروتودور کابل پروتودور در مقابل مواد شیمیایی پایداری و ثبات زیادی دارد.

5- برای خم کردن لوله های P.V.C از حرارت و ماسه استفاده می شود.

6- برای اتصال سیم های کابل به زمین از مفصل استفاده می کنیم .

7- برای کابل کشی روی دیوار از بست دو پایه فلزی باید استفاده کرد.

8- در اتصال دادن دو سیم به همدیگر از اتصال روبه رو – اتصال سر به سر .

9- برای جلوگیری از پیدایش جریان های گردابی از سیم های افشان استفاده می شود.

10- سطح مقطع گرد و چند رشته بودن یک هادی را با نمادهای r و m نمایش می دهند.

11- موارد استفاده کابل فلاکسیول در قطبین دستگاه جوش .

12- در صورتیکه بخواهیم کابل فشار و ضعیف را در یک کانال کنار هم قرار دهیم بهتر است      که کابل فشار قوی را زیر و کابل ضعیف را در بالا قرار دهیم و بین این دو کابل را با آجر فشاری عایق کرد.

13- جنس مفصل های vs از ماده چدن و در فرم های vs8 تا vs64 یافت می شود.

14- کابل های NKBA از متداولترین کابل های مسلح است.

15- موف و سیله ای است برای اتصال دو سیم به همدیگر در داخل مفصل .

16- کابلشو در سیم های افشان پرسی – لحیمی – پیچی است.

17- کابل آلومینیومی با روپوش و عایق پی . وی . سی P.V.C را با علامت NAYY نشان می دهند.

18- برای اتصال کابل 6×4 به کابلشو از کابلشو شماره 6 استفاده می گردد.

19- تفاوت کابل NAYY با NYY در جنس هادی است.

20- علامت کابل با سیم آلومینیومی – عایق پروتودور – چهارسیمه با سطح مقطع mm250 سلکتوری مفتولی 50Se×NYY421- شعاع خمش لوله فولادی 6 برابر قطر لوله است.

22- برای انتخاب صحیح سطح مقطع کابل باید افت ولتاژ مجاز در نظر گرفته شود.

23- دلایل استفاده از لوله P.V.C خاصیت عایقی خوب – استحکام مکانیکی عالی .

25- مزیت خطوط انتقال هوایی به کابل ها در خطوط انتقال هوایی تلفات کمتر است.

فصل پنجم

1- علت افشان بودن و چند رشته بودن  اکثر سیم های برق خنثی کردن اثر پوستی.

2- اندازه سیم های روکش دار بر حسب میلی متر مربع و لاکی بر حسب میلی متر بیان می گردد.

3- معمولاً روی یک لامپ با رشته گرم شو ولتاژ و توان ثبت می شود.

4- هر گاه قطر یک سیم مسی را نصف نماییم در صورتی که ولتاژ ثابت باشد مقاومت آن چهار برابر .

5- برای کنترل یک لامپ از سه نقطه از دو کلید تبدیل و یک کلید صلیبی .

6- برای جلوگیری از پیدایش جریان های گردابی از سیم های افشان استفاده می گردد.

7- وسیله ای که توسط آن می توان شدت نور لامپ را کم یا زیاد کرد دیمر است.

8- علامت نمایش سیم کشی زیر کار با مقطع 6 میلی متر مربع با ولتاژ 380 ولت و 220 ولت .

9- منظور از سیم نمره 4 سطح مقطع سیم 4 میلی متر مربع است.

10- فاصله جعبه تقسیم از سقف 50cm است.

11- فاصله کلیدهای روشنایی و پریز تلفن از زمین 120cm و 40cm است.

12- عمل چوک در مدار لامپ فلورسنت بالابردن ولتاژ جهت راه اندازی، محدودکردن جریان بعد از روشن شدن لامپ.

13- برای جلوگیری از پیدایش جرقه در استارتر خازن و بصورت موازی با استارتر قرار بگیرد.

14- از اتصال لوله های فولادی ( دو راهی ، سه راهی و زانویی درب دار ) در جاهایی که ملول مسیر لوله کاری زیاد بوده و پیش از دوخم در مسیرش باشد استفاده می شود.

15- موقع بستن سیم های مفتول علامت سوال بایستی به طرف موافق جهت پیچ باشد.

16- از روغن لحیم در لحیم کاری برای تمیز کاری و برای روان کردن لحیم استفاده می شود.

17- روی پایه فیوزی اعداد 26A و 500V نوشته شده است مفهوم آن یعنی مقدار نامی پایه فیوز را مشخص می کند.

19- فیلمان در داخل لامپ فلورسنت گاز را گرم می کند و گاز را به حرکت در می آورد.

20- به طور کلی 4 لوله در تأسیسات برق به کار می رود.

21- نوع جریان قفل در بازکنی الکتریکی متناوب است.

22- رله راه پله رله زمانی و بجای مدار تبدیل به کار می رود.

23- مقاومت سیم آنتی رنگی 75 و سیاه و سفید 300 می باشد.

24- اگر طول یک سیم زیاد شود مقاومت آن زیاد می شود.

25- چک در مدار مهتابی با لامپ سری است.

26- علت اینکه فاز را به ته سرپیچ وصل می کنند این است که خطر برق گرفتگی را کم کنند.

27- نقش ته فیوز در پایه فیوزها برقراری اتصال سر به ته است.

28- از فیوز تأخیری برای قطع کند مدار استفاده می شود.

29- قطع نول توسط پیچ گوشتی فازمتر در سیم نول خاموش و در سیم فاز روشن مشخص می شود.

30- برای عبور سیم از کف ساختمان از لوله پولیکا و به علت مقاوم در مقابل آتش سوزی استفاده کرد.

31- حداکثر 65 درصد فضای داخل لوله باید برای عبور سیم و استفاده از حداکثر فضای موجود باید استفاده کرد.

32- در سیم کشی توکار لوله ها باید عمودی و افقی خوابانده شوند و به علت از نظر زیبایی .

33- شرکت برق برای کاهش افت ولتاژ در نیروگاهها مایل به اصلاح ضریب قدرت می باشد.

34- منظور از خازن اصلاح کننده برای راه اندازی موتورهای یک فاز است.

35- بهترین روش برای بکار بردن دو لامپ مهتابی 20w سری کردن آنها با یک چوک

20w-36- در داخل لامپ رشته ای گاز خلا وجود دارد.

37- علامت @ که روی بعضی فیوزها چک شده است دارای مفهوم فیوز تندکار است.

38- مدار دربازکن الکتریکی به طور معمول با جریان متناوب کار می کند.

39- جریان برق در نتیجه حرکت الکترون ها در یک مدار بسته ایجاد می گردد.

40- یک لامپ 100w با مقاومت484 ولتاژ 220v را در سر دارد.

فصل ششم

1- کلید محافظ یک موتور تکفاز بر اساس ظرفیت فیوز تنظیم می شود.

7- کلید زبانه ای در اثر قطع و وصل کنتاکتها بدون اصطکاک مکانیکی انجام گرفته و پلاتینها ساییده نمی شوند.

8- علامت Nc-No یعنی در حالت معمولی باز – در حالت معمولی بسته

9- در مدار راه اندازی الکتروموتورهایی که تعداد دفعات قطع و وصلشان زیاد است از کنتاکتور AC4 استفاده می شود.

10- حروف اختصار کلید a ، شستی b و رله زمانی d بر اساس استاندارد TVDE آلمان است.

11- علت اینکه بوبین کنتاکتور در حین کار زیاد گرم شده و می سوزد این است که مدار هسته بسته نشده و فاصله هوایی وجود دارد بوبین آن اتصال دارد.

12- کلید زبانه ای برای راه اندازی دستی الکتروموتورهای القایی مناسب تر است .

13- مفهوم Ue ولتاژ بوبین و ui ولتاژ عایقی است.

14- بوبین یک کنتاکتور برای 220v متناوب طراحی شده است اگر به 220v ولت مستقیم وصل شود ،جریان زیادی از سیم پیچ عبور کرده و سبب سوختن آن می شود.

15- کنتاکتهای باز در تایمر عبارتند از 18- 15 است.

16- مدار مغناطیسی کنتاکتوری که در جریان متناوب عمل می کند مورق است به این علت که برای کاهش تلفات فوکو.

17- بطور کلی کنتاکتورها 5/2 برابر جریان نامی انتخاب می کنند.

18- کنتاکتور AC3 با جریان متناوب و DC3 با جریان مستقیم کار می کند.

19- از مزیتهای استفاده کنتاکتور به جای کلیدهای دستی عمر مکانیکی زیاد و سرعت قطع و وصل .

20- رله دیفرانسیل برای حفاظت الکتروموتور سه فاز در مقابل اضافه بار .

21- رله بوخ هلتس برای حفاظت ترانسفور ماتورهای روغنی به کار می رود.

22- فرق کلیدهای زبانه ای و غلطکی ،کلید زبانه ای به علت نداشتن اصطکاک عمر بیشتری دارند.

23- برای محدود کردن حرکت دستگاهها در مدارهای فرمان کنتاکتوری از میکروسویچ استفاده می شود.

24- مفهوم 300MP/SLY50Hz سه فاز جریان مستقیم با سیم نول و ارت با فرکانس 50 هرتز .

25-   Ith2یک کنتاکتور عبارتست از جریان دائمی

26- رله زمانی الکترونیکی و رله زمانی نیوماتیکی برای عمل تأخیر در قطع مدار مورد استفاده قرار می گیرد.

27- کنتاکتهای بسته در مسیر فرمان (رله های جریان – رله اورلد- رله های بی متال ) عبارتند از 96و 95

28- روی پلاک کنتاکتور عبارت HL08/53 معنی آن کنتاکتوری با 8 کنتاکتور کمکی که 5 کنتاکت آن باز و سه کنتاکت آن بسته است.

29- برای راه اندازی الکتروموتورهای روتور قفسی کنتاکتور AC3 مناسب است.

30- علامت H-O-S که مربوط کنتاکتورها S یعنی کنتاکت باز  ، H یعنی کنتاکت اصلی  ،    O یعنی کنتاکت بسته .

تعاريف و اصطلاحات الكتريكيDefinitions and Electrical Expressions1ـ ضمن تعريف اجسام هادي چند نمونه از آنها را نام ببريد.

2ـ ضمن تعريف اجسام عايق چند نمونه از آنها را نام ببريد.

3ـ اختلاف پتانسيل يا ولتاژ را شرح داده و نام واحد آن چيست؟

4ـ منابع توليد ولتاژ را نام ببريد.

5ـ دستگاه اندازه‌گيري اختلاف پتانسيل چه نام دارد و نحوة اتصال آن براي سنجش چگونه است؟

6ـ جريان را تعريف نماييد و واحد آن چه نام دارد؟

7ـ دستگاه اندازه‌گيري جريان چه نام دارد و نحوة اتصال آن براي سنجش چگونه است؟

8ـ واحد كار الكتريكي و واحد توان ظاهري چيست؟

9ـ يك مگاوات چند وات و يك كيلو ولت چند ولت است؟

10ـ رابطة قدرت اكتيو و راكتيو چيست؟

11ـ برقدار كردن و جريان دادن را تعريف كنيد.

12ـ منظور از  كه در شبكه گفته مي‌شود چيست؟

13ـ سلف چيست و واحد  اندازه‌گيري آن كدام است؟ نمونه‌اي از آن را نام ببريد.

14ـ فيدرهاي اولويت‌دار را تعريف نماييد.

15ـ به چه علت تجهيزات فشار قوي را موقع تعميرات بايستي زمين نمود؟

16ـ وضعيت جريان و ولتاژ نسبت به هم در بارهاي خازني، سلفي و اهمي چگونه است؟

17ـ در يك سيستم سه فاز متعادل زاوية بين فازها چقدر است؟

18ـ سه فاز غير متعادل چيست؟

19ـ در يك سيتسم سه فاز متعادل ستاره، جريان سيم نول چقدر است؟

20ـ انواع اضافه ولتاژ در شبكه را نام ببريد.

21ـ علت ازدياد ولتاژ و يا افت ولتاژ در شبكه انتقال انرژي چيست و حفاظت در مقابل آن چگونه است؟

22ـ حالت رزونانس در يك مدار چگونه بوجود مي‌آيد؟

23ـ منظور از ولتاژ نامي سيستم سه فاز چيست؟

24ـ تغييرات فركانس در اثر چه عواملي در شبكه بوجود مي‌آيد؟

25ـ رنج (Range) تغييرات فركانس عادي پست را ذكر نماييد.

26ـ كابل‌ها و خطوط دوبله را تعريف نماييد.

27ـ منظور از خط گرم چيست؟

28ـ دستگاه فشار ضعيف را تعريف كنيد.

29ـ دستگاه فشار قوي را تعريف كنيد.

30ـ رديف ولتاژهاي انتقال و فوق توزيع و توزيع را در ايران نام ببريد.

31ـ كد سطح ولتاژهاي شبكه را در ايران بنويسيد.

32ـ وظيفه اصلي پست‌هاي فشار قوي در شبكه چيست؟

33ـ انواع پست‌هاي فشار قوي را نام ببريد و پست 20/63 كيلو ولت در چه جايگاهي است؟

34ـ پست‌هاي نيروگاهي به چه پستي اطلاق مي‌شود؟

35ـ در چه مواقعي از پست‌هاي G.I.S استفاده مي‌شود؟

36ـ بي را تعريف كنيد.

37ـ لي اوت (Lay Out) در پست‌ها به چه معني است و بر اساس چه عاملي تعيين مي‌شود؟

38ـ انتخاب باسبار لوله‌اي توخالي در پست‌هاي فشار قوي به چه دليل مي‌باشد؟

39ـ پست‌هاي Outdoor، Indoor و Metal Clad به چه نوع پست‌هايي اطلاق مي‌شود؟

40ـ فيدر را تعريف كنيد.

41ـ دپار را تعريف كنيد.

42ـ كرونا چيست و در چه موقعي شدت آن بيشتر مي‌شود؟

43ـ تلفات را تعريف نماييد و توضيح دهيد در يك شبكه به چه پارامترهايي بستگي دارد؟

44ـ باس سكشن (Bus Section) چيست و مزاياي آن را در پست نام ببريد.

45ـ اينترلاك را تعريف نماييد و انواع آن را بنويسيد.46ـ تجهيزات پست‌هاي فشار قوي به چند طريق به سيستم زمين وصل مي‌شوند؟

47ـ مقاومت زمين پست را با چه وسيله‌اي اندازه‌گيري مي‌نمايند؟

48ـ تقسيم‌بندي انواع مقره‌ها را ذكر كنيد.

49ـ چرا بايد مقره را تميز نگهداشت؟

50ـ سطح اتصال كوتاه را تعريف نماييد.

51ـ در تأسيسات الكتريكي چند نوع زمين كردن وجود دارد، نام ببريد.

52ـ زمين كردن حفاظتي و الكتريكي را با ذكر مثال تعريف كنيد.

53ـ منظور از كنترل شبكه چيست؟

54ـ منظور از بهره‌برداري پست چيست؟

55ـ مانور شبكه را تعريف كنيد.

56ـ قطعي زير اتصالي را تعريف كنيد.

57ـ قدرت اتصال كوتاه چگونه محاسبه مي‌شود؟

58ـ منظور از ظرفيت قطع كليد چيست؟

59ـ منظور از ظرفيت نامي پست چيست؟

60ـ بي‌برق كردن را تعريف كنيد.

61ـ خطر را تعريف كنيد.62ـ واژه “وقايع” را تعريف كنيد.

63ـ حادثه را تعريف كنيد.64ـ بحران را تعريف كنيد.

65ـ منظور از عيب تجهيزات چيست؟

66ـ شبكة فوق توزيع را تعريف كنيد.

67ـ شبكة انتقال را تعريف كنيد.

68ـ مركز ديسپاچينگ فوق توزيع را شرح دهيد.

69ـ مركز ديسپاچينگ منطقه‌اي را شرح دهيد.

پاسخ‌هاي فصل اول

1ـ اجسامي كه جريان الكتريسيته را با مقاومت كم يا بدون مقاومت از خود عبور مي‌دهند هادي گويند مانند طلا، نقره، مس، آلومينيوم، آهن، روي، ذغال و آب معمولي.

2ـ اجسامي هستند كه در مقابل عبور جريان، مقاومت زيادي نشان داده و مانع عبور آن مي‌گردند مانند كاغذ، شيشه، ميكا، چيني، لاستيك، هوا و آب مقطر.

3ـ اختلاف پتانسيل عبارت از كميتي است كه باعث جاري شدن جريان در يك مدار بسته مي‌شود و واحد آن ولت مي‌باشد.

4ـ منابع توليد آن عبارتند از پيل‌ها يا باتري‌ها و ژنراتورها.

5ـ اختلاف پتانسيل دو نقطه را با وسيله‌اي به نام ولتمتر اندازه مي‌گيرند. براي سنجش آن كافي است كه ولتمتر با منبع ولتاژ موازي بسته شود.

6ـ نسبت تغييرات بار الكتريكي به زمان را جريان مي‌گويند و واحد آن آمپر نام دارد.

7ـ دستگاه اندازه‌گيري جريان، آمپرمتر نام دارد و به صورت سري در مدار نصب مي‌شود.

8ـ واحد كار الكتريكي وات ثانيه بوده و واحد توان ظاهري ولت آمپر (VA) يا كيلو ولت آمپر يا مگاولت آمپر مي‌باشد.

9ـ W000/000/1=1 مگا وات (MW) و V000/1=1 كيلوولت

10- رابطه قدرت اكتيو و راكتيو: (قدرت اكتيو) (قدرت راكتيو)      (قدرت ظاهري)

11ـ تحت ولتاژ قرار دادن هر دستگاه را برقدار كردن مي‌نامند و بارگيري از تجهيزات برقدار را جريان دادن مي‌گويند.

12ـ مي‌دانيم كه در شبكه‌هاي توزيع، قدرت مصرفي توسط مصرف كنندگان داراي دو مؤلفه اكتيو يا قدرت واته و راكتيو يا قدرت دواته مي‌باشد. اين دو قدرت با هم 90 درجه اختلاف فاز دارند و از جمع برداري اين دو قدرت، مؤلفه قدرت ظاهري شبكه به دست مي‌آيد. اين مطلب در شكل زير نشان داده شده است. زاويه بين قدرت ظاهري و قدرت اكتيو را  مي‌نامند و كسينوس اين زاويه را ضريب توان گويند. با توجه به نمودار، روابط زير را خواهيم داشت

13ـ يك سيم پيچ سلف نام دارد كه مي‌تواند انرژي الكتريكي را در خود ذخيره نمايد و ولتاژ القاء شده در سلف، با آهنگ تغييرات جريان نسبت به زمان متناسب است . سلف را با نماد L نمايش داده و واحد اندازه‌گيري آن هانري مي‌باشد. مقدار L به تعداد دور سيم‌پيچ و جنس هسته آن (مثلاً هوا يا آهن) بستگي دارد. سلف را براي مقاصد مختلف به صورت سري يا موازي در شبكه قرار مي‌دهند. به عنوان مثال مي‌توان به بوبين قطع و وصل بريكرها و يا راكتورها در پست‌هاي فشار قوي اشاره نمود.

14ـ فيدرهاي اولويت‌دار آن دسته از فيدرهايي هستند كه مناطق خاص و حساسي از شبكه برق را تغذيه نموده و در صورت نياز به خاموشي در مدت زمان معيني، از اولويت عدم قطع برق، برخوردار هستند.

15ـ تجهيزات بي‌برق در مجاورت تجهيزات برقدار تشكيل يك خازن مي‌دند. بدين شكل كه تجهيزات بي‌برق يكي از جوشن‌هاي خازن، تجهيزات برقدار جوشن ديگر و هوا، عايق بين دو جوشن محسوب مي‌گردد كه مجموعاً تشكيل خازن مي‌دهند، لذا روي تجهيزات بي‌برق بار الكتريكي جمع گرديده و اگر انسان با آن تماس پيدا كند بارهاي الكتريكي از طريق بدن فرد به زمين منتقل مي‌گردد.اين يعني عبور جريان از بدن انسان كه مي‌تواند با توجه به سطح ولتاژ و فاصله تجهيزات بسيار خطرناك باشد. لذا قبل از تماس افراد با تجهيزات بي‌برق، حتماً بايد اين تجهيزات مطابق دستورالعمل مربوطه زمين گردد.

16ـ در بارهاي خازني خالص جريان 90 درجه نسبت به ولتاژ جلوتر است. در بارهاي سلفي خالص جريان نسبت به ولتاژ 90 درجه عقب‌تر است. در بارهاي اهمي خالص جريان و ولتاژ هم فاز هستند. با توجه به عناصر بكار رفته در شبكه معمولاً هر سه اين بارها توأماً وجود دارند، كه امپدانس معادل وضعيت جريان نسبت به ولتاژ را تعيين مي‌نمايد.

17ـ زاويه بين فازها 120 درجه مي‌باشد.

18ـ سه فازي را غيرمتعادل گويند كه از نظر آمپر مصرفي با هم متفاوت باشند.

19ـ جريان برابر صفر مي‌باشد.

20ـ الف) اضافه ولتاژي كه بر اثر صاعقه بوجود مي‌ايد.ب) اضافه ولتاژي كه بر اثر قطع و وصل ديژنكتور بوجود مي‌آيد (سوئيچينگ).ج) اضافه ولتاژي كه بر اثر خازني شدن خط در حالت بي‌باري ايجاد مي‌گردد (اثر فرانتي).د) اضافه ولتاژ ناشي از پديده رزونانس.هـ) اضافه ولتاژ ناشي از پديده فرورزونانس.و) اضافه ولتاژ ناشي از برخورد خطوط انتقال با سطح ولتاژ بالاتر.ز) اضافه ولتاژ ناشي از خروج بارهاي بزرگ.

21ـ به علت افزايش جريان مصرفي و ثابت بودن قدرت در شبكه، افت ولتاژ مشاهده مي‌شود. در حالت خاص پديده‌اي به نام رزونانس، خروج ناگهاني بار و بالا بودن تپ ترانسفورماتور در شبكه موجب افزايش ولتاژ مي‌شود. در هر حالت اين عوامل براي تجهيزات خطرناك است و براي جلوگيري از آن بايد سيستم ايزوله شود. براي اين كار از رله‌اي موسوم به OVER/V يا رله UNDER/V استفاده مي‌كنند.

22ـ موقعي به وجود مي‌آيد كه مقاومت سلفي با مقاومت خازني در يك مدار برابر مي‌شود يعني:

23ـ ولتاژ عادي كار هر دستگاه يا سيستم را ولتاژ نامي آن گويند. در سيستم‌هاي سه فاز ولتاژ عادي خطي (فاز به فاز) به عنوان ولتاژ نامي سيستم بيان مي‌گردد.

24ـ تغييرات فركانس بر اثر عواملي از جمله از دست رفتن قسمتي از توليد و قطع مقدار قابل ملاحظه‌اي از بار مصرف كننده و يا اتصال كوتاه شديد و طولاني مدت ايجاد مي‌گردد.

25ـ تغييرات فركانس تا 3/0 (3/50 تا 7/49) هرتز از نظر بهره‌برداري قابل قبول بوده و مركز كنترل ديسپاچينگ ملي موظف است نسبت به تثبيت فركانس شبكه اقدام نمايد.

26ـ هر زوج كابل يا خط هواي كه مشتركاً داراي يك ديژنكتور در پست تغذيه كننده باشند، كابل‌ها و خطوط دوبله ناميده مي‌شوند.

27ـ خط گرم (Hot Line) خطي است كه تحت تانسيون و به عبارتي ولتاژ داشته باشد.

28ـ هر دستگاه، تجهيز و هادي كه در شبكه به طور نرمال و با ولتاژ كمتر يا برابر 400 ولت مورد استفاده باشد را دستگاه فشار ضعيف مي‌نامند.

29ـ هر دستگاه تجهيز و هادي كه در شبكه به طور نرمال و با ولتاژ بيش از 400 ولت باشد را دستگاه فشار قوي مي‌نامند.

30ـ در صنعت برق ايران ولتاژهاي استاندارد به صورت 20، 63، 132، 230 و 400 كيلو ولت مي‌باشند اما در برخي از نقاط كشور يا شبكه‌هاي داخلي صنايع از ولتاژهاي 3/6، 11 و 33 كيلو ولت نيز استفاده مي‌گردد.

31ـ9876543210كد400230132633320113/63/34/0ولتاژ (كيلوولت)

32ـ الف) برقراري امكان مانور در شبكهب) افزايش ولتاژ در مبادي توليد به منظور انتقال انرژي با تلفات كمترج) كاهش ولتاژ در مبادي مصرف تا حد ولتاژ مناسب مصرف كنندگان

33ـ 1ـ پست‌هاي افزاينده يا پست‌هاي نيروگاهي2ـ پست‌هاي كاهنده يا پست‌هاي مراكز مصرف (پست 20/63 كيلوولت در اين رده مي‌باشد)3ـ پست‌هاي كوپلاژ و كليدزني

34ـ اين پست‌ها اصولاً در كنار نيروگاه‌ها نصب و براي افزايش ولتاژ توليدي ژنراتورها براي انتقال قدرت صورت مي‌گيرد و ضمناً مصرف داخلي نيروگاه‌ها را نيز تأمين مي‌كنند.

35ـ در اين پست‌ها تمام تجهيزات در داخل محفظه‌هاي پر از گاز SF6 قرار مي‌گيرد و در مناطقي كه آلودگي هوا و محدوديت جا براي احداث پست باشد استفاده مي‌شود.

36ـ هر پست معمولاً از تعدادي واحدهاي مداري نسبتاً‌ مشابه به نام بي تشكيل مي‌گردد. هر كدام از بي‌ها ممكن است شامل بخشي از باسبار، سكسيونر و لوازم متعلقه نظير برقگير، راكتور و غيره باشد. بي در حقيقت يك مفهوم فيزيكي است تا الكتريكي و آن فضايي است كه تعدادي از تجهيزات با آرايش خاص براي تشكيل قسمتي از مدار شبكه تشكيل مي‌دهند.

37ـ Lay Out عبارت است از شكل قرار گرفتن تجهيزات كه يك پست مطابق با نوع كار و يا شكل تنظيم شده‌اي كه طبق مقررات فواصل لازم بين تجهيزات گوناگون بر آن حاكم باشد و دو نوع نقشه دارد: 1ـ پلان، 2ـ نما، كه بر اساس عواملي چون موقعيت جغرافيايي و سطح ولتاژ نامي، نحوه آرايش تجهيزات تعيين مي‌شود.

38ـ به خاطر اثر پوسته‌اي، توزيع بار در سطح خارجي لوله مي‌باشد.

39ـ الف) ايستگاه‌هاي Out Door: تجهيزات فشار قوي در فضاي باز نصب مي‌شوند.ب) ايستگاه‌هاي In Door: تجهيزات فشار قوي در فضاي بسته و به شكل سرپوشيده نصب مي‌شوند.ج) ايستگاه‌هاي ‌Metal clad: در اين نوع ايستگاه‌ها، هادي‌ها توسط مواد ايزوله كننده نظير روغن يا گاز SF6 در فضاي بسته تحت فشار قرار دارند و هيچگونه ارتباطي با فضاي خارج ندارند كه به ايستگاه‌هاي بدنه فلزي معروفند.

40ـ فيدر به معناي خروجي يا ورودي مي‌باشد. در اصل لغوي معني تغذيه كننده را مي‌دهد.

41ـ سازه متشكل از سكسيونرهاي كشويي و ديژنكتور 63 كيلوولت را دپار گويند.

42ـ كرونا در اطراف هادي‌هايي كه داراي ولتاژ (اختلاف پتانسيل) بالا مي‌باشند ايجاد مي‌گردد و باعث يونيزه شدن هواي اطراف خود مي‌شود كه صدايي مانند شكستن چوب خشك دارد كه اين در خطوط انتقال به صورت تلفات مطرح مي‌گردد و عواملي كه باعث حادتر شدن آن مي‌گردند رطوبت هوا، چگالي هوا، شرايط هادي و … مي‌باشد.

43ـ انرژي توليد شده منهاي انرژي مصرف شده را تلفات مي‌گويند. انواع تلفات در شبكه با توجه به اهميت آن عبارتند از:الف) تلفات حرارتي: عمده‌ترين تلفات در شبكه مربوط به تلفات انتقال انرژي يعني تلفات حرارتي هادي است كه به صورت RI2 مي‌باشد. همانگونه كه ملاحظه مي‌گردد تلفات حرارتي به مقدار جريان و مقاومت هادي‌ها بستگي دارد (نظير تلفات مس در ترانسفورماتورها).ب) تلفات آهن در ترانسفورماتورها: اين تلفات شامل تلفات هيسترزيس و تلفات فوكو مي‌باشد. تلفات آهن به جنس هسته، فركانس و شكل فيزيكي هسته بستگي دارد.ج) تلفات كرونا: تلفات كرونا درصد بسيار كمي از تلفات را شامل مي‌شود كه به سطح ولتاژ، مقطع يا شكل هادي و شرايط جوي بستگي دارد.

44ـ باس سكشن ارتباط بين دو باسبار مي‌باشد، مزاياي باس سكشن عبارت است از:الف) قدرت مانور را زياد مي‌كند.ب) اتصال در يك قسمت شين، موجب قطع كل سيستم نمي‌گردد.ج) تعميرات و توسعه يك قسمت، موجب قطع برق در قسمت ديگر نمي‌گردد.

45ـ قفل بين سكسيونرها و ديژنكتورها جهت بهره‌برداري صحيح و ايمن از تجهيزات پست را اينترلاك گويند و انواع آن مكانيكي و الكتريكي مي‌باشد.

46ـ به دو طريق: 1ـ شبكه غربالي كه در عمق 60 تا 80 سانتيمتري سطح زمين قرار مي‌گيرد و مقاومت اين شبكه جهت حفاظت دستگاه‌ها بايد كمتر از  باشد. 2ـ به صورت مستقيم بوسيله ميله ارت به زمين متصل مي‌گردد.

47ـ با ميگر يا دستگاه مخصوص اندازه‌گيري مقاومت زمين مي‌سنجند كه به صورت ميانگين در نقاط مختلف پست اين عمل انجام مي‌شود.

48ـ 1ـ مقره خطوط هوايي (آويز)2ـ مقره عبوري (ميان‌گذر)3ـ مقره‌هاي نگهدارنده (اتكايي)

49ـ در صورت آلوده بودن سطح مقره‌ها جريان نشتي روي سطح آنها افزايش يافته ضمن اينكه تلفات عايقي را افزايش مي‌دهد، ممكن است در صورت ادامه پيدا كردن موجب شكست عايقي و بروز خسارات سنگين گردد.

50ـ ماكزيمم جرياني كه در اثر بروز اتصالي در هر نقطه از شبكه (اتصال فاز به فاز يا فاز به زمين يا سه فاز) از آن مي‌گذرد را سطح اتصال كوتاه مي‌نامند.

51ـ دو نوع زمین كردن وجود دارد:الف) زمين كردن حفاظتي              ب) زمين كردن الكتريكي

52ـ زمين كردن حفاظتي يعني اينكه كليه قسمت‌هاي فلزي تأسيسات و تجهيزات كه در مجاورت ولتاژهاي بالا قرار دارند و خود داراي ولتاژ نمي‌باشند را به شبكه زميني (Earth) متصل نماييم. مانند زمين كردن استراكچرها، بدنه ترانسفورماتورها و … .اگر زمين حفاظتي برقرار نگردد به دليل تجمع بارهاي الكتريكي بر روي قسمت‌هاي فلزي مذكور (پديده القاي خازني) هنگام تماس افراد با اين قسمت‌ها خطر برق‌گرفتگي وجود دارد.زمين كردن الكتريكي يعني زمين كردن قسمتي از مدار الكتريكي، مانند زمين كردن مركز ستاره سيم پيچ ترانسفورماتورها يا ژنراتورها. زمين كردن الكتريكي براي برقراري امكان حفاظت سيستم و  همچنين جلوگيري از ازدياد ولتاژ فازهاي سالم هنگام اتصال فاز به زمين در شبكه است.

53ـ مجموعه اقداماتي كه به منظور حفظ پايداري، قابليت اطمينان و غيره انجام مي‌گيرد را كنترل شبكه گويند.

54ـ مجموعه عمليات اپراتوري پست‌ها در چهارچوب دستورالعمل‌هاي صادره را بهره‌برداري پست گويند.

55ـ كليه عمليات يكه براي قطع و وصل بخشي از تجهيزات، به درخواست مركز كنترل يا واحدهاي عمليات تعميراتي و يا بنا به ضرورت و به درخواست واحد بهره‌برداري با هماهنگي مركز كنترل ديسپاچينگ ذيربط صورت مي‌پذيرد را مانور شبكه مي‌گويند.

56ـ هنگام بروز اتصالي در شبكه، سيستم حفاظتي با ارسال فرامين قطع به بريكرهاي مربوطه قسمت آسيب ديده را از شبكه جدا مي‌نمايد. باز كردن بريكر تحت جريان اتصال كوتاه كه معمولاً چندين برابر جريان نامي بريكر است را قطعي زير اتصالي گويند.

57ـ با حاصلضرب ولتاژ قبل از اتصال كوتاه در جريان اتصال كوتاه، قدرت اتصال كوتاه بدست مي‌آيد.

58ـ مقدار ماكزيمم مگاولت آمپري است كه كليد قدرت بايد قابليت قطع آن را در زمان معين داشته باشد.

59ـ ظرفيت نامي ايستگاه برق بر اساس مجموع قدرت ظاهري ترانسفورماتورهاي نصب شده در آن برحسب مگا ولت آمپر و يا بر اساس ظرفيت حرارتي شينه‌هاي آن بر حسب كيلوولت آمپر مي‌باشد.

60ـ قطع جريان برق مدار و جدا كردن آن از كليه سيستم‌هاي برقدار و تخليه الكتريكي تا حد ولتاژ صفر را بي‌برق كردن مي‌نامند.

61ـ احتمال بروز هرگونه خسارت جاني يا مالي و يا خروج از وضعيت عادي را خطر گويند.

62ـ حوادث، اتفاقات، مانورها و بروز معايب و عمليات انجام گرفته در پست را وقايع گويند.

63ـ هرگونه تغييرات بدون برنامه در ساختار سيستم و يا در كميت‌هاي الكتريكي آن، كه بتواند شرايط بهره‌برداري سيستم را تغيير دهد، حادثه ناميده مي‌شود. بنابراين قطع يك ديژنكتور، اضافه بار و يا خروج خودكار يك ترانسفورماتور يا خط … تا مجزا شدن يك يا چند بخش از شبكه و نهايتاً خاموشي كامل در سطح شبكه، هر كدام يك حادثه تلقي مي‌گردند.

64ـ بحران در شبكه برق عبارت است از شرايطي كه موجب خاموشي يا كاهش ضريب اطمينان در بهره‌برداري گردد.

65ـ عيب تجهيزات عبارت است از بروز هرگونه شرايط غير متعارف در تجهيزات.

66ـ به مجموعه‌اي از تجهيزات پست، خطوط هوايي و كابل‌هاي زميني در حال بهره‌برداري با ولتاژ 63 كيلو ولت اطلاق مي‌گردد.

67ـ به مجموعه‌اي از تجهيزات پست، خطوط هواي و كابل‌هاي زميني در حال بهره‌برداري با ولتاژهاي 400، 230 و 132 كيلو ولت اطلاق مي‌گردد.

68ـ محلي است كه در آن شبكه فوق توزيع و فيدرهاي 20 كيلو ولت زير پوشش، هدايت و كنترل مي‌گردد.

69ـ محلي است كه در آن شبكه انتقال زير پوشش و فعلاً نيروگاه‌هاي كمتر از 100 مگا وات، هدايت و كنترل مي‌شوند.

الکترون چیست؟

 الكترون معناي يوناني كهربا است كهربا ماده اي است كه در مالش به پارچه پشمي باردار شده و خرده هاي كوچك كاه را جذب مي كنداين ربايش بعلت نيرويي مرموز اتفاق مي افتد كه يونانيان آن را الكتريسيته ناميده اند اجزای ماده : همه مواد از ملكولهایي شكل ميگيرند كه آنها نيز خود از اتمها ساخته مي شوند . اتمها از دو جز’ اصلي الكترون و هسته ساخته مي شوند كه الكترونها در مدارهاي مشخص بدور هسته در گردش مي باشند .

پس چه عاملي سبب ماندن الكترون در مدار مشخص خود مي شود؟

بين الكترون و هسته نيروي جاذبه الكتريكي وجود دارد كه اندازه آن برابر نيروي دافعه گريز از مركز ناشي از چرخش سريع الكترون بدور هسته مي باشد درون

 هسته چيست ؟

هسته شامل ذرات بسياري است كه مهمترين آنها از نظر جرم پروتون و نوترون است .

 بار الكتريكي چيست ؟

بين الكترونها و پروتونها نيروي جاذبه و بين خودشان باهم نيروي دافعه وجود دارد كه ماهيت اين نيروها هنوز شناخته نشده است اما براي تحليل ساده تر بارالكتريكي را مطرح میکنند كه براي الكترون با علامت منفي و براي پروتون با علامت مثبت مشخص شده است

چگونه می توان مواد را باردار کرد ؟

روشهای باردار کردن ماده همان روشهای توليد الکتريسيته است .بعبارت ديگر می توان با استفاده از اين روشها الکتريسيته توليد کرد . ساده ترين اين روشها مالش دو ماده بهم است که باعث می شود الکترونها از يک ماده به ماده ديگری بروند و در نتيجه اختلاف بار بين دو ماده ايجاد شود . مثلا مالش يک ميله شيشه ای به يک پارچه پشمی سبب باردار شدن هر دو ماده می شود که يکی بار مثبت ( کمبود الکترون ) و ديگری بار منفی (ازدياد الکترون) می يابد

نيروي الكتريكي چيست ؟

بين بارهاي الكتريكي اعم از مثبت يا منفي نيروي الكتريكي وجود دارد اين نيرو به مقدار بار الكتريكي و فاصله آنها از هم بستگي دارد . مطابق قانون كولن مقدار نيرو از حاصل ضرب بارها در ضريب ثابتي كه به جنس محيط بستگي دارد تقسيم بر مجذور فاصله بين دو بار بدست مي آيد . اما در تحليل ساده تر هرچه مقدار بارها بيشتر باشد مقدار نيرو نيز بيشتر و هرچه فاصله آنها بيشتر شود مقدار نيرو نيز كمتر مي شود.

مواد در حالت عادي از نظر بار الكتريكي چگونه اند ؟

همه مواد در حالت عادي داراي مقدار الكترون و پروتون مساويند به همين دليل از نظر برايند بارهاي الكتريكي خنثي مي باشندچگونه مي توان يك ماده خنثي را باردار كرد ؟هرگاه تعادل بين بارهاي مثبت و منفي در يك جسم خنثي بهم بخورد ماده بار دار شده است . بهمين منظور كليه روشهاي توليد الكتريسيته كاري نمي كنند جز برهم زدن تعادل بين بارهاي الكتريكي مثبت و منفي . مي دانيم كه الكترون نسبت به پروتون قابليت جابجايي و حركت بيشتري دارد . بنابراين مي توان با دادن يا گرفتن الكترون ماده را باردار نمود . اگر تعداد الكترونها بيشتر از تعداد پروتونها شود جسم بار منفي و در صورتي كه عكس اين حالت روي دهد جسم بار مثبت پيدا مي كند باردار كردن مواد چه ربطي به توليد الكتريسيته دارد ؟اجازه دهيد براي جواب به اين سوال نخست مواد را دسته بندي كنيم .

مواد از نظر هدايت الكتريكي به چند دسته تقسيم مي شوند ؟

همه مواد از نظر هدايت الكتريكي جز يك از سه دسته زير مي باشندالف - هادي ها : موادي كه براحتي برق را از خود عبور مي دهند ب - عايقها : موادي كه برق را از خود عبور نمي دهند ج - نيمه هادي ها : اين مواد در شرايط خاصي مانند هادي ها يا نيمه هادي ها عمل مي كنند . اما در حالت عادي برق را به مقدار ناچيز از خود عبور مي دهند

جريان الكتريكي چيست ؟

هرگاه حاملهاي الكتريسيته ( الكترونها ) در يك هادي بحركت درآيند جريان الكتريكي ايجاد مي شوند . اما هر حركت الكتروني جريان برق نيست . بلكه اين حركت بايد در يك مسير مشخص باشد .هر چقدر الكترونهاي بيشتري در زمان كمتري در مسير مشخص حركت كنند مقدار جريان نيز بيشتر مي شود

آمپر چيست ؟

براي دانستن ميزان جريان بايد بتوان آن را با عدد بيان كرد كه به همين منظور از واحد سنجش جريان كه همان آمپر است استفاده مي شود مقدار يك آمپر جريان چقدر است ؟هرگاه از يك هادي تعداد 28/6 ضربدر 10 بتوان 18 الكترون در يك ثانيه بگذرد اين ميزان الكترون در زمان يك ثانيه معرف يك آمپر جريان الكتريكي است

ولتاژ چيست ؟

 دانستيم هرگاه الكترونها در يك هادي در مسير مشخصي بحركت در آيند جريان الكتريكي ايجاد مي شود . اما الكترونها بدون دريافت نيرو و انرژي از مدار گردش بدور هسته خارج نمي شوند . بنا براين براي توليد جريان نياز به يك نيرو داريم كه آن را از منابع توليد نيرو مانند باتري مي گيريم . بعبارت ساده تر نيروي لازم جهت ايجاد جريان ولتاژ نام دارد كه واحد اندازه گيري آن ولت است

چگونه مي توان ولتاژ توليد كرد ؟

 اين سوال پاسخ سوال ديگري نيز مي تواند باشد كه همان روشهاي توليد الكتريسيته است .

 مي دانيم كه انرژي توليد نمي شود بلكه از صورتي به صورت ديگر تبديل مي گردد . از آنجاييكه الكتريسيته هم انرژي است پس بايد تبديل شده انرژي هاي ديگر باشد . انرژيهايي كه بصورت متعارف براي توليد برق بكار مي رود عبارتند از : انرژي شيميايي در باتريها - انرژي مغناطيسي در ژنراتورها - انرژي نوراني در باتريهاي خورشيدي - انرژي حرارتي در ترموكوپلها - انرژي ضربه اي در پيزو الكتريك و غيره

 مقاومت چيست ؟

الكترونها در هادي براحتي نمي توانند حركت كنند زيرا در مسير حركت آنها موانعي وجود دارد كه بطور ساده آنها را مقاومت هادي در برابر عبور جريان مي گوييم .هرچه قدر اين موانع كمتر باشد عبور جريان بهتر صورت ميگيرد و مي گوييم جسم هادي بهتري است . اين موضوع نخستين بار توسط سيمون اهم يك فيزيكدان آلماني مطرح شد . به همين دليل واحد اندازه گيري مقاومت اهم است

 منظور از مدار الكتريكي چيست ؟

حال با دانستن سه فاكتور اساسي در برق ( جريان ولتاژ مقاومت ) مدار الكتريكي را تعريف مي كنيم : هر مدار الكتريكي يك مجموعه از توليد كننده برق - مصرف كننده آن و سيمهاي ارتباطي بين ايندو است

 چند نوع مدار الكتريكي داريم ؟

دو نوع مدار الكتريكي وجود دارد مدار الكتريكي باز كه در آن ارتباط بين توليد كننده در نقطه يا نقاطي قطع است و در نتيجه جريان در مدار وجود ندارد و مدار الكتريكي بسته كه مسير عبور جريان كامل است و مصرف كننده از توليد كننده انرژي دريافت كرده و آنرا به صورتهاي ديگر تبديل ميكند مانند يك لامپ كه برق را به نور تبديل مي كند .

منظور از اتصالي در يك مدار يا اتصال كوتاه چيست ؟

هرگاه در يك مدار بسته جريان از مسيري بجز از مصرف كننده بگذرد و مقدار آن زياد تر از حد مجاز باشد اين وضعيت را اتصال كوتاه مي گوئيم . در حالت اتصال كوتاه سيم كشي مدار و توليد كننده برق در معرض آسيب جدي قرار مي گيرند زيرا جريان مدار بسيار زياد شده و باعث داغ شدن سيم كشي و اضافه بار شدن منبع توليد كننده برق مي گردند در نتيجه اتصال كوتاه بايد سريعا و بصورت خودكار قطع شود كه اين وظيفه بعهده فيوز است اساس

 كار فيوز چيست ؟

فيوز يك عنصر حفاظتي در مدار است كه هرگونه اضافه جرياني را كه بيشتر از مقدار نوشته شده روي فيوز باشد تشخيص داده و آنرا سريع قطع ميكند . بدين صورت كه جريان اضافه سبب توليد گرما در فيوز شده و يك سيم حساس به حرارت را كه در مسير عبور جريان و در داخل فيوز قرار دارد ذوب ميكند و در نتيجه مسير عبور جريان قطع شده و اتصال كوتاه بطور موقت برطرف مي شود اما تا زماني كه عامل ايجاد كننده اتصال كوتاه مرتفع نگردد عوض كردن فيوز فايده اي ندارد

خطرات ناشي از برق كدامند ؟

خطراتي كه از برق ناشي مي شوند عموما به دو دسته خطرات آتش سوزي و خطرات برق گرفتگي تفسيم ميشوند . در صورتيكه در يك مدار الكتريكي اتصال كوتاه پيش آيد و برطرف نشود جريان مدار بشدت افزايش يافته و حرارت زيادي تولد مي كند . اين حرارت سبب آتش گرفتن عايق سيم ها و گسترش آن به مواد آتش گير ديگر است . خطر ناشي از برق گرفتگي مستقيما شخص را تهديد مي كند

جريان خطا چيست و چند نوع است ؟

در صورتيكه در مدار الكتريكي جريان از مسير درست خود جاري نشود آنرا جريان خطا مي گويند . اين جريان ممكن است از طريق اتصال بدنه به زمين جاري شود يا از مدار اصلي بگذرد كه ميزان آن بيشتر از حد مشخص مدار است كه آنرا اتصال كوتاه يا اضافه بار گويند . در حالت اتصال كوتاه دو نقطه اي از مدار كه نسبت به هم داراي ولتاژ هستند بهم اتصال مي يابند ( توسط يك مقتومت بسيار كوچك ) و در حالت اضافه بار تعداد مصرف كننده ها بيشتر از مقدار مجاز آنها مي شود

 منظور از برق گرفتگي چيست ؟

اگر جريان برق از بدن انسان يا حيوان بگذرد برگ گرفتگي ايجاد مي شود . ممكن است اندازه جريان عبوري از بدن محسوس نباشد كه در اين صورت برق گرفتگي قابل تشخيص نيست . اما در صورتيكه ميزان جريان عبوري زياد شود ابتدا شوك به بدن وارد مي شود و در صورت زيادتر شدن جريان سبب قطع ضربان قلب - ايست تنفس و در نهايت مرگ مغزي مي شود اندازه

جريان و ولتاژ مجاز چقدر است ؟

براي جريان متناوب 15 ميلي آمپر و براي جريان مستقيم 60 ميلي آمپر - ولتاژ متناوب 65 ولت و ولتاژ مستقيم 45 ولت است چگونه مي توان شخص را از خطر برق گرفتگي محافظت كرد؟: به اين منظور بايد تمامي گزينه هايي را كه سبب برق گرفتگي مي شود يافت و آنها را بي اثر كرد . مهترين عاملي كه سبب برق گرفتگي مي شود اتصال بدنه است . در اين حالت بكمك كليد FI يا سيم ارت يا كليد FU يا سيستم نول اتصال بدنه را حذف مي كنيم . مي توان از دستگاههايي استفاده كرد كه بدنه عايقي دارند و امكان اتصال بدنه در آنها وجود ندارد . مي توان ولتاژ كار دستگاهها را كمتر از ولتاژ خطرناك براي بدن - كمتر از 65 ولت - بكار برد و در نهايت مي توان از ترانسهاي ايزوله استفاده كرد كه باعث جدا سازي فاز برق شهر از تغذيه دستگاه مي شود و در نتيجه در صورت اتصال بدنه خطر برق گرفتگي از بين مي رود

 توان الكتريكي چيست ؟

اصولا توان به معني سرعت تبديل انرژي است . در دستگاههايي كه براي تبديل انرژي بكار مي روند هر چقدر اين سرعت بيشتر باشد قدرت دستگاه نيز بيشتر است . مثلا در ژنراتور توان بيشتر نشاندهنده توليد انرژي برقي ! بيشتري است . در مصرف كننده ها نيز همين موضوع صدق مي كند . لامپي كه توان بيشتري دارد نور زيادتري هم توليد مي كند

 توان را چگونه محاسبه كنيم ؟

سرعت تبديل انرژي از تقسيم مقدار آن بر زماني كه آن انرژي تبديل شده بدست مي آيد.( انرژي الكتريكي از حاصل ضرب ولتاژ در جريان در زمان بدست مي آيد ) . اگر ميزان انرژي را بر زمان تقسيم كنيم مي ماند حاصل ضرب ولتاژ مدار در جريان آن كه اين همان رابطه توان است (توان = ولتاژ × جريان ) . البته اين رابطه فقط براي مدارهاي DC صدق مي كند و در مدارات ACرابطه ديگري دارد كه بعدا به آن مي پردازيم

واحد و دستگاه اندازه گيري توان چيست ؟

توان با واحد وات و در مقادير بالاتر با كيلو وات و مگاوات سنجيده مي شوند كه توسط واتمتر اندازه گيري مي شود ادارات برق چگونه بهاي برق مصرفي ! را محاسبه مي كنند ؟در همه انشعابات ؛ كنتور ميزان انرژي تحويلي به مصرف كننده ها را اندازه مي گيرد و توسط شماره هايي نشان مي دهد . اين شماره ها بر حسب كيلو وات ساعت است . براي دانستن ميزان مصرف يك ماه : شماره ماه قبل را از شماره جديد كسر مي كنند همچنين هر مشترك موظف است در ماه مبلغي را بعنوان حق اشتراك كه ارتباطي به ميزان مصرف ندارد بپردازد . بعبارت ديگر شما هرچقدر برق مصرف كنيد يك مبلغ ثابت ماهيانه بنام حق آبونمان به آن اضافه مي شود . بهاي برق مصرفي هم از حاصل ضرب مصرف يكماه در بهاي هر كيلو وات ساعت بدست مي آيد كه در آخر به آن آبونمان و نيز ماليات صدا و سيما اضافه مي شود . كه آخرين مورد هيچنفعي براي اداره برق ندارد. چرا نرخ برق بصورت تصاعدي حساب مي شود ؟اين امر به منظور تشويق مشتركين به مصرف كمتر مي باشد . البته مصرف كمتر سبب كاهش بار نيروگاهها و پست هاي توزيع مي شود و اين خود باعث كمتر روشن ماندن ژنراتورها و پايين آمدن هزينه مي شود . البته در كشورهاي پيشرفته بعلت فراواني نيروگاهها هزينه روشن كردن مجدد ژنراتور زيادتر از خاموش ماندن آن است و اين سبب تشويق مصرف كننده به افزايش مصرف است بعبارت ديگر نرخ تصاعدي در اين كشورها برعكس ايران است

منظور از زمان اوج مصرف چيست ؟

در زمانها خاصي از شبانه روز بيشترين انرژي از شبكه برق كشيده مي شود كه معمولا ابتداي شب است زيرا در اين زمان بيشتر مصارف روشنايي در منازل و خصوصا مغازه ها وجود دارد . در اين مواقع ژنراتورها بيشترين بار را متحمل مي شوند و در نتيجه سوخت بيشتري نيز مصرف مي شود .

اساس كار كنتور چيست ؟

كنتور ها بر اساس نيروي الكترومغناطيس عمل مي كنند . مي دانيم كه اگر از يك سيم پيچ جريان برق بگذرد در اطراف آن يك ميدان مغناطيسس ايجاد مي شود كه شدت و جهت اين ميدان به جريان عبوري از سيم پيچ بستگي دارد . در كنتور هاي تكفاز دو دسته سيم پيچ وجود دارد كه يكي از آنها داراي تعداد دور كم و قطر بيشتر نسبت به ديگري است . سيم پيچ ضخيمتر با دور كمتر را سيم پيچ جريان و ديگري را سيم پيچ ولتاژ مي نامند

 نحوه نصب كنتور تكفاز در مدار چگونه است ؟

سيم فاز را به سر سيم پيچ جريان وصل نموده و از سر ديگر آن فاز را مي گيرند . و دو سر سيم پيچ ولتاژ را به فاز و نول وصل مي كنند . زماني كه مصرف كننده اي به كنتور وصل مي شود جريان از سيم فاز و نول مي گذرد . بعبارت ديگر جريان مصرف كننده از سيم پيچ جريان مي گذرد و در آن يك ميدان مغناطيسي ايجاد مي كند . سيم پيچ ولتاژ كه هميشه به برق وصل است و داراي يك ميدان مغناطيسي ثابت است كه مقدار آن هيچ ارتباطي به مصرف كننده متصل شده به كنتور ندارد . اين دو ميدان مغناطيسي بر هم اثر كرده و سبب ايجاد نيروي حركتي در صفحه آلومينيومي درون كنتور مي شود . سرعت حركت اين صفحه با جريان مصرف كننده رابطه مستقيم دارد . اين حركت توسط يك محور و چرخ دنده به يك شماره انداز يا نمراتور ارتباط دارد و بر اساس گردش آن شماره ها زياد مي شود . اين شماره ها بجز رقم اول ميزان كاركرد كنتور يا همان مصرف انرژي الكتريكي را بر حسب كيلو وات ساعت نشان ميدهند .البته درون كنتور قطعات ديگري هم نظير : آهنرباي سرعت گير و پيچهاي تنظيم و ... وجود دارند كه ما از توضيح آنها صرف نظر كرده ايم .

 انواع كنتور كدامند ؟

براي مصارف خانگي دو نوع كنتور تكفاز و سه فاز بطور عام وجود دارند كه در دسته بندي كنتورها به نوع اكتيو معروفند . اما در مصارف صنعتي مي توان به كنتورهاي راكتيو و كنتورهاي دو تعرفه اشاره كرد كه در جلسات قبل مختصري در باره آنها توضيح داده ايم

 كنتور هاي پيشرفته چگونه كار مي كنند ؟

در كشورهاي برخوردار از تكنولوژي ديگر كنتور نويسي به مفهوم رايج آن در ايران منسوخ شده است . در اين كشورها كه پول الكترونيكي بسيار رايج است از كنتورهاي هوشمند كه در بازه هاي زماني خاص ميزان مصرف را مشخص كرده و به ادارات برق گزارش مي دهند استفاده مي شود . اين كنتورها ميزان مصرف را از طريق همان خطوط برقي كه آنرا مي رسانند به توزيع كننده اطلاع مي دهند و شركتهاي فروشنده برق نيز بطور خودكار از حساب مصرف كننده برداشت مي كنند . در صورت موجود نبودن حساب و پس از اخطارهاي كتبي از طريق فرمان از راه خطوط برق بصورت خودكار كنتور برق مشترك را قطع مي كند و مشترك پس از پرداخت هزينه مي تواند از خدمات شركت فروشنده استفاده كند .

آيا مي توان سر كنتور را كلاه گذاشت ؟

اين مساله مانند خريد كالايي است بدون پرداخت وجه آن و درنتيجه نارضايتي صاحب كالارا به دنبال دارد . هدف من از ارائه اين راهكار سواستفاده از اعتماد اداره برق نيست و اما جواب اين سوال : بايد گفت كه مي توان شماره انداز كنتور را از كار انداخت كه براي اين كار سه راه حل وجود دارد 1 – قطع سيم پيچ جريان 2 – قطع سيم پيچ ولتاژ 3 – از حالت تعادل خارج كردن كنتور .............اجازه بدهيد كه اين موضوع را زياد باز نكنيمچگونه با لمس كنتور به برق دار بودن آن پي ببريم ؟زماني كه برق به كنتور وصل مي شود در سيم پيچ ولتاژ آن جريان ايجاد مي شود . اين جريان همانطور كه قبلا گفتم ارتباطي به مصرف كننده ندارد . اين جريان ميدان مغناطيسي را در كنتور ايجاد ميكند كه سبب لرزش خفيف آن مي شود . پس اگر كف دست را روي شيشه كنتور بگذاريم با احساس اين لرزش متوجه برقدار بودن آن مي شويم در كنار بعضي از كنتورها صداي وزوز ناشي از چيست ؟ اين صدا كه شبيه جليز و وليز است ارتباطي به خود كنتور ندارد بلكه مربوط به فيوز است كه معمولا در كنار كنتور نصب مي شود . اگر اتصال فيوز از نظر الكتريكي درست نباشد ( وجود فاصله هوايي در محل تماس ) و جريان زيادي از فيوز كشيده شود در اين حالت قوسهاي الكتريكي كوچكي در محل تماس ايجاد مي شود كه باعث ايجاد اين صدا مي شود . اين قوسها سبب ذوب سطحي محل تماس شده و مقاومت و حرارت محل تماس را افزايش ميدهد . در نتيجه باعث افت ولتاژ و در نهايت قطع و وصل جريان مي شود . براي از بين بردن اين ايراد بايد فيوز را محكم كرد ( براي فيوزهاي پيچي ) يا در نوع مينياتوري پيچهايي را كه سيم زير آن قرار دارد سفت نمود . در آخر اگر رفع نشد فيوز را عوض كرد.

منظور از افت ولتاژ در شبكه ها چيست ؟

 مي دانيم كه هرگاه در يك مدار از مقاومت جريان بگذرد در دو سر آن ولتاژي ايجاد مي شود كه مطابق قانون اهم از حاصل ضرب ميزان جريان عبوري از مقاومت در مقدار مقاومت بدست مي آيد . در شبكه ها علاوه بر مصرف كننده ها كه به نوعي مقاومت بحساب مي آيند مقاومتهاي ناخواسته ديگري هم وجود دارند كه سبب كاهش ولتاژ دو سر بار مي شوند . مهمترين اين مقاومتها همان مقاومتهاي سيمهاي حامل جريان است . مقاومت سيمها با سطح مقطع آنها نسبت معكوس و با طول آنها نسبت مستقيم دارد به عبارت ديگر با افزايش طول يا كاهش سطح مقطع يا هردو ميزان مقاومت سيمها زياد مي شود كه همين موضع افت ولتاژ را زياد مي كند .

درصورت افزايش افت ولتاژ چه تاثيري در كاركرد مدار و شبكه ايجاد مي شود ؟

ولتاژي كه به دو سر مصرف كننده مي رسد همان ولتاژ خط است كه افت ولتاژ از آن كم شده . هرچقدر افت ولتاژ بيشتر باشد ولتاژي كه مصرف كننده مي رسد كمتر خواهد بود . برخي دستگاهها در برابر كاهش ولتاژ كار زياد حساس نيستند . مانند تلويزون يا ساير دستگاهها الكترونيكي . زيرا اين دستگاهها در داخل مجهز به مدارات تثبيت كننده ولتاژ هستند كه به آن رگولاتور مي گويند . اما برخي ديگر به كاهش ولتاژ بسيار حساسند . مثلا موتور ها يه لامپها كه نقطه كارشان تغيير مي كند و همين امر در راندمان دستگاه تاثير مستقيم مي گذارد . بنابراين در طراحي شبكه بايد افت ولتاژ مورد نظر قرار بگيرد .

 آيا مي توان افت ولتاژ را صفر كرد ؟

در مدارات صفر كردن افت ولتاژ در صورتي ممكن است كه مقاومت سيمها را صفر كنيم كه اين موضوع از نظر عملي امكان پذير نيست . اما مي توان مقدار آن را تا حد مجاز كاهش داد .

 منظور از حد مجاز افت ولتاژ چيست ؟

در طراحي دستگاهها مقداري تلورانس براي تغيير ولتاژ بصورت مجاز در نظر مي گيرند به اين معني كه اگر ولتاژ در اين محدوده مجاز تغيير كند دستگاه دچار اختلال نشود . از همين موضوع مي توان به منظور تعيين درصد مجاز افت ولتاژ كمك گرفت . در شبكه هاي بطور كلي مقدار مجاز را 5 درصد ولتاژ كل مدار در ابتداي خط در نظر مي گيرند كه از اين مقدار نيم درصد مربوط به ادارات برق است كه نبايد بيشتر از اين مقدار را افت داشته باشند . يك ونيم درصد در مصارف روشنايي و سه درصد براي مصارف موتوري در نظر مي گيرند . براي كاهش ميزان افت ولتاژ يك سيستم بايد تا حد امكان مقاطع سيم ها را زياد انتخاب كرد . البته براي اينكار مي بايد ابتدا ميزان جريان عبوري از سيستم يا همان توان مصرفي را داشت . سپس با در نظر گرفتن طول مسير سيم كشي و نيز درصد مجاز افت ولتاژ سطح مطع مناسب را انتخاب كرد . ( محاسبه كرد ) كه براي اينكار از رابطه زير استفاده مي شود . S=2*L*I/X*DV*V

 در رابطه بالا عناصر عبارتند از : L طول مسير سيم كشي I اندازه جريان مصرفيX اندازه هدايت مخصوص سيم كه براي مس 56 و براي آلومينيوم 35 استDV اندازه در صد مجاز افت ولتاژ مي باشد كه براي مصارف روشنايي 5/1 ، برا ي موتورها 3 و براي پستها 5/0 درصد در نظر گرفته مي شود V هم ولتاژ شبكه مي باشد . براحتي بكمك اين رابطه نمره سيم قابل محاسبه است . البته براي سادگي كار امروزه بيشتر از جداول انتخاب سيم استفاده مي شود كه بايد به يك نكته توجه داشت و آن اين كه اگر سيمي را از اين جداول انتخاب كرديد حتما با توجه به فاصله مسير سيم كشي دصد افت ولتاژ آن را حساب كنيد و پس از مقايسه با مقدارمجاز مشخص كنيد كه انتخابتان صحيح بوده يا خير.

بررسی ماهیت حریم خطوط برق در ایران (بخش1)

نیروی برق یکی از مهمترین منابع انرژی در عصر حاضر است که نقش حیاتی در زندگی بشر امروز ایفا می‌کند. طی قرن اخیر کاربرد این انرژی روند افزایشی یافته و بالتبع چگونگی و نحوه انتقال این انرژی به یک امر پیچیده و مهم تبدیل شده است.
نیاز آحاد جامعه به برخورداری و تداوم بهره‌مندی از این نیرو باعث شده است که دولت‌ها در اقصی نقاط دنیا تدابیر متنوع فنی و حقوقی در جهت حفظ و نگهداری از خطوط انتقال نیروی برق، اندیشیده و اعمال کنند.


نیاز آحاد جامعه به برخورداری و تداوم بهره‌مندی از این نیرو باعث شده است كه دولت‌ها در اقصی نقاط دنیا تدابیر متنوع فنی و حقوقی در جهت حفظ و نگهداری از خطوط انتقال نیروی برق، اندیشیده و اعمال كنند.
اصولاً به موازات صنعتی شدن كشورها، تاسیسات عظیم عمرانی متنوعی از قبیل خطوط انتقال نفت و گاز، راه و را‌ه‌آهن، خطوط انتقال و توزیع نیروی برق ایجاد شده است كه كمال و تداوم انتفاع از آن‌ها و جلوگیری از زیان‌های احتمالی نیازمند اتخاذ تدابیر و وضع قوانین و مقررات و اجرای صحیح آن‌ها است و به همین دلیل است كه در حقوق كشورها مقررات ویژه‌ای به این امر مهم اختصاص پیدا كرده است. این مقررات عموماً تحت عنوان "Protection Zone" جهت حفاظت از این تاسیسات عمرانی به حقوق كشورها راه پیدا كرده است.
در حقوق كشور ما نیز در چند دهه اخیر قانونگذار برای جلوگیری از ورود ضرر و زیان به این تاسیسات و به منظور كمال و تداوم بهره‌برداری از آن‌ها، قوانین و مقرراتی را وضع كرده است لیكن این مقررات و قواعد جدید را در قالب یك مفهوم فقهی و سنتی و تحت عنوان حریم تشریع كرده است.
در مورد خطوط انتقال و توزیع نیروی برق نیز اولین بار قانون سازمان برق ایران مصوب 1346، منطقه‌ای را تحت عنوان حریم، جهت حفاظت و نگهداری از خطوط انتقال و توزیع نیروی برق پیش‌بینی كرد و تصویب‌نامه هیات وزیران كه بنا به تبصره 2 ماده 18 این قانون تصویب شد حریم این خطوط، میزان آن و سایر مقررات مربوط به آن را تعیین كرد و بدین ترتیب كلیه اشخاص از اعمال برخی از تصرفات در فواصل معینی از این خطوط منع شدند. واژه حریم در فقه و قانون مدنی دارای تعریف مشخصی است و بار معنایی خاصی دارد و استفاده از آن برای وضع مقررات در خصوص تاسیسات عمرانی و منابع طبیعی كشور، وضعیت حقوقی جدیدی را به وجود آورده كه بررسی و مطالعه آن با توجه به گستردگی این قوانین و مقررات و همچنین گره خوردن این مقررات با حفظ منافع و مصالح عمومی از یك طرف و متعارض بودن این مقررات با منافع اشخاص در برخی موارد، از طرف دیگر، از اهمیت شایانی برخوردار بوده و دارای ارزش كاربردی است.
در این مقاله ضمن بررسی مفهوم حریم و مداقه معنای حقوقی آن در فقه و قانون مدنی، به مطالعه مفهوم حریم خطوط انتقال برق در قوانین و مقررات مرتبط خواهیم پرداخت.

الف- حریم در فقه و قانون مدنی

حریم در لغت
واژه حریم دارای دو معنای لغوی و اصطلاحی است كه اولی در علم لغت و دومی در فقه و علم حقوق مورد استفاده قرار می‌گیرد. حریم واژه‌ای عربی است و در علم لغت معانی مختلفی برای آن ذكر شده است كه در ذیل نقل می‌شود.
«پیرامون و گرداگرد خانه و عمارت و ملك كه بدان متعلق است.»
«مكانی كه حمایت و دفاع از آن واجب است.»
«بازداشت و نهی كرده شده كه مس آن جایز نیست.»
«حریم از حرمت و به معنای منع است.»
قدر مشترك همه تعاریف، حرمت حریم و ممنوعیت دیگران در تسلط و تصرف آن است.

حریم در نگاه حقوقدانان و فقها:
حقوقدانان و فقها اغلب به بیان معنا و مفهوم اصطلاحی حریم پرداخته‌اند اما غالباً تعریفی از حریم ارائه نداده‌اند. بیشتر فقها در تبیین معنای اصطلاحی حریم به ذكر این نكته كه كمال ملك معمور مستلزم وجود حریم است، اكتفا كرده‌اند و حقوقدانان نیز معمولاً تعریف مذكور در ماده 136 قانون مدنی را به عنوان تعریف حریم نقل كرده‌اند. برخی از این تعاریف به شرح زیر است:
-  حریم مقداری از اراضی ملك است كه كمال انتفاع از آن ملك متوقف بر آن است.
-  حریم آن مقدار از مساحت‌های مجاور است كه برای دوام و بقاء رقبه احیاء شده در اراضی موات عرفاً و عادتاً ضروری است و تعیین میزان آن برحسب تشخیص عرف و خبره است.
-  استفاده از برخی املاك، مستلزم این است كه زمین اطراف آن مالكیت دیگری درنیاید، یا دست كم تصرفی در آن نشود كه انتفاع از ملك را دشوار یا ناممكن سازد. برای مثال، اگر كسی در زمین موات قناتی احداث كند، برای آنكه بتواند از آبی كه حیازت شده است استفاده مطلوب را ببرد باید آن مقدار از زمین حلقه چاه‌ها را كه جهت ریختن خاك آن‌ها لازم است همیشه در اختیار باشد، و دیگران نیز نتوانند قنات و چاه دیگری در نزدیكی قنات او حفر كنند. این مقدار از زمین را در اصطلاح «حریم» و حقی را كه مالك بر آن دارد «حق حریم» می‌نامند.

حریم در قانون مدنی:
ماده 136 قانون مدنی مقرر می‌دارد: «حریم مقداری از اراضی اطراف ملك و قنات و نهر و امثال آن است كه برای كمال انتفاع از آن ضرورت دارد.» این تعریف ابهامات زیادی دارد و منطبق بر تعریف فقها از حریم نیست. در فقه حریم تنها در اراضی موات ایجاد می‌شود با این وجود نویسندگان قانون مدنی با اینكه نسبت به عقیده فقها در ایجاد حریم تنها در اراضی موات آگاهی داشتند لیكن در تعریف حریم به این شرط اشاره‌ای نكرده‌اند.
با این حال به نظر می‌رسد قانونگذار این مسامحه را با مواد دیگری از قانون مدنی جبران كرده و حكم قضیه را طی این مواد روشن نموده است. ماده 139 قانون مدنی مقرر می‌دارد: «حریم در حكم ملك صاحب حریم است و تملك و تصرف در آن كه منافی باشد با آنچه مقصود از حریم است بدون اذن از طرف مالك صحیح نیست و بنابراین كسی نمی‌تواند در حریم چشمه و یا قنات دیگری چاه یا قنات بكند ولی تصرفاتی كه موجب تضرر نشود جایز است.» از تفسیر این ماده و ماده 30 قانون مدنی كه مالك را نسبت به مایملك خود صاحب حق هرگونه تصرف و انتفاع می‌داند چنین برمی‌آید كه حریم تنها در اراضی موات ایجاد می‌گردد چرا كه نمی‌توان تصور كرد ملكی كه در ید مالكانه شخصی قرار دارد، در حكم ملك مالك مجاور باشد.

عناصر حریم:
در اكثر كتب فقهی و حقوقی وجود سه عنصر را برای ایجادشدن حریم یك ملك الزامی تلقی كرده‌اند به نحوی كه اگر یكی از سه عنصر مفقود باشد حریمی به وجود نمی‌آید.
1- وجود یك ملك: یكی از عناصر حریم وجود یك ملك است بدین ترتیب كه باید ملكی وجود داشته باشد تا مقداری از اراضی اطراف آن كه برای كمال انتفاع از آن ملك لازم است حریم آن محسوب گردد كه البته در اینجا منظور از ملك، مطلق ملك به معنی اعم است.
2- وجود زمین موات در مجاورت ملك: دومین عنصر حریم وجود مقداری زمین در اطراف ملك معمور است. گرچه قانون مدنی در مورد صفت اراضی اطراف ملك معمور سكوت كرده لیكن به اتفاق كلیه فقهای امامیه وعامه اراضی اطراف ملك باید وصف موات بودن را دارا باشد. كلیه فقها در كتب خود تصریح كرده‌اند حریم را فقط در اراضی موات می‌دانند و تصریح می‌كند كه حریم در اراضی معموره ایجاد نمی‌شود.
اما علماء حقوق در این خصوص متفق‌القول نیستند برخی موات بودن را شرط دانسته و برخی آن را لازم نمی‌دانند و حریم را ولو در املاك متجاوره جاری می‌دانند.
عمده حقوقدانان سرشناس بر این عقیده هستند كه حریم فقط در اراضی موات ایجاد می شود و در املاك غیر، حریم رعایت نمی‌گردد.
در مقابل، عده‌ای از حقوقدانان معتقدند كه حریم در هر زمینی ولو در املاك متجاوره ایجاد می‌شود. چنین استدلال می‌كنند كه اگرچه ماده 139 قانون مدنی دلالت بر این دارد كه حریم در اراضی موات رعایت می‌شود نه در اراضی معموره، لیكن به تدریج برخی قوانین مانند قانون قنوات 1309، قانون ایمنی راهها و راه‌آهن، قانون حریم دریاچه احداثی در پشت سدها، قانون آب و نحوه ملی شدن آن و تصویبنامه حریم خطوط برق، به تصویب رسیده است كه دراین قوانین و مقررات، معنای حقوقی حریم تغییر یافته و از آنجا كه این قوانین موخر بر قانون مدنی هستند از این رو مفهوم حریم را می‌بایست با توجه به این قوانین و مقررات تفسیر نمود. برخی از صاحبنظران نیز قوانین اخیرالذكر را استثنایی بر اصل كلی حق حریم می‌دانند و معتقدند كه این موارد استثنایی، قابل تسری به موارد دیگر نیست.
برخی دیگر نیز استعمال لفظ حریم در قوانین اخیرالذكر را مجازی و ناشی از مسامحه قانونگذار می‌دانند و معتقدند كه حریم در قانون مدنی معنی مخصوصی دارد كه با معانی دیگری كه در سایر موارد نظیر حریم راه و خطوط انتقال برق به كار گرفته شده است تفاوت دارد و اصطلاح حریم در موارد اخیرالذكر را حق ارتفاق ناشی از حكم قانون می‌دانند و اظهار می‌دارند كه حریم به این معنی مطلقاً ارتباطی به ماده 136 قانون مدنی نداشته و لفظ حریم صرفاً به صورت مجازی استعمال گردیده است. به عنوان مثال گفته شده است كه استعمال واژه حریم در فرضی كه یك خط انتقال برق در زمین موات احداث شده و بدین ترتیب، آن قطعه زمین موات به وسیله آن خط احیاء شده باشد، در مورد مقداری از اراضی موات اطراف آن كه برای كمال انتفاع و دفع ضرر از آن لازم است، استعمال حقیقی و منطبق بر قانون مدنی و سابقه فقهی است در غیر این صورت استعمال واژه حریم، مجازی بوده و در حقیقت نوعی حق ارتفاق ناشی از قانون است كه چندین نوع حق ارتفاق را دربر دارد و آن حق ارتفاق حق‌العبور، حق ارتفاق فرانبردن و حق ارتفاق نساختن را تواماً دربردارد وقانونگذار با مسامحه آن را حریم نامیده است.
با جمع‌بندی مطالب ذكرشده در این خصوص، به نظر می‌رسد، اگرچه قانون مدنی درمورد ایجاد شدن حریم در املاك متجاوره سكوت كرده است لیكن تقابل مواد 30 و 31 و 139 قانون مدنی دلالت بر این دارد كه حریم تنها در اراضی موات ایجاد می‌گردد و ایجاد حریم در ملك غیر، منوط به توافق یا حكم قانون است. ضوابط مقرر در قانون مدنی قاعده كلی و اصل درخصوص حریم املاك است و چنانچه در قوانین دیگر از این اصل عدول شده و حریم در املاك متجاوره پذیرفته شده است فقط در همان مورد خاص به حكم همان قانون خاص عمل می‌شود و در سایر موارد باید به اصل و قاعده كلی رجوع كرد و حریم را فقط در اراضی موات معمول دانست.
3- وجود رابطه میان كمال انتفاع ملك و اراضی موات مجاور: سومین عنصر حریم این است كه وجود زمین حریم برای تكمیل انتفاع ملك معمور ضرورت داشته باشد. ماده 136 قانون مدنی این عنصر را به صراحت بیان كرده است و مقرر داشته كه حریم قسمتی از اراضی اطراف ملك و قنات و نهر و امثال آن است كه برای كمال انتفاع از آن ضرورت دارد. بنابراین برای ایجاد شدن حریم رابطه‌ای كه بین ملك و اراضی موات اطراف آن باید وجود داشته باشد عبارتست از اینكه وجود اراضی مزبور برای كمال انتفاع آن ملك ضروری باشد. یعنی انتفاع كامل مالك از ملك احیاء شده متوقف و منوط به وجود اراضی موات اطراف آن و انجام برخی تصرفات توسط مالك در آن اراضی و ممانعت دیگران از اعمال برخی تصرفات در اراضی مزبور باشد.

موتور های الکتریکی:

موتورهای الکتریکی شامل سیم پیچ هایی با جریان الکتریکی هستند که  نیروی مغناطیس وارده از سمت میدان مغناطیس به آنها سبب گردش این سیم پیچ ها خواهد شد.این موتورها انرژی الکتریکی را به انرژی مکانیکی تبدیل می نمایند. در ادامه به عملکرد دو نوع موتور الکتریکی که با جریان های مستقیم DC و متناوب AC  کار میکنند می پردازیم.


. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

. . . . . . . . . . . . . . . . .

یک موتور الکتریکی چگونه کار میکند؟

در شکل زیر نحوه کار یک موتور به صورت قسمت به قسمت بیان شده است.

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

همانطور که میدانید یکه جریان الکتریکی در یک سیم، هرگاه خطوط میدان مغناطیس را قطع کند نیرویی را از طرف آن میدان تجربه خواهد کرد.این نیرو در اولین شکل بالا سمت چپ نشان داده شده است.در موتور ها از همین خاصیت بهره برده اند.

شما یک سیم پیچ را در نظر بگیرید که متشکل از یک رشته سیم بوده، حال اگر این رشته سیم را حاوی جریان کنیم چون رشته سیم به صورت رفت و برگشتی است پس جهت جریان در نصف آن «رفت» و در نیمه دیگر «برگشت» است.همین اختلاف در جهت جریان سبب ایجاد یک زوج نیرو(دو نیروی مساوی اما مخالف جهت هم) خواهد شد که در تصویر بالا به وضوح نشان داده شده است.این زوج نیرو را از نمایی دیگر بین دو قطب N و S نشان داده ایم.حال در موتور های واقعی به جای یک سیم پیچ.تعداد بسیاری را بر روی چرخنده وسط (روتور) سوار کرده تا تعداد زیادی از این زوج نیروها را بسازند.به همین سبب گشتاور ایجادی در موتور افزایش یافته و اهداف مورد نظر را تامین می نماید.

. . . . . . . . . . . . . . . . .

DC

موتور های DC یا جریان مستقیم:

این موتور ها با جریان مستقیم و بدون تناوب کار میکنند.بیشتر در مواقعی که نیاز به گشتاور بالا و قدرت خطی نیاز هست از موتور های DC بهره می برند(جرثقیل ها و لوکوموتیو های راه آهن از آن جمله اند).عملکرد این موتور ها بسیار ساده است، تنها کافی است قبل از بررسی موتور های عملی، موتوری با یک رشته سیم پیچیده شده را همانند شکل زیر در نظر بگیرید.

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

عملکرد موتور DC:

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .


عملکرد موتورهای جریان مستقیم DC

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

قبلا هم توضیح داده شد، با عبور جریان از حلقه ای که توسط سیم پیچ ایجاد شده نیروهایی به سیم پیچ که بر روی روتور سوار است وارد می شود.همین سبب گردش روتور خواهد شد.(میدان از شمال N به سمت جنوب S است).از قانون دست راست (انگشتان در جهت جریان-کف دست به سمت جهت میدان- انگشت شست هم جهت اعمال نیرو) به راحتی میتوان جهت نیروی اعمال شده در یک سیم را بدست آورد.اما برای اینکه جهت اعمال نیرو در چرخش ها بگونه ای باشد که سیم پیچ به حرکت دوار خود ادامه دهد، میبایست طرحی  داشته باشیم تا این سیم پیچ در هر نیم دور یک بار جهت جریانش تعویض گردد تا قادر به حرکت دوار پیوسته باشد.برای همین هم از مکانیزم کلکتور استفاده میکنیم!

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

. . . . . . . . . . . . . . . .

کلکتور چیست؟

اگر تا به حال موتور الکتریکی باز کرده باشید، قطعا متوجه تیغه های مسی که در زیر زغال ها قرار دارند شده اید؟ این تیغه ها یک تکه نیستند؟ بلکه مابین آنها به وسیله نارسانا پرشده است؟از خود پرسیده اید که این تیغه های کوچک فلزی که هر کدام به یک سیم متصل اند به چه درد می خورند؟

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

آری کمی نزدیک شده اید! اینها تیغه هایی هستند که به جهت برقراری جریان در هر یک ازسیم پیچ های روتور تعبیه شده اند. جریان از زغال ها بر روی تیغه ها جاری شده و سپس از هر تیغه به سیم پیچ مورد نظر انتقال می یابد. اما طراحی دایروی این کلکتور این امکان را می دهد تا در هر دور، جریان در سیم پیچ مورد نظر قرار گیرد و زوج نیرو برای دوران تامین شود.

به تصویر تئوری بالا کمی دقت کنید. در این شکل ما فرض بر این داریم که یک سیم پیچ تک رشته ای داریم؟ هر سر این سیم پیچ به یک تیغه از کلکتور ما متصل شده است. با هر  نیم  دوران این سیم پیچ محل اتصال سر های آن تعویض شده و جهت جریان  در سیم پیچ  برعکس خواهد شد. این تعویض جهت جریان باعث برآورده شدن جهت درست اعمال نیرو در سیم پیچ شده تا چرخش مداوم ادامه پیدا کند.در موتور های واقعی تعداد تیغه های کلکتور بیشتر از این حالت است.(بر روی کلکتور های کار کرده رد پای سایش زغال کاملا مشهود است و دیگر اینکه جرقه هایی که در موتور های الکتریکی رخ میدهد مربوط به تماس همزمان زغال به چند تیغه بر روی کلکتور می باشد.)

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

. . . . . . . . . . . . . . . . . .

جریان در موتور های DC:

در شکل زیر جاری شدن جریان در سیم پیچ تک رشته ای موتور DC را مشاهده می کنید اما در عمل این تک رشته به یک کلاف از سیم پیچ تبدیل شده،به این علت که بتوان از تقاطع، سیمهای حامل جریان با خطوط میدان، نیروی بیشتر حاصل کرد.

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

جریان در موتور های DC

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

. . . . . . . . . . . . . . . .

میدان مغناطیس در موتور های DC:

در این تصویر هم خطوط میدان را مشاهده میکنید که درعمل دیده نمی شوند اما همین خطوط هستند که در زمان عبور سیم حامل جریان از میانشان به آن نیرو وارد میکنند.

میدان مغناطیس در موتورهای DC

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

. . . . . . . . . . . . . . .

نیرو در موتور های DC:

جهت نیروی اعمالی به سیم ها هم در شکل زیر نمایش داده شده است.

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

. . . . . . . . . . . . . . .

گشتاور در موتورهای DC:

فرمول محاسبه گشتاور موتور در شکل زیر نوشته شده است.


. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

گشتاور در موتور های DC. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

. . . . . . . . . . . . . . .

AC

موتور های جریان متناوب AC:

در موتورهای جریان متناوب نیز جریانی از سیم پیچ عبور میکند و سبب چرخش آن می شود.از آنجایی که جریان متناوب است، موتور به صورت یکنواخت، در فرکانسهای سینوسی جریان، به حرکت در می آید.به این نوع موتور ها «سنکرون» یا همزمان گفته میشود.نوع رایج، موتور های القایی هستند که به جای تزریق مستقیم جریان به سیم پیچ از طریق زغال ها آن را به صورت القا به سیم پیچ متحرک می دهند. از نظر نوع روتور مورد استفاده قرار گرفته در موتورها، موتورهای جریان متناوب به دو صورت طبقه‌بندی می‌شوند:

  •  موتور سنکرون یا هم‌زمان که در آن روتور دقیقاً با سرعت میدان دوار می‌چرخد. در این نوع موتورها میدان الکتریکی روتور به وسیله یک منبع خارجی تامین می‌شود.
  •  موتور اسنکرون یا القایی که در آن میدان الکتریکی روتور از القای میدان استاتور پدید می‌آید.

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

یکی از معایب موتورهای تماسی جریان متناوب، انتقال جریان از طریق تماس زغال ها با رینگ های فلزی است.  جرقه ،تولید حرارت ، تلفات انرژی و به طبع آن کاهش عمر موتور از نتایج این نوع انتقال جریان است.در موتورهای AC رایج  میدان مغناطیسی توسط  الکترو مگنت هایی ایجاد می شود که با همان جریان متناوب سیم پیچ روتور تغذیه میشوند.بعضا از سیم پیچ هایی که سبب تولید میدان مغناطیس میشوند به عنوان «استاتور» یاد می شود. در حالی که از سیم پیچ ها و هسته مرکزی که دوران میکند به عنوان «آرمیچر» یاد می شود.در موتور های AC همچنان که جریان به صورت سینوسی در سیم پیچ دوارتغییر می کند همزمان سبب تغییر میدان مغناطیس در موتور خواهد شد.

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

. . . . . . . . . . . . . . .


ژنراتور های AC:

همانطور که اعمال جریان به یک سیم پیچ در یک میدان مغناطیس سبب حرکت آن می شود.پس برعکس اگر سیم پیچ را در یک میدان حرکت دهیم می بایست در آن سیم پیچ ولتاژی ایجاد شود.از همین اصل استفاده میکنیم و ژنراتور ها را به وجود می آوریم.

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

ژنراتور AC

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

با توجه به قانون فارادی این ولتاژ ایجاد شده به مولفه سرعت حرکت، عمود بر راستای میدان مغناطیسی، وابسته است،از آنجا که با چرخش سیم پیچ در میدان، مولفه سرعت عمود بر راستای میدان به صورت سینوسی متغیر است پس در نهایت ولتاژ ایجاد شده هم سینوسی خواهد بود این بدان معناست که ولتاژ متناوب تولید خواهیم کرد.

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

. . . . . . . . . . . . . . . .

ژنراتور و موتور:

یک ژنراتور هندل دستی میتواند برای راه اندازی یک موتور الکتریکی به کار گرفته شود.این مثالی از تبدیل انرژی مکانیکی به الکتریکی و تبدیل دوباره آن به مکانیکی است.

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

وقتی موتور راه اندازی شود،همچنین به عنوان یک ژنراتور نیز عمل میکند و سبب تولید یک «ولتاژ برگشتی» خواهد شد. طبق قانون «لنز» این ولتاژ بوجود آمده توسط سیم پیچ موتور، مخالف تغییر عامل بوجود آورنده اش است.پس هنگامی که موتور بدون بار کار میکند،این ولتاژ برگشتی مقدار ناچیزی جریان در سیم پیچ برای توازن ولتاژ ورودی ایجاد میکند و هرگاه موتور زیر بار باشد،این ولتاژ برگشتی خیلی کم خواهد شد و جریان بیشتری در سیم پیچ موتور جاری می گردد که این انرژی الکتریکی به انرژی مکانیکی برای حمل بار مذکور تبدیل خواهد شد

اینترنت بر روی خط برق plc


تا چند وقت ديگر از طريق اتصال به خروجي هاي برق به آساني ميسر شود . مخابرات خط قدرت از خطوط الکتريکي موجود به منظور انتقال پهناي باند مخابراتي به درون محيط هاي شبکه خانگي و ارائه سرويس هاي مخابراتي درون خانه ها و شرکت ها استفاده مي کند . با وجود مزايايي که مخابرات خط قدرت مي تواند ارائه دهد ، اموري همچون چگونگي استاندارد سازي و مشکلات اقتصادي باقي مي ماند که توسعه اين تکنولوژي را به عقب انداخته است . بدون تکامل و توسعه در ايجاد استاندارد هاي مناسب و رگولاسيون به صورت جهاني ، نمي توان مخابرات خط قدرت را به عنوان يک تکنولوژي درخور و بدون خطر مورد استفاده قرار داد . ايده بکارگيري شبکه هاي قدرت براي اهداف مخابراتي به زماني حدود 8 دهه قبل بر مي گردد . اگرچه شبکه هاي الکتريکي آن زمان اساساً براي انتقال انرژي با کمترين تلفات ، و بدون در نظر داشتن نياز هاي مخابراتي طراحي شده بودند اما خيلي زود دانشمندان موفق شدند هر دو کار يعني انتقال انرژي با اتلاف کم و ارسال اطلاعات به صورت حقيقي را به صورت عملي و در حد رضايت بخشي ممکن سازند . در ابتدا تنها PSU ها قادر بودند به صورت مفيدي از اين امکان بهره ببرند اما اين وضعيت اخيراً تغيير کرده است . تغيير قاعده اي که در بازارهاي انرژي و مخابرات در سال 1998 انجام شد به نوعي يک ابتکاري بود که به پيشرفت تکنولوژي مخابرات خط قدرت کمک خواهد کرد . به اين ترتيب ، PSU ها در آينده نزديک با رقبايي مواجه خواهند شد که مي خواهند زمينه هاي کاري جديد را در بازار مخابرات و با توجه به پتانسيل اين تغيير قاعده فراهم کنند . تولید الکتریسیته می تواند گسترده تر شده به وسیله سرویس های value-added خاص ، همچون قرائت خودکار اندازه از راه دور (دور سنجی) ، طرح های شناسایی تعرفه و تنوع تعرفه ، یا دیگر سرویس هایی به منظور اتوماسیون ساختمان و نهایتاً به منظور تقویت مصرف کنندگان . مبحث مایل آخر در حوزه اتصال شبکه های الکتریکی به درون یک محیط بسته نیز یکی از مباحث جذاب در این تکنولوژی به شمار می رود ، از طرفی این تکنولوژی قادر است به عنوان یک جایگزین حقیقی برای شبکه های مخابرات بین المللی موجود ، از همه نوع از جمله سرویس های صوتی ، سرویس های دیتا و خصوصاً فاکس و دسترسی به اینترنت پر سرعت- کم هزینه برای تمامی منازل مورد استفاده قرار گیرد . بنابراین هدف اصلی ارائه روشی برای بهره برداری از خطوط قدرت داخلی به عنوان شبکه های گسترده محلّی پر سرعت که بتوانند اطلاعات صوتی و تصویری دیجیتال را در کنار دیگر اطلاعات حمل کنند می باشد . این موضوع به واسطه جذابیت بالای آن بسیار گسترده مورد توجه قرار دارد چنانچه در ایالت متحده گام های رو به جلویی توسط Home Plug Alliance برداشته شده و اتحادیه اروپا نیز در طرح تکنولوژی های جامعه اطلاعاتی ISI به آن می پردازد . مطالعات بیشمار و آزمایشات پایکار بسیار زیاد نشان داده است که با ارائه یک رنج فرکانسی در حدود 20 مگاهرتز می توان نرخ دیتا را تا حداکثر چند صد مگابیت بر ثانیه با استفاده از ظرفیت کانال شبکه های توزیع در مراحل ولتاژ ضعیف و ولتاژ متوسط بدست آورد . این نتیجه به صورت بالقوه یک نوآوری بزرگ است که می تواند ارزش اقتصادی قابل ملاحظه ای داشته باشد . به عنوان یک نمونه امکان دسترسی به اینترنت از طریق پریزهای برق روی دیوار را می توان نام برد . امری که باعث خواهد شد عظیم ترین علوم و دانش بشری در تمامی جهان و در یک زمان برای همگی در دسترس باشد و از طرفی هزینه های دسترسی بالای اینترنت که هم اکنون مانع بزرگی برای کاربران است به طرز قابل توجه ای تغییر خواهد کرد . در مقابل انتشار رادیویی ، کاربران اینترنت قادر خواهند بود موضوعات مورد نظرشان را خودشان انتخاب کنند و به این ترتیب رسانه های گران بهای کنونی به زودی به رسانه های پیش پا افتاده بدل خواهد شد اینها همگی به دلیل آسان و ارزان بودن دسترسی به اینترنت از طریق خروجی های الکتریسیته روی دیوار خواهد بود . با همزمانی استفاده از توان الکتریکی از طریق خروجی های دیواری امکان خرید و تجارت ، دستیابی به اطلاعات و همچنین مخابرات جهانی در یک زمان ممکن خواهد شد . البته استفاده از شبکه های الکتریکی بدون محدودیت نیز نمی باشد ، زیرا سرویس های موجود همچون باند های رادیویی موج بلند –کوتاه و متوسط و باند های رادیویی آماتور فعلی یک باند فرکانسی از حدود 9KHZ تا 20KHZ را پوشش داده اند




Application Solutions :




PLC Home Network :



 

موتور الکتریکی

موتور الکتریکی، نوعی ماشین الکتریکی است که الکتریسیته را به حرکت مکانیکی تبدیل می‌کند. عمل عکس آن که تبدیل حرکت مکانیکی به الکتریسیته ‌است، توسط ژنراتور انجام می‌شود. این دو وسیله بجز در عملکرد، مشابه یکدیگر هستند.

نام تجهیز :           موتور الکتریکی (Electric motor)

سایر اسامی:         الکتروموتور – موتور برقی

چکیده

اغلب موتورهای الکتریکی دوار هستنند، اما موتور خطی هم وجود دارند. سرعت موتور جریان مستقیم وابسته به ولتاژ و گشتاور آن وابسته به جریان است. با تغییر جریان میدان می‌توانیم نسبت سرعت/گشتاور موتور را تغییر دهیم. در میان موتورهای تک فاز موتور یونیورسال که در وسایل خانگی مثل جارو برقی و چرخ گوشت کاربرد دارند از گشتاور و سرعت بالایی برخوردار هستند. برای کاربردهای نیازمند به توان بالاتر، از موتورهای القایی سه فاز AC (یا چند فاز) استفاده می‌شود. یک موتور پله‌ای ترکیبی از یک موتور الکتریکی DC و یک سلونوئید است. موتورهای خطی اغلب موتورهای القایی یا پله‌ای هستند.

مقدمه :

موتور الکتریکی، نوعی ماشین الکتریکی است که الکتریسیته را به حرکت مکانیکی تبدیل می‌کند. عمل عکس آن که تبدیل حرکت مکانیکی به الکتریسیته ‌است، توسط ژنراتور انجام می‌شود. این دو وسیله بجز در عملکرد، مشابه یکدیگر هستند. اکثر موتورهای الکتریکی توسط الکترومغناطیس کار می‌کنند، اما موتورهایی که بر اساس پدیده‌های دیگری نظیر نیروی الکترواستاتیک و اثر پیزوالکتریک کار می‌کنند، هم وجود دارند.

ایده کلی این است که وقتی که یک ماده حامل جریان الکتریسیته تحت اثر یک میدان مغناطیسی قرار می‌گیرد، نیرویی بر روی آن ماده از سوی میدان اعمال می‌شود. در یک موتور استوانه‌ای، چرخانه (روتور) به علت گشتاوری که ناشی از نیرویی است که به فاصله‌ای معین از محور چرخانه به چرخانه اعمال می‌شود، می‌گردد.

شرح و توصیف :

اغلب موتورهای الکتریکی دوار هستنند، اما موتور خطی هم وجود دارند. در یک موتور دوار بخش متحرک ( که معمولاً درون موتور است ) چرخانه یا روتور و بخش ثابت ایستانه یا استاتور خوانده می‌شود. موتور شامل آهنرباهای الکتریکی است که روی یک قاب سیم پیچی شده‌است. گر چه این قاب اغلب آرمیچر خوانده می‌شود، اما این واژه عموماً به غلط بکار برده می‌شود. در واقع آرمیچر آن بخش از موتور است که به آن ولتاژ ورودی اعمال می‌شود یا آن بخش از ژنراتور است که در آن ولتاژ خروجی ایجاد می‌شود. با توجه به طراحی ماشین، هر کدام از بخش‌های چرخانه یا ایستانه می‌توانند به عنوان آرمیچر باشند.

نام تجهیز :          موتور جریان مستقیم (DC Motor)

یکی از اولین موتورهای دوار، اگر نگوییم اولین، توسط مایکل فارادی در سال ۱۸۲۱میلادی ساخته شده بود و شامل یک سیم آویخته شده آزاد که در یک ظرف جیوه غوطه‌ور بود، می‌شد. یک آهنربای دائم در وسط ظرف قرار داده شده بود. وقتی که جریانی از سیم عبور می‌کرد، سیم حول آهنربا به گردش در می‌آمد و نشان می‌داد که جریان منجر به افزایش یک میدان مغناطیسی دایره‌ای اطراف سیم می‌شود. این موتور اغلب در کلاس‌های فیزیک مدارس نشان داده می‌شود، اما گاه بجای ماده سمی جیوه، از آب نمک استفاده می‌شود.

موتور کلاسیک جریان مستقیم دارای آرمی‌چری از آهنربای الکتریکی است. یک سوییچ گردشی به نام کموتاتور جهت جریان الکتریکی را در هر سیکل دو بار برعکس می‌کند تا در آرمیچر جریان یابد و آهنرباهای الکتریکی، آهنربای دائمی را در بیرون موتور جذب و دفع کنند. سرعت موتور DC به مجموعه‌ای از ولتاژ و جریان عبوری از سیم پیچ‌های موتور و بار موتور یا گشتاور ترمزی، بستگی دارد.

سرعت موتور جریان مستقیم وابسته به ولتاژ و گشتاور آن وابسته به جریان است. معمولاً سرعت توسط ولتاژ متغیر یا عبور جریان و با استفاده از تپ‌ها (نوعی کلید تغییر دهنده وضعیت سیم‌پیچ) در سیم‌پیچی موتور یا با داشتن یک منبع ولتاژ متغیر، کنترل می‌شود. بدلیل اینکه این نوع از موتور می‌تواند در سرعت‌های پایین گشتاوری زیاد ایجاد کند، معمولاً از آن در کاربردهای کششی نظیر لوکوموتیوها استفاده می‌کنند.

اما به هرحال در طراحی کلاسیک محدودیت‌های متعددی وجود دارد که بسیاری از این محدودیت‌ها ناشی از نیاز به جاروبک هایی برای اتصال به کموتاتور است. سایش جاروبک‌ها و کموتاتور، ایجاد اصطکاک می‌کند و هر چه که سرعت موتور بالاتر باشد، جاروبک‌ها می‌بایست محکمتر فشار داده شوند تا اتصال خوبی را برقرار کنند. نه تنها این اصطکاک منجر به سر و صدای موتور می‌شود بلکه این امر یک محدودیت بالاتری را روی سرعت ایجاد می‌کند و به این معنی است که جاروبک‌ها نهایتاً از بین رفته نیاز به تعویض پیدا می‌کنند. اتصال ناقص الکتریکی نیز تولید نویز الکتریکی در مدار متصل می‌کند. این مشکلات با جابجا کردن درون موتور با بیرون آن از بین می‌روند، با قرار دادن آهنرباهای دائم در داخل و سیم پیچ‌ها در بیرون به یک طراحی بدون جاروبک می‌رسیم.

نام تجهیز :          موتور AC تک فاز (Single Phase AC Motor)

معمول ترین موتور تک فاز موتور همزمان قطب چاکدار است، که اغلب در دستگاه‌هایی بکار می‌رود که گشتاور پایین نیاز دارند، نظیر پنکه‌های برقی، تندپزها (اجاقهای ماکروویو) و دیگر لوازم خانگی کوچک. نوع دیگر موتور AC تک فاز موتور القایی است، که اغلب در لوازم بزرگ نظیر ماشین لباسشویی و خشک کن لباس بکار می‌رود. عموماً این موتورها می‌توانند گشتاور راه اندازی بزرگتری را با استفاده از یک سیم پیچ راه انداز به همراه یک خازن راه انداز و یک کلید گریز از مرکز، ایجاد کنند.

هنگام راه اندازی، خازن و سیم پیچ راه اندازی از طریق یک دسته از کنتاکت‌های تحت فشار فنر روی کلید گریز از مرکز دوار، به منبع برق متصل می‌شوند. خازن به افزایش گشتاور راه اندازی موتور کمک می‌کند. هنگامی که موتور به سرعت نامی رسید، کلید گریز از مرکز فعال شده، دسته کنتاکت‌ها فعال می‌شود، خازن و سیم پیچ راه انداز سری شده را از منبع برق جدا می‌سازد، در این هنگام موتور تنها با سیم پیچ اصلی عمل می‌کند. موتورهای تک فاز از نظر نوع راه اندازی به انواع موتور با فاز شکسته ، موتور با خازن موقت ، موتور با خازن موقت و خازن دائم ، موتور یونیورسال ، موتور با قطب چاکدار تقسیم بندی می‌شوند. در میان موتورهای تک فاز موتور یونیورسال که در وسایل خانگی مثل جارو برقی و چرخ گوشت کاربرد دارند از گشتاور و سرعت بالایی برخوردار هستند.

نام تجهیز :          موتور AC سه فاز (Three Phase AC Motor)

برای کاربردهای نیازمند به توان بالاتر، از موتورهای القایی سه فاز AC (یا چند فاز) استفاده می‌شود. این موتورها از اختلاف فاز موجود بین فازهای تغذیه چند فاز الکتریکی برای ایجاد یک میدان الکترومغناطیسی دوار درونشان، استفاده می‌کنند. اغلب، روتور شامل تعدادی هادی‌های مسی است که در فولاد قرار داده شده‌اند. از طریق القای الکترومغناطیسی میدان مغناطیسی دوار در این هادی ها القای جریان می‌کند، که در نتیجه منجر به ایجاد یک میدان مغناطیسی متعادل کننده شده و موجب می‌شود که موتور در جهت گردش میدان به حرکت در آید.

این نوع از موتور با نام موتور القایی معروف است. برای اینکه این موتور به حرکت درآید بایستی همواره موتور با سرعتی کمتر از بسامد منبع تغذیه اعمالی به موتور، بچرخد، چرا که در غیر این صورت میدان متعادل کننده‌های در روتور ایجاد نخواهد شد. استفاده از این نوع موتور در کاربردهای ترکشن نظیر لوکوموتیوها، که در آن به موتور ترکشن آسنکرون معروف است، روز به روز در حال افزایش است. به سیم پیچهای روتور جریان میدان جدایی اعمال می‌شود تا یک میدان مغناطیسی پیوسته ایجاد شود، که در موتور هم‌زمان وجود دارد، موتور به صورت همزمان با میدان مغناطیسی دوار ناشی از برق AC سه فاز، به گردش در می‌آید. موتورهای همزمان (سنکرون) را می‌توانیم به عنوان مولد جریان هم بکار برد.

سرعت موتور AC در ابتدا به فرکانس تغذیه بستگی دارد و مقدار لغزش، یا اختلاف در سرعت چرخش بین چرخانه و میدان ایستانه، گشتاور تولیدی موتور را تعیین می‌کند. تغییر سرعت در این نوع از موتورها را می‌توان با داشتن دسته سیم پیچها یا قطبهایی در موتور که با روشن و خاموش کردنشان سرعت میدان دوار مغناطیسی تغییر می‌کند، ممکن ساخت. به هر حال با پیشرفت الکترونیک قدرت می‌توانیم با تغییر دادن بسامد منبع تغذیه، کنترل یکنواخت تری بر روی سرعت موتورها داشته باشیم.

نام تجهیز :          موتور میدان سیم پیچی شده (Solenoid Motor)

آهنرباهای دائم در بیرونی یک موتور DC را می‌توان با آهنرباهای الکتریکی تعویض کرد. با تغییر جریان میدان (سیم پیچی روی آهنربای الکتریکی) می‌توانیم نسبت سرعت/گشتاور موتور را تغییر دهیم. اگر سیم پیچی میدان به صورت سری با سیم پیچی آرمیچر قرار داده شود، یک موتور گشتاور بالای کم سرعت و اگر به صورت موازی قرار داده شود، یک موتور سرعت بالا با گشتاور کم خواهیم داشت. می‌توانیم برای بدست آوردن حتی سرعت بیشتر اما با گشتاور به همان میزان کمتر، جریان میدان را کمتر هم کنیم. این تکنیک برای کشش الکتریکی و بسیاری از کاربردهای مشابه آن ایده‌آل است و کاربرد این تکنیک می‌تواند منجر به حذف تجهیزات یک جعبه دنده متغیر مکانیکی شود.

نام تجهیز :          موتور یونیورسال (Universal Motor)

یکی از انواع موتورهای DC میدان سیم پیچی شده موتور یونیورسال است. اسم این موتورها از این واقعیت گرفته شده‌است که این موتورها را می‌توان هم با جریان DC و هم  AC بکار برد، اگر چه که اغلب عملاً این موتورها با تغذیه جریان متناوب کار می‌کنند. اصول کار این موتورها بر این اساس است که وقتی یک موتور DC میدان سیم پیچی شده به جریان متناوب وصل می‌شود، جریان هم در سیم پیچی میدان و هم در سیم پیچی آرمیچر (و در میدانهای مغناطیسی منتجه) هم‌زمان تغییر می‌کند و بنابراین نیروی مکانیکی ایجاد شده همواره بدون تغییر خواهد بود. در عمل موتور بایستی به صورت خاصی طراحی شود تا با جریان متناوب سازگاری داشته باشد (امپدانس/راکتانس بایستی مدنظر قرار گیرند) و موتور نهایی عموماً دارای کارایی کمتری نسبت به یک موتور معادل DC خالص خواهد بود.

مزیت این موتورها این است که می‌توان تغذیه AC را روی موتورهایی که دارای مشخصه‌های نوعی موتورهای DC هستند بکار برد، خصوصاً اینکه این موتورها دارای گشتاور راه اندازی بسیار بالا و طراحی بسیار جمع و جور در سرعت‌های بالا هستند. جنبه منفی این موتورها تعمیر و نگهداری و مشکل قابلیت اطمینان آنهاست که به علت وجود کموتاتور ایجاد می‌شود و در نتیجه این موتورها به ندرت در صنایع مشاهده می‌شوند، اما عمومی‌ترین موتورهای AC در دستگاه‌هایی نظیر مخلوط کن و ابزارهای برقی خانگی مورد استفاده قرار می‌گیرند.

نام تجهیز :          موتور پله‌ای (stepper Motor)

نوع دیگری از موتورهای الکتریکی موتور پله‌ای است، که در آن یک روتور درونی، شامل آهنرباهای دائمی توسط یک دسته از آهنرباهایی با کنترل الکترونیکی روشن و خاموش شدن خارجی، کنترل می‌شود. یک موتور پله‌ای ترکیبی از یک موتور الکتریکی DC و یک سلونوئید است. موتورهای پله‌ای ساده توسط بخشی از یک سیستم دنده‌ای در حالت های موقعیتی معینی قرار می‌گیرند، اما موتورهای پله‌ای نسبتاً کنترل شده، می‌توانند بسیار آرام بچرخند. موتورهای پله‌ای کنترل شده با رایانه یکی از فرم های سیستم‌های تنظیم موقعیت است، بویژه وقتی که بخشی از یک سیستم دیجیتال دارای کنترل فرمان باشند.

نام تجهیز :          موتور خطی (Linear Motor)

یک موتور خطی اساساً یک موتور الکتریکی است که از حالت دوار در آمده تا بجای اینکه یک گشتاور (چرخش) گردشی تولید کند، یک نیروی خطی توسط ایجاد یک میدان الکترومغناطیسی سیار در طولش، بوجود آورد. موتورهای خطی اغلب موتورهای القایی یا پله‌ای هستند. می‌توانید یک موتور خطی را در یک قطار سریع السیر مگلو مشاهده کنید که در آن قطار روی زمین پرواز می‌کند.

پست


پست محلي است که تجهيزات انتقال انرژي درآن نصب وتبديل ولتاژانجام مي شود و با استفاده از کليد ها امکان انجام مانورفراهم مي شود.  درواقع کاراصلي پست مبدل ولتاژ ياعمل سويچينگ بوده که دربسياري از پستها ترکيب دو حالت فوق ديده مي شود. در خطوط انتقال DC چون تلفات ناشي از افت ولتاژ ندارد و تلفات توان انتقالي بسيار پايين بوده ودر پايداري شبکه قدرت نقش مهمّي دارند لزا اخيراًُ اين پستها مورد توجه قراردارند ازاين پستها بيشتردر ولتاژهاي بالا (800 کيلو ولت و بالاتر) و در خطوط طولاني به علت پايين بودن تلفات انتقال استفاده مي شود. درشبکهاي انتقال DC درصورت استفاده ازنول زمين مي توان انرژي الکتريکي دار توسط يک سيم به مصرف کننده انتقال داد.



انواع پست:
پستها را مي توان ازنظر نوع وظيفه، هدف، محل نصب، نوع عايق به انواع مختلفي تقسيم کرد.
براساس نوع وظيفه وهدف ساخت:
پستهاي افزاينده، پستهاي انتقال انرژي، پستهاي سويچينگ و کاهنده فوق توزيع .
 براساس نوع عايقي:
پستها با عايق هوا، پستها با عايق گازي که داراي مزاياي زيراست:
 پايين بودن مرکز ثقل تجهيزات در نتيجه مقاوم بودن در مقابله زلزله، کاهش حجم، ضريب ايمني بسيار بالا با توجه به اينکه همهً قسمت هاي برق دار و کنتاکت ها در محفظهً گازSF6 امکان آتش سوزي ندارد، پايين بودن هزينهً نگهداري باتوجه به نياز تعميرات کم تر، استفاده درمناطق بسيار آلوده و مرطوب و مرتفع .
معايب پستها با عايق گازي :
گراني سيستم و گراني گاز SF6 ، نياز به تخصص خاص براي نصب و تعميرات، مشکلات حمل و نقل وآب بندي سيستم.
 بر اساس نوع محل نصب تجهيزات :
نصب تجهيزات در فضاي باز، نصب تجهيزات در فضاي سرپوشیده .معمولاُ پستها را از 33 کیلو ولت به بالا به صورت فضای باز ساخته وپستهای عایق گازی راچون فضای کمی دارند سرپوشیده خواهند ساخت.
اجزای تشکيل دهنده پست :
پستهای فشار قوی از تجهیزات و قسمتهای زیر تشکیل می شود :
ترانس قدرت، ترانس زمین و مصرف داخلی، سویچگر، جبران کنندهای توان راکتیو، تاًسیسات جانبی الکتریکی ،ساختمان کنترل ، سایر تاًسیسات ساختمانی .
ترانس زمین:
از این ترانس در جاهایی که نقطهً اتصال زمین (نوترال) در دسترس نمی باشد که برای ایجاد نقطهً نوترال از ترانس زمین استفاده می شود .نوع اتصال در این ترانس به صورت زیکزاک Zn است .این ترانس دارای سه سیم پیچ می باشد که سیم پیچ هر فاز به دو قسمت مساوی تقسیم می شود و انتهای نصف سیم پیچ ستون اوٌل با نصف سیم پیچ ستون دوٌم در جهت عکس سری می باشد .
 ترانس مصرف داخلی:
از ترانس مصرف داخلی برای تغذیه مصارف داخلی پست استفاده می شود . تغذیه ترانس مصرف داخلی شامل قسمتهای زیر است :
تغذیه موتورپمپ تپ چنجر، تغذیه بریکرهای Kv2 ، تغذیه فن و سیستم خنک کننده، شارژ باتری ها، مصارف روشنایی، تهویه ها.
نوع اتصال سیم پیچ ها به صورت مثلث – ستاره با ویکتورکروپ (نوع اتصال بندی DYn11 )می باشد.
سویچگر:
تشکیل شده از مجموعه ای از تجهیزات که فیدرهای مختلف را به باسبار و یا باسبارها را در نقاط مختلف به یکدیگر با ولتاژ معینی
ارتباط می دهند .در پستهای مبدل ولتاژ ممکن است از دو یا سه سویچگر با ولتاژهای مختلف استفاده شود .
تجهیزات سویچگر:
باسبار:
که خود تشکیل شده از مقره ها، کلمپها، اتصالات وهادی های باسبار که به شکل سیم یا لولهًً توخالی و غیره است .بریکر، سکسیونر، ترانسفورماتورهای اندازه گیری وحفاظتی، تجهیزات مربوط به سیستم ارتباطی، وسایل کوپلاژ مخابراتی(که شامل : موج گیر،خازن کوپلاژ، دستگاه تطبیق امپدانس است .)
برقگیر:
که برای حفاظت در برابر اضافه ولتاژ و برخورد صاعقه به خطوط است که در انواع میله ای ، لوله ای ، آرماتور ، جرقه ای و مقاوتهای غیرخطی است .
جبران کننده های توان راکتیو:
جبران کننده ها شامل خازن و راکتورهای موازی می باشند که به صورت اتصال ستاره در مدار قرار دارند و نیاز به فیدر جهت اتصال به باسبار می باشند که گاهی اوقات راکتورها در انتهای خطوط انتقال نیز نصب می شوند .
انواع راکتور ازنظر شکل عایقی :
راکتور با عایق بندی هوا ، راکتور با عایق بندی روغنی .
انواع نصب راکتور سری :
راکتورسری با ژنراتور، راکتورسری باباسبار، راکتورسری با فیدرهای خروجی، راکتورسری بافیدرهای خروجی به صورت گروهی.
ساختمان کنترل:
کلیهً دستگاه های اندازه گیری پارامترها، وسایل حفاظت وکنترل تجهیزات ازطریق کابل ها از محوطهً بیرونی پست به داخل ساختمان کنترل ارتباط می یابد همچنین سیستمهای تغذیه جریان متناوب ومستقیم (AC ،DC ) در داخل ساختمان کنترل قراردارند،این ساختمان اداری تاًسیسات مورد نیاز جهت کار اپراتور می باشد که قسمت های زیر را دارا می باشد :اتاق فرمان ، فیدر خانه، باطری خانه، اتاق سیستم های توزیع برق (AC ،DC )اتاق ارتباطات، دفتر، انبار و ...

باطری خانه:
جهت تامین برق
DC   برای مصارف تغذیه رله های حفاظتی، موتورهای شارژ فنر و... مکانیزم های فرمان و روشنایی اضطراری و... نیاز به باطری خانه دارند که در اطاقکی تعدادی باطری با هم سری می شوند و دردو مجموعه معمولاً 48 و110ولتی قرارمی گیرد وهرمجموعه با یک دستگاه باطری شارژ کوپل می شوند .
اصول کار ترانس فورماتور :
1- تعریف ترانس فورماتور:
ترانس فورماتور از دو قسمت اصلی هسته و دو یا چند قسمت سیم پیچ که روی هسته پیچیده می شود تشکیل می شود. ترانسفورماتور یک دستگاه الکتریکی است که در اثرالقای مغناطیسی بین سیم پیچ ها انرژی الکتریکی را ازمدار سیم پیچ اولیه به ثانویه انتقال می دهد بطوریکه در نوع انرژی و مقدار آن تغییری حاصل نمی شود ولی ولتاژ و جریان تغییر می کند. بنابراین با صرفنظراز تلفات ترانس داریم :
P1=P2 --- V1 I1 = V2 I2= V1/V2 = I2/I1 = N1/N2
که اصول کار ترانسفورماتور براساس القای متقابل سیم پیچ ها است .
2ـ اجزاع ترانسفورماتور:
هسته، سیم پیچ ها، مخزن روغن، رادیاتور، بوشینگ های فشار قوی وضعیف، تپ چنجرو تابلوی مکانیزم آن، تابلوی فرمان، وسایل اندازه گیری و حفاظتی، شیرها و لوله های ارتباطی، وسایل خنک کننده، ترانس جریان، شاسی و چرخ...
3ـ انواع اتصّال سیم پیچ:
اتصال سیم پیچ های اولیه و ثانویه در ترانس معمولاً به صورت ستاره، مثلث، زیکزاک است .
4ـ ترانسفورماتور ولتاژ(
PT,VT ):
چون ولتاژهای بالاتر از 600
V را نمی توان به صورت مستقیم بوسیله دستگاه های اندازه گیری اندازه گرفت ، بنابراین لازم است که ولتاژ را کاهش دهیم تا بتوان ولتاژ را اندازه گیری نمود و یا اینکه در رله های حفاظتی استفاده کرد. ترانسفورماتور ولتاژبه این منظوراستفاده می شود که ترانسفورماتور ولتاژ از نوع مغناطیسی دارای دو نوع سیم پیچ اولیه و ثانویه می باشد که برای ولتاژهای بین 600 V تا 132 KV استفاده می شود .
5ـ ترانسفورماتور جریان(
CT ):
جهت اندازه گیری و همچنین سیستم های حفاظتی لازم است که از مقدار جریان عبوری از خط اطلاع پیدا کرده و نظر به اینکه مستقیماً نمی شود از کل جریان خط دراین نوع دستگاه ها استفاده کرد و در فشار ضعیف و فشار قوی علاوه بر کمییت ، موضوع مهم ایزوله کردن وسایل اندازه گیری و حفاظتی از اولیه است. لزا بایستی به طریقی جریان را کاهش داده و از این جریان برای دستگاه های فوق استفاده کنیم واین کار توسط ترانس جریان انجام می شود .
 پارامترهای اساسی یک
CT :
نقطه اشباع، کلاس ودقت
CT ، ظرفیتCT ، نسبت تبدیل CT .
6ـ نسبت تبدیل ترانس جریان:
جریان اولیه
Ct طبق IEC 185 مطابق اعداد زیرمی باشد که اصولاً باید در انتخاب جریان اولیه یکی از اعداد زیر انتخاب شود:
10-15-20-25-30-40-50-60-75-100-125-150
Amp   درصورتیکه نیاز به جریان اولیه بیشتر باشد باید ضریبی از اعداد بالا
انتخاب شود . جریان ثاویه
Ct هم طبق IEC 185 مطابق اعداد زیرمی باشد :
 1-2-5
برای انتخاب نسبت تبدیل
Ct باید جریان اولیه را متناسب با جریان دستگاه های حفاظت شونده و یا دستگاه هایی که لازم است بار آنها اندازه گیری شود انتخاب کرد .در موردCt تستهای مختلفی انجام می شود که رایج ترین آنها عبارت اند:
تست نطقه اشباع ، تست نسبت تبدیل ، تست عایقی اولیه و ثانویه .
7ـ حفاظتهای ترانس:
الف : حفا ظتهای دا خلی :
1- اتصال کوتاه :
A دستگاه حفاظت روغن (رله بوخهلتز، رله توی، B دستگاه حفاظت درمقابل جریان زیاد( فیوز، رله جریان زیادی زمانی ) ، C رله دیفرانسیل
2- اتصال زمین :
A مراقبت روغن با رله بوخهلتز، B رله دیفرانسیل، C سنجش جریان زمین
3- افزایش فلوی هسته :
A اورفلاکس
ب : حفا ظتهای خارجی :
1- اتصالی در شبکه :
A فیوز، B رله جریان زیاد زمانی ، C رله دیستانس
2- اضافه بار :
A ترمومتر روغن و سیم پیچ ، B رله جریان زیاد تاخیری ، C رله توی ب ، D منعکس کننده حرارتی ،
3- اضافه ولتاژ در اثر موج سیار :
A توسط انواع برق گیر
ج : خفا ظتهای غیر الکتریکی :
1- کمبود روغن : رله بوخهلتز ،
2-  قطع دستگاه خنک کن
3- نقص در تپ چنجر : رله تخله فشار یا گاز

انواع زمين کردن :
1ـ زمین کردن حفاظتی:
زمین کردن حفاظتی عبارت است از زمین کردن کلیه قطعات فلزی تاًسیسات الکتریکی که در ارتباط مستقیم ( فلزبه فلز ) با مدار الکتریکی قرار ندارد . این زمین کردن بخصوص برای حفاظت اشخاص درمقابل اختلاف سطح تماس زیاد به کار گرفته می شود .
2ـ زمین کردن الکتریکی:
زمین کردن الکتریکی یعنی زمین کردن نقطه ای از دستگاه های الکتریکی و ادوات برقی که جزئی ازمدارالکتریکی می باشد.
مثل زمین کردن مرکز ستارهً سیم پیچ ترانسفورماتور یا ژنراتور .که این زمین کردن بخاطرکار صحیح دستگاه و جلوگیری از ازدیاد فشار الکتریکی فازهای سالم نسبت به زمین در موقع تماس یکی از فازهای دیگر با زمین .
3ـ روشهای زمین کردن:
ـــ روش مستقیم :
مثل وصل مستقیم نقطه صفر ترانس یا نقطه ای از سیم رابط بین ژنراتور جریان دائم به زمین .
ـــ روش غیر مستقیم :
مثل وصل نقطه صفر ژنراتور توسط یک مقاومت بزرگ به زمین یا اتصال نقطه صفر ستاره ترانس توسط سلف پترزن (پیچک محدود کننده جریان زمین)
ـــ زمین کردن بار:
باید نقطه صفریااصولاً هرنقطه از شبکه که پتانسیل نسبت به زمین دارد توسط یک فیوز فشارقوی (الکترود جرقه گیر) به زمین وصل می شود.
ولتاژهای کمکی :
1ـ ولتاژکمکی (
DC 110):
این ولتاژ در پستها یکی از پراهمیت ترین ولتاژهای مورد نیاز تجهیزات است . کلیه فرامین قطع و وصل بریکر وتغذیه اکثر رله های موجود در هر پست ازهمین منبع تامین می شود .این ولتاژ توسط یک دستگاه شارژر سه فاز و یک مجموعه 10 ستی باطری12 ولتی به آمپراژ 165 آمپر ساعت ، یک تغذیه حفاظتی مطمئن را به وجود می آورد. ولتاژ 110 ولتی مستقیم وارد تابلوی توضیع
DC به مشخصه (+SB ) شده واز آنجا جهت مصارف گوناگون از جمله کلیه فرامین قطع و وصل، تغذیه موتور شارژ فنر بریکرهای KV 63 ،تغذیه سیستم اضطراری روشنایی توزیع می شود. ضمناً هر خط تغذیه مجهز به فیوزهای مجزا می باشد .
2ـ ولتاژکمکی (
AC ):
ولتاژ کمکی متناوب
V 380/220 ، توسط ترانس های کمکی هریک به قدرت KVA 100تأمین می گردد که سمت اولیه KV 20 توسط فیوزهای10A/20KV حفاظت می شود .مراحل ورود ولتاژ کمکی به تابلوی توزیع به این ترتیب است که ولتاژ وارد باکس (AL – T– QS – Q ) داخل محوطه می شود که خود باکس شامل کلید پاپیونی ، فیوزهای کتابی و بریکر V400 می باشد .سپس توسط کابل وارد تابلوی توزیع +SA شده و از طریق کلیدهای پاپیونی که به طور مکانیکی با هم اینترلاک شده اند وارد باسبار توزیع می شود ، ولتاژ متناوب V380/220 جهت تغذیه سیستم های روشنایی وگرمایی وموتورهای شارژ بریکرهای KV20 ،موتورتپ
چنجرترانس و شارژها و ... استفاده می شود.
اندازه گيری :
دستگاهای اندازه گیری روی تابلو کنترل برای قسمتهای مختلف شامل:
ـــ فیدر ورودی
KV63 شامل آمپرمتر با سلکتورسویچ ( تعیین بالانس بودن یا نبودن فازها ) ، ولتمتر با سلکتورسویچ .
ـــ فیدر ورودی
KV20 شامل آمپرمتر با سلکتور ، ولتمتر با سلکتور ،
مگاوات متر و مگاوار متر .
ـــ فیدر خروجی
KV20 شامل آمپرمتر با سلکتورسویچ فازها .
ـــ فیدرورودی
KV20 درداخل فیدر خانه شامل آمپرمتربا سلکتورسویچ، ولتمتر با سلکتورسویچ .
اينترلاکها :
اینترلاکها به دو دسته الکتریکی و مکانیکی تقسیم می شوند و جهت جلوگیری از عملکردهای ناصحیح تعبیه شده اند .
ـــ اینترلاکهای یک بی خط
KV63 : اینترلاک الکتریکی بین سکسیونر زمین خط و ترانس ولتاژ تعبیه شده و تا زمانیکه ترانس ولتاژ تحت ولتاژ شبکه باشد، اجازه بستن به سکسیونر زمین خط داده نمی شود .اینترلاک الکتریکی بین دو سکسیونر طرفین بریکر یک بی خط KV63تا زمانیکه بریکر در حالت قطع قرار نگیرد اجازه باز یا بسته شدن به سکسیونرطرفین داده نمی شود .
ـــ اینترلاکهای یک
KV63 ترانس فورماتور: اینترلاک الکتریکی بین بریکر KV63 وسکسیونر بی ترانس تا موقعی که بریکر در حالت قطع نباشد اجازه باز یا بسته شدن به سکسیونر داده نمی شود .
ـــ اینترلاکهای یک
KV20 ترانس فورماتور: اینترلاک مکانیکی بریکرکشویی ورودی KV20 تاهنگامی که بریکر در حالت وصل باشد ، پینانترلاک که در قسمت زیر بریکربین دو چرخ عقب بریکر کشویی قرار دارد ، اجازه داخل یا خارج شدن از فیدر را نمی دهد. هنگامی که بریکر در مدار وصل است پین مربوطه پشت نبشی که در قسمت کف فیدر پیچ است قراردارد واجازه خارج شدن بریکررانمی دهد .اینترلاک الکتریکی بین سکسیونر ارت سرکابل ورودی KV20 از ترانسفورماتور و بریکرهای KV20 و KV63 همان ترانس به این ترتیب است که تا موقعی که دو بریکر یاد شده درحالت قطع نباشد ، اجازه بستن به سکسیونر زمین سرکابل KV20 داده نمی شود .ضمناً تازمانیکه سرکابل ورودی KV20 زمین باشد بریکرهای KV20 و KV63 فرمان وصل قبول نمی کند .
ـــ انترلاک باس شکن
KV63 : اینترلاک الکتریکی بین چهار بریکر 63 کیلو ولت قطع نباشند ، اجازه بستن ویا باز کردن سکسیونر باس سکشن داده نمی شود .همچنین در صورتی که هرچهار بریکر 63 کیلوولت قطع باشد، اجازه باز و بسته شدن به سکسیونر باس شکن داده میشود .
ـــ اینترلاک سکسیونر زمین باسبار 20 کیلو ولت : در صورتی به سکسیونر زمین باسبار 20 کیلو ولت اجازه بسته شدن داده می شود که کلیه بریکرها همان باس (خروجی ها ،ورودی ها و باس کوپلر ) قطع باشند و سوکت بریکرهای انها نیز وصل باشد.
ـــ اینترلاک کلیدهای 400 ولت
AC :اینترلاک الکتریکی بین دو بریکر 400 ولت ترانسهای کمکی: بدین ترتیب که همیشه فقط یک بریکر میتواند در حالت وصل باشد. اینترلاک مکانیکی بین دو کلید پاپیونی روی تابو توزیع SA + طوری است که فقط یک کلید حالت وصل باشد.
حفاظت:
یک سیستم حفاظتی کامل شامل :
1- ترانسهای جریان و ولتاژ
2- رله های حفاظتی (تصمیم گیرنده وصدور فرمان)
3- کلید های قدرت
ـــ حفاظت های یک پست 63 کیلو ولت
ASEA شامل:
1ـ حفاظت های خط 63 کیلو ولت : دیستانس بعنوان حفاظت اصلی و اورکارنت پشتیبان
2ـ حفاظت های یک 63 کیلو ولت ترانس : اورکانت  و حفاظت های خارجی( (
REF
3ـ حفاظت های یک 20 کیلوولت ورودی ترانس : دایر کشنال اورکانت – ارت فالت –
REF و اندرولتاژ
4ـ حفاظت های داخلی ترانس قدرت : رله بوخلس – شاخص سطح روغن – شاخص حرارت روغن – شاخص حرارت سیم پیچ – دریچه تنفسی – فشار زیاد داخل تپ چنجر که ناشی از ازدیاد گازها در اثر اتصالی بوجود میایند.
5ـ حفاظت های یک 20کیلوولت خروجی: اورکانت – ارت فالت
6ـ حفاظت باس کوپلر 20 کیلوولت:اورکانت-ارت فالت – دایرکشنال
7ـ حفاظت های ترانس کمکی: شاخص حرارت روغن ورله بوخهلتز
8ـ حفاظت های بریکر400 ولت
AC : جریان زیاد ـــ رلهً حرارتی
9ـ رله سوپرویژن جهت کنترل و مراقبت مدارات قطع بریکرهای 63 ورودی و ترانس وهمچنین ورودی
KV20 ترانس قدرت .
رله های 63
kv ، 20kv REF در صورت بهم خوردن تعادل جریانی فازهای سیم پیچ واختلاف زاویهً 120 درجه بین فازها و در
نتیجه جریان دار شدن نقطه صفر سیم پیچ ، عملکرد رله
REF را بدنبال خواهد داشت .
عملکرد رلهً بوخهلتز:
در صورت بروز اتصال در داخل ترانس و متصاعد شدن گاز و همچنین حرکت سریع روغن ، منجر به عملکرد رلهً بوخهلتز خواهد
شد، که با توجه به شدت اتصال مدارات آلارم وتریپ به ترتیب بسته می شوند .پیش از برق دارکردن باید حرارتهای سیم پیچ و روغن کنترل شود .
سیستم آلارم:
بطور کلی هدف از کاربرد سیستم آلارم و سیگنال در پستهای فشارقوی آشکارساختن خطاها ومعایب بوده و در صورتیکه بهره بردار هنگام کارو مانور دچارخطا شود سیستم آلارم بهره بردار را مطلع وکمک می کند تا سریع تر خطا و عیب مشخص و قسمت معیوب در صورت نیاز مجزا و اقدامات لازم انجام گردد .خطا یا فالت با آلارم (بوق) شروع و همزمان سیگنال چشمکزن مربوطه در پانل آلارم ظاهر می گردد .وظیفه بهره بردار در این مواقع به این ترتیب است که ، ابتدا بوق را با دکمه پوش باتون
ALARM) ، (STOP   قطع می نماید. سپس کلیه سیگنال های ظاهر شده را کامل یادداشت نموده ، بعد از آن دکمه (ACCEPT ) را جهت پذیرفتن یا ثابت نمودن سیگنال فشار می دهیم .اگر فالت گذرا باشد ، که سیگنال ریست شده و در صورتیکه فالت پایدار باشد ، سیگنال ثابت میگردد .
مرحلهً بعدی پیگیری وبررسی جهت برطرف نمودن خطا می باشد .

تشریح سیگنالهای پست kv63 :
1- آلارم وسیگنالهای نمونه ـــ یک بی خط
KV63 .
2- آلارم وسیگنالهای نمونه ـــ یک ترانسفورماتور 63/20
KV .
3-آلارم وسیگنالهای نمونه ـــ قسمت 20
KV .
4- آلارم وسیگنالهای نمونه ـــ یک ترانسفورماتور کمکی ویک ترانسفورماتورارتینگ .
5- آلارم وسیگنالهای عمومی .
مراحل مانور:
1- مراحل بی برق نمودن یک بی خط
KV63 ونحوهً زمین :
قطع بریکر خط ، آرزمایش توسط سلکتور سویچ آمپرمتر، باز نمودن سکسیونرهای طرفین بریکر، آ زمایش خط توسط فازمتر، سلکتور ولتمتر خط، بستن سکسیونر زمین، نصب تابلوهای ایمنی روی تابلوی فرمان و کشیدن نوار حفاظتی در محدوده کار گروه .
2-مراحل بی برق نمودن یک خط
KV 20 و نحوه زمین :
قطع بریکر خط ، آرزمایش توسط سلکتور سویچ آمپرمتر، بیرون آوردن بریکر کشویی از داخل فیدر، آزمایش سر کابل خط توسط فازمتر، بستن کابل ارت به قسمت زمین فیدر و تخلیه فازها با استفاده ازفازوسط ، نصب تابلو ایمنی وهشدار دهنده روی فیدر وتابلوی فرمان بغل کلید مربوطه .
3ـ مراحل بی برق نمودن یک ترانس قدرت :
ـــ جابجایی تغذیه ولتاژ
V400 کمکی در صورت نیاز .
ـــ جابجایی تپ چنجرترانس ها
ـــ کنترل مقدار بار ترانس ها و امکان مانور بدون خاموشی .
ـــ قطع بریکر
KV20 ، قطع بریکر KV63 ، خارج نمودن بریکر کشویی ورودی KV20 ، بازنمودن سکسیونر KV63 ترانس یاد شده ، قطع کلید پاپییونیV400 بیرونی، زمین نمودن سرکابلKV20 ازطریق اتصال زمین سرکابل ورودی،بستن کابل ارت سمت KV63   ترانس قدرت و جدا نمودن قسمتهای برق دار از قسمتهای بی برق با علائم ایمنی .
4ـ مراحل بی برق نمودن باس بار
KV20 جهت کارگروه :
قطع کلید بریکر و فیوز تغذیه بریکر، ثبت بار وثبت زمان قطع بریکر در دفتر روزانه .